امروز: جمعه 08 اسفند 1399
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 29 بهمن 1399 - 10:00
اختصاصی اتحاد خبر/ سرویس ادبیات حماسی

اتحادخبر-مهدی بردبار: در این بخش به نقد دیدگاه دکتر خالقی درباره ی بیت های " ز شیرِ شتر خوردن و سوسمار " خواهیم پرداخت. دکتر خالقی در کتاب یادداشت های شاهنامه در شرحِ بیتِ (۱۵۴) از پادشاهی یزدگردِ شهریار چنین می گوید:" این دو بیت (یعنی ز شیرِ شتر خوردن و سوسمار. نگارنده) که در شمارِ مشهورترین بیت های شاهنامه اند ، در دوازده دستنویسِ ما و...

ز شیرِ شتر خوردن و سوسمار (۴)

مهدی بردبار:

 

در این بخش به نقد دیدگاه دکتر خالقی درباره ی بیت های " ز شیرِ شتر خوردن و سوسمار " خواهیم پرداخت. دکتر خالقی در کتاب یادداشت های شاهنامه در شرحِ بیتِ (۱۵۴) از پادشاهی یزدگردِ شهریار چنین می گوید:


" این دو بیت (یعنی ز شیرِ شتر خوردن و سوسمار. نگارنده) که در شمارِ مشهورترین بیت های شاهنامه اند ، در دوازده دستنویسِ ما و نیز در دستنویسِ شاهنامه در کناره ی ظفرنامه و دستنویس دایره المعارفِ (سعدلو) و دستنویسِ بی تاریخِ لنینگراد و بسیاری از دستنویس های دیگرِ این کتاب نیست و در میانِ دستنویس هایِ ما تنها در سه دستنویس و در ترجمه ی بُنداری آمده اند.

 

همچنین کار رفتِ دو واژه ی تازیِ " ملک " و " عجم " اصالتِ آن ها را سخت مشکوک می کند. البته از زبانِ مردم " تاجِ کیانی " شنیده می شود و نه " ملکِ عجم ". ولی هر سه دستنویسِ ما " ملکِ عجم " دارند و بُنداری نیز گویا در دستنویسِ خود همین را داشته است. اگر این سه دستنویس و بویژه بُنداری " تاجِ کیانی " داشتند ، نگارنده این دو بیت را به متن می آورد ، ولی باز آن ها را در چنگکِ شک می نشاند. البته مضمونِ این دو بیت و بویژه بیتِ نخستین از نسب هایی ست که ایرانیان از دیرباز به تازیان می دادند و در شاهنامه باز هم در بیت هایِ برافزوده آمده است. "


نخست چنان که در بخش های پیشین یاد آور شدیم برای این که اصالت یک بیت از شاهنامه را اثبات کنیم تنها وجودِ آن در اقدم نُسَخ کافی ست مگر این که بیت سرایشی ضعیف و سست داشته باشد. چنان که در نقد و تحلیل دیدگاه دکتر خطیبی بیان داشتیم این بیت ها به هیچ روی سرایشی سست و ضعیف ندارند و از لحاظ کاربردِ واژگان نیز کاملا با فضای شاهنامه سازگار و منطبق بوده دارای بنیانی استوار و محکم هستند بنابراین آمدنِ این بیت ها در شاهنامه ی برگردان عربی بُنداری کافی ست تا اصالت آن ها به اثبات برسد:


" ثم بلغ بکم الأمر من شربکم ألبان و أکلکم أضباب القیعان إلی تمنی أسرة الملوک العجم أرباب التخوت و التیجان. "
برگردان محمد آیتی: " از شیرِ شتر خوردن و سوسمار اکنون به جایی رسیده اید که تختِ شاهانِ ایران آرزو کنید ، که صاحبانِ تاج و تخت اند! "


با این وجود چنان که در بخش های گذشته بیان کردیم به گفته ی خود دکتر خالقی " در میان دستنویس های ما (مورد استفاده ی ایشان . نگارنده) تنها در سه دستنویس (یعنی لنینگراد ۷۳۳ق و کراچی ۷۵۲ق و لنینگراد ۸۴۹ق) آمده است ". بنابراین دستنویس های دیگر بحز اقدم نُسخ یعنی برگردان عربی بُنداری اصفهانی نیز اصالت این بیت ها را تایید می کند.


و اما دکتر خالقی تقریر داشته اند که: " همچنین کار رفتِ دو واژه ی تازیِ " ملک " و " عجم "‌ اصالت آن ها را سخت مشکوک می کند. البته از زبانِ مردم " تاجِ کیانی " شنیده می شود و نه " ملکِ عجم ". ولی هر سه دستنویسِ ما " ملکِ عجم " دارند و بُنداری نیز گویا در دستنویسِ خود همین را داشته است. اگر این سه دستنویس و بویژه بُنداری " تاجِ کیانی " داشتند ، نگارنده این دو بیت را به متن می آورد ، ولی باز آن ها را در چنگکِ شک می نشاند. "
در این جا باید به دکتر خالقی چنین پاسخ گفت که چنان که اشاره رفت در برگردانِ بُنداری " ملکِ عجم " به کار نرفته است بلکه به روشنی " تختِ عجم = أسرة الملوک العجم " به معنای " تختِ پادشاهانِ ایران " آمده است. بنابراین در لتِ یاد شده (که تختِ عجم شان کند آرزو) دو واژه ی تازی به کار نرفته است زیرا که واژه ی " تخت " یک واژه ی کاملا اصیلِ پارسی ست. همچنین در مورد واژه ی " عجم " نیز واژه ای عربی نیست و نشانه های پارسی بودن آن بسیار بیشتر از نشانه هایِ ضعیفِ عربی بودنِ آن است. روانشاد دکتر جوادِ برومندِ سعید در مقاله ی بررسی واژه ی " اعجم " در فصلنامه ی کرمان و مقالاتِ متعددِ دیگر و در کتابِ " نوروزِ جمشید " استدلال هایِ خود برای ارتباطِ بینِ " جم و اجم و عجم " را نوشته است.

 

به گفته ی ایشان واژه ی " آلