امروز: دوشنبه 23 فروردين 1400
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 07 فروردين 1400 - 10:00
ویژه پاسداشت مرحوم حاج محمد نبی مهاجری برازجانی (7)

 اتحادخبر-علی اعتصامی: حاج محمد نبی مهاجری مردی بلند قد، خوشرو و سفید با چشمانی آسمانی بود. پدر وی که شغل آهنگری داشت وی را روزی پشت کوره ذوب آهن گذاشت که کار کند در نخستین روز دستهای او سوخت و مجروح شد پدر که به وی علاقه زیادی داشت خطاب به او گفت: پسرجان! تو برای این کار خلق نشده ای برو فکر دیگری کن. او راهی حوزه خلیج و هندوستان شد....

حاج محمد نبی مهاجری برازجان، حکیم و طبیب عصر خویش

 علی اعتصامی:    

 

  بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی
 در سینه های مردم دانا مزار ماست


 ازکارگری کوره های ذوب آهن تا حکمت وطبابت؛ پیش از ورود به گفتار پیرامون شخصیت روانشاد مهاجری اجازه فرمائید قطعه کوچکی از خاطره جالب و پند آموز خود ایشان را بگویم: اوایل شبی بسیار سرد زمستانی که نماز عشا به اتمام رسیده بود صدای دق الباب منزل به گوشم رسید یکی از بچه ها در را باز کرد میهمان شخص محترمی بود گفتم او را محترم  بدارند و پذیرائی کنند میهمان فرمودند آقا کربلائی( تا آن وقت به مکه مشرف نشده بودم) وقت تنگ است جان دختر بسیار جوانی   درخطراست آمدم به شما توسل جویم  گفته اند در گلوی او سلاطون است (مقصود سرطان بود) نه قدرت نفس کشیدن دارد و نه غذا خوردن. گفتم: آخر سلاطون که کار من نیست  فرمودند: یک دیداری از آن دختر جوان که تا دوروز قبل هم سالم بوده بکنید.

 

به یاد تجربه وکار بقراط طبیب یونانی افتادم و شبانه  مقداری دارو و وسایلی که احتمال کارآیی داشت برداشته وبا توسل و توکل به خدا حرکت کردم قریه بنداروز و یکسر به خانه مریض رفتم. زنانی چند اطراف دختر منتظر مرگ او نشسته بودند، حاضرین را بیرون کردم و چند سوال که علامت سرطان بود از وی پرسیدم. به سختی و علامت دست پاسخ می داد. یقین کردم که بیماری سرطان نیست. برق هم نبود با چراغ دستی که همیشه همراهم بود حلق و ته زبان دختر را  معاینه کردم سر و انگشتان یک زالو را که در حلق او فرو رفته بود دیدم بلافاصله با منقاش بلندی که همراه داشتم سر  زالو  را گرفته و آرام به نحوی که تن پاره نشود زالو را  از حلق او خارج کردم. زالو به سبب  خوردن خون دختر بسیار چاق شده و راه تنفس و  گلو را بند  آورده بود. دختر جوان یک باره نفس عمیقی کشید واز جا بر خواست  گفتم: دخترم آب قنات خورده ای و زالو درحلقت مانده است و به حمدالله ازمرگ حتمی نجات یافتی. هفته بعد مادر با دختر به منزل من آمدند درحالی که بره ای نیز همراه داشتند یک روز از مادر و دختر پذیرائی  کردیم. گوسفند  را هم فروخته پولش را به خودشان دادم و گفتم: کار من خدائی است نه برای پول؛ آنها را با مقداری دارو برای زخم گلو  به ده برگرداندم.


 و اما در توصیف خود روانشاد عرض کنم وی مردی بلند قد، خوشرو و سفید با چشمانی آسمانی بود. پدر وی که شغل آهنگری داشت وی را روزی پشت کوره ذوب آهن گذاشت که کار کند در نخستین روز دستهای او سوخت و مجروح شد پدر که به وی علاقه زیادی داشت خطاب به او گفت: پسرجان! تو برای این کار خلق نشده ای برو فکر دیگری کن. محمد نبی  به مکتب خانه ها سر میزد و به خواندن و نوشتن علاقمند شد. از شانس بد؛ پدرش فوت کرد و او سرپرست برادران و خواهرانش شد. به ناچار راه  تجارت و داد وستد را پیش گرفت وچون شهر برازجان کوچک و در تنگنای بیکاری بود لاجرم راهی حوزه خلیج و هندوستان شد. در کراچی که آن زمان شهری بزرگ و جزء هند بود داروها و طب سنتی بسیار مورد توجه بود ومرحوم مهاجری بدان کار علاقمند شد و مقداری دارو و خاطره پزشکی با خود به برازجان آورد. از محل پس اندازی که کرده بود؛ برادران و خواهرانش را سروسامان داد و سپس در محضر مرحوم شیخ محمد حسن تلمذ کرد و با جستجوی فراوان به کتاب طبی ابوعلی سینا دست یافت و شغل عطاری پیشه کرد. پس از ورود مرحوم شیخ  عبد الحسین اعتصامی به برازجان در محضر وی  کسب دانش فقهی و حدیث و تفسیر قرآن کرد  طبابت و حذاقت او شهره شد و درغیاب پزشکی نوین او تنها مرجع بیماران  حوزه بوشهر و دشتستان و تنگستان شد. از دگر خصلت های نیکو و انسانی او تشکیل مجالس و محافل کتابخوانی بود که هرهفته دوستان و یاران خود را  گرد آوری وکتب مختلفه از تفسیر قرآن تا احادیث  رجال، حدیث ودانش طب سنتی و نجوم را مطالعه و مباحثه و تعاطی اندیشه می شد.

 

در سال معروف به سال آزاری که احتمالا همان آنفلوآنزای اسپانیائی بود که فراگیر مردم جهان زمینی شده بود ودانش پزشکی هم راه رهائی از آن نداشت برای بیماران در قید حیات از ثروتمندان برازجان و شیراز  اعانه جمع آوری وداروی گیاهی تهیه و به رایگان تقسیم و چون فوت شدگان بسیار فراوان و مسئولین توانائی کفن ودفن نداشتند حاج محمد نبی دوستان و اقوام خود را جمع و هر یک را مامور کاری برای حمل جنازه و آماده کردن آرامگاه کرد و خود مسئولیت غسل و کفن ودفن اموات و نماز برآنها را عهده دار بود وبرای جلو گیری از ابتلاء از شیراز کلاه زمستانی که سر و گردن و صورت را پوشش می داد تهیه و تعدادی دستکش چرمی و کفش چرمی بلند از شیراز وارد و میا ن  مردم تقسیم  کرد. از محل جمع آوری وجوه از ثروتمندان شیراز، جوانان بی بضاعت را صاحب زوجه و کار میکرد این مختصری از کارهای انسانی و دینی او بود و شرح همه کارهای  نیک و انسانی وی مثنوی هفتاد من کاغذ  است و این مجال  ومحل  تنگ یارای ذکر همه را ندارد. که رحمت برآن تربت پاک باد.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • اصناف دشتستان توصیه های بهداشتی را جدی بگیرند/مشاغل گروه های۲ و ۳ و ۴ تا اطلاع ثانوی تعطیل هستند
  • پروژه های عمرانی در حال اجرا در سطح شهرستان دشتستان+جزئیات
  • برداشت گندم در شهرستان دشتستان آغاز شد
  • بررسی لایحه منطقه آزاد بوشهر در کميسيون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور استاندار بوشهر
  • دیدار مدیران باشگاه مشیر دالکی با مدیر مسئول اتحاد جنوب و اتحاد خبر
  • راه نرفته ای بنام سید حسن خمینی
  • آغاز دور مقدماتی فوتسال دسته دو بزرگسالان کشور / برد 2 بر یک تیم مشیر دالکی در دربی هم‌استانی‌ها
  • میزان افزایش حقوق بازنشستگان با ۳۰ سال سابقه
  • آغاز صدور کارت اعتباری خرید با توثیق سهام عدالت یا یارانه
  • نماز جمعه این هفته در هیچ یک از شهرهای استان بوشهر اقامه نمی‌شود‌
  • مثبت شدن نصف تست‌ها در فارس/ساده‌انگاری متهم موج چهار
  • خط و نشان دادستان برای بنگاه‌های ملکی غیرمجاز شیراز
  • خبر استعفای رئیس قوه قضاییه تکذیب شد
  • آخرین خبر درباره یکسان‌سازی حقوق بازنشستگان
  • کمتر از ۲ درصد مبتلایان به کرونا در فارس فوت کرده‌اند
  • .: عالی عالی عالی حدود 7 ساعت قبل گفت: عالی عالی عالی ...
  • .: حسین حدود 9 ساعت قبل گفت: بر خلاف صد در ...
  • .: غلومرضا حدود 16 ساعت قبل گفت: باور کنید سید حسن ...
  • .: غلومرضا حدود 16 ساعت قبل گفت: طرفداران سیدحسن، میخواهند از ...
  • .: بوشهر حدود 17 ساعت قبل گفت: به مجمع بگویید FATF ...
  • .: بوشهر حدود 17 ساعت قبل گفت: اول وی اندیشه معتدل ...
  • .: ن حدود 20 ساعت قبل گفت: جناب وزیر محترم عدالت ...
  • .: اکبری 1 روز قبل گفت: آیت الله جوان سید ...
  • .: علی حدود 2 روز قبل گفت: باورت اشتباه است ،چون ...
  • .: محمدعلی دردانه حدود 2 روز قبل گفت: ایشون با روحانی هیچ ...