امروز: دوشنبه 23 فروردين 1400
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 20 اسفند 1399 - 18:24
اختصاصی اتحاد خبر

اتحاد خبر :_ اصغر علی خانی : کُت و شلوارِ شیکی به تن زده بود.آفتاب؛ دیوانه وار، بر گُرده ی شهرِ پیر می تابید.از دور صدایش زدم.سلام و علیکی کردیم.آرام و مهربان تر شده بود.از روزگارش پرسیدم.قبل از آن که در دالانِ ذهنش پاسخی بیابد؛ گفتم: در زیرِ این آفتاب جیرینگ کُت پوشیده ای! لابد خبری است! مدیریتِ شاقَی؟ مسئولیتِ گردن کلفتی؟ یا شاید مانند دوره ی قبل....

گل هایی که در نسیمِ انتخابات می شکفد!!

اصغر علی خانی

کُت و شلوارِ شیکی به تن زده بود.آفتاب؛ دیوانه وار، بر گُرده ی شهرِ پیر می تابید.از دور صدایش زدم.سلام و علیکی کردیم.آرام و مهربان تر شده بود.از روزگارش پرسیدم.قبل از آن که در دالانِ ذهنش پاسخی بیابد؛ گفتم: در زیرِ این آفتاب جیرینگ کُت پوشیده ای! لابد خبری است! مدیریتِ شاقَی؟ مسئولیتِ گردن کلفتی؟ یا شاید مانند دوره ی قبل، دیگِ خدمتت به جوش آمده و می خواهی کاندیدایِ نسلِ جوان در کارزارِ دموکراسی باشی و با شعارهایِ پرملات، کرسیِ پارلمان شهری را فتح الفتوح کنی!
مبلغی سیاه شد، مثل زغال آتش گرفته گُر گرفت و گفت:"بر گورِ پدرم می خندم اگر بخواهم کاندید بشوم.!"سپس، ماجرای نامزدیِ چند سال قبلِ خود را با آب و تاب این گونه تعریف کرد:

زندگی آرام و بی دردسری داشتم.احساس می کردم روی ریلِ یک نواختِ حیات بدون هیچ هیجان، پستی و بلندی قدم گذاشته ام و حوادث دارند مرا به جلو می رانند.تمام زندگی ام شده بود چهار محصّل. از صبح تا شام مثل کشیش ها، پند و اندرز می دادم.گلستان و بوستانِ شیخ را به مغزها چهار میخ می کردم.خردِ ناصر خسرو را مثل ریگ بیابان در این کلاس و آن آموزشگاه خرج می کردم و ...فکر می کردم چون در زمانِ دانش آموزی مبصر کلاس بوده ام و اکنون میانِ همکاران برو بیایی دارم؛ می توانم در پارلمانِ شهری سقف فلک را بشکافم و در امور شهری طرحی نو در اندازم.
دردسرتان ندهم! بدون آن که چهل سَر ازسرانِ قوم و قبیله را همراه خود وارد حوزه ی ثبت نام کنم و ساختمانِ فرمانداری را با غرش"شیراوژن" بلرزانم و زنگ هشدار و"خاموش باشید."را برای رقبا به صدا در آورم. تک و تنها- مثل روزی که از مادر متولد شده بودم- با یک پیراهنِ چهارخانه و یک شلوارِ پارچه ایِ راه راه، وارد شدم.مدارک را دادم و امضایی خوشگل پای هر فرم انداختم و با یک لبخندِ ژوکوند در مقابلِ دوربین از پله ها پایین آمدم.
 اطرافیان وقتی شنیدند، گفتند: چه جور یک باره تصمیم گرفتی؟ تو که هیچ خبر و اخباری اطرافت نبود!
و برخی حسابی دل ما را خالی می کردند و می گفتند؛ تو چیزی نمی شوی! خودت را زیاد اذیت نکن! لقمه ی چپِ فلان و بهمان هستی! و گروهی فازِ دل سوزی می گرفتند که؛ تو انسان پاکی هستی. خودت را خراب نکن!تو کجا و سیاست کجا؟!!! فکر نمی کردم خودت را وارد این بازی مزخرف کنی!
و گروه سوم؛ دم به دم سوال می کردند که تو چه کاری برای شهر کرده ای که خودت را انداخته ای صاف وسطِ میدان؟ هدفت از راه انداختنِ این ماجرا چیست؟ تسهیلات! امکانات! کدام حزب و گروه ناتویی تو را هُل داده وسطِ معرکه؟ سرت به کدام آخور بند است؟
و عده ای به زبان شیرین طنز می گفتند: به نظر؛ پدر و مادرت تا حالا فحش نخورده اند.آمده ای در این بازارِ مکاره، مشتی سوغات از نوعِ لیچار بارِ آن ها کنی!
در این میان بودند کسانی که هورا می کشیدند، آفرین می گفتند و با جمله ی" پشتوانه یِ تو جوانان هستند" ما را شیر می کردند.
:در این وانفسا، بی خیالِ همه چیز داشتیم به زندگی عادی بر می گشتیم که فامیل و دوستان گوشی را از جا کندند که فلانی چه نشسته ای که فلان نامزد از یک سال قبل دوره افتاده و رفت و آمد به خانه های بزرگانِ احزابِ شهر را کلید زده است!
اگر قصد شرکت نداشتی، نمی آمدی!حالا که آمده ای، با آبرویِ ایل بازی نکن و مقتدرانه عمل کن.
برو به خانه فلان و بهمان که رأیِ فلان طایفه روی انگشتان ایشان می چرخد.چندرغازی که با عرقِ جبین در طول سال ها از فرهنگ گرفته بودم و قِران قِران روی هم گذاشته بودم برای روز مبادا تا فردا روز پیشِ فرزندان خلف شرمنده  نباشم و زحمتِ کفن و دفنم به دوش همسایه ها نیفتد؛ می دادم گل و شیرینی های آن چنانی و می رفتم دربِ منزلِ آدم هایی که اگر مجبور نبودم، به ریختشان هم نگاه نمی کردم.
وقتی اقارب دیدند که سرِ کیسه را حسابی شُل کرده ام؛ هر چه طرح و برنامه در ضمیر ناخودآگاه داشتند، رو کردند:
-گرفتن عکس در نوع و اندازه های متفاوت؛ رنگی، یقه آخوندی، در حال تفکر، کتابِ قانون زیرِ بغل،یخه به یغما رفته، اتو کشیده، لبخند ملیح بر لب.نگاه به افق دور و ...و کوبیدن به هر در و دیوارِ خالی و گذاشتن لایِ هر در و روزنه ی گشادی.
-اجاره ی دو مغازه در خیابان اصلی شهر به عنوان ستاد انتخابات خواهران و برادران با معیتِ سیستم های صوتیِ گوش خراش برای راه رفتن روی اعصابِ خلق.
 -شرکت مستمر در مراسم ختم و چهلم متوفی از هر ایل و تیره، تجدید بیعت با شهدا و حضور در گلزار هر پنج شنبه و جمعه
-ارسال پیامک های دسته جمعی و تماس با مافیایِ تعیین کننده یِ سرنوشتِ انتخابات.
-دعوت و پذیرایی از گردن کلفت های شهر
-میتینگ های آتشین و شعاری در مکان های استراتژیک
-رساندن نسب خود به یک سیدِ جلیل القدر، یک نامِ باکرامت یا شمع روشن کنِ امام زاده   
و در آخر؛ تشکیل یک مجمع از قلچماق های شرورِ موتور سوار برای شورش و ضربه به ستادهای رقیبان سریش!
 برخی را به جا آوردم و بیش تر را انجام ندادم.
در روز تمرین دموکراسی، چیزهایی دیدم که نمی دیدم و مسائلی شنیدم که نباید می شنیدم!
 دیدم قطاری از آدم ها دربِ حوزه های رای گیری مثل کِنه به پر و پای آدم ها می چسبند فقط و فقط برای یک تک رأی!
گروهی حامیان دستِ ننه های شَل و پَل و آقا بزرگ های کر و کور را از هم می قاپیدند تا همراه ایشان بروند! و نامِ مبارک نامزد خود را در برگه ی رأیِ آن ها درج کنند.
گروهی با مینی بوس ها می رفتند.چیزی نمی گذشت که بر می گشتند.کیپ تا کیپ آدمِ بی خانمان و روستایی با شناسنامه های آماده ی رأی گیری..
 چیزی نمانده به پایانِ دموکراسی؛ دسته ای بازار آزاد راه می انداختند و به شکل پایاپای یا نقد رأی ها را به کیسه نامزد می ریختند...
شمارش آرا که آغاز می شود؛ خسته از جدل های انتخاباتی با این و آن، تخت می گیرم می خوابم تا هیچ نبینم و نشنوم.
فردا صبح، دیدم رفیق پیامک فرستاده که؛ اول؛ امیدوار شدم به رأی تو.در ادامه؛ هر صندوقی که اعلام می شد شش هفت پله به ته جدول نزدیک می شدی.فقط خدا را شکر؛ آخر نشدی!!!
 بار دیگر به ضرب المثلِ"هر کسی را بهر کاری ساختند" ایمان آوردم...



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • اصناف دشتستان توصیه های بهداشتی را جدی بگیرند/مشاغل گروه های۲ و ۳ و ۴ تا اطلاع ثانوی تعطیل هستند
  • پروژه های عمرانی در حال اجرا در سطح شهرستان دشتستان+جزئیات
  • برداشت گندم در شهرستان دشتستان آغاز شد
  • بررسی لایحه منطقه آزاد بوشهر در کميسيون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور استاندار بوشهر
  • دیدار مدیران باشگاه مشیر دالکی با مدیر مسئول اتحاد جنوب و اتحاد خبر
  • راه نرفته ای بنام سید حسن خمینی
  • آغاز دور مقدماتی فوتسال دسته دو بزرگسالان کشور / برد 2 بر یک تیم مشیر دالکی در دربی هم‌استانی‌ها
  • میزان افزایش حقوق بازنشستگان با ۳۰ سال سابقه
  • آغاز صدور کارت اعتباری خرید با توثیق سهام عدالت یا یارانه
  • نماز جمعه این هفته در هیچ یک از شهرهای استان بوشهر اقامه نمی‌شود‌
  • آخرین خبر درباره یکسان‌سازی حقوق بازنشستگان
  • مثبت شدن نصف تست‌ها در فارس/ساده‌انگاری متهم موج چهار
  • خط و نشان دادستان برای بنگاه‌های ملکی غیرمجاز شیراز
  • خبر استعفای رئیس قوه قضاییه تکذیب شد
  • کمتر از ۲ درصد مبتلایان به کرونا در فارس فوت کرده‌اند
  • .: عالی عالی عالی حدود 8 ساعت قبل گفت: عالی عالی عالی ...
  • .: حسین حدود 10 ساعت قبل گفت: بر خلاف صد در ...
  • .: غلومرضا حدود 17 ساعت قبل گفت: باور کنید سید حسن ...
  • .: غلومرضا حدود 17 ساعت قبل گفت: طرفداران سیدحسن، میخواهند از ...
  • .: بوشهر حدود 18 ساعت قبل گفت: به مجمع بگویید FATF ...
  • .: بوشهر حدود 18 ساعت قبل گفت: اول وی اندیشه معتدل ...
  • .: ن حدود 21 ساعت قبل گفت: جناب وزیر محترم عدالت ...
  • .: اکبری 1 روز قبل گفت: آیت الله جوان سید ...
  • .: علی حدود 2 روز قبل گفت: باورت اشتباه است ،چون ...
  • .: محمدعلی دردانه حدود 2 روز قبل گفت: ایشون با روحانی هیچ ...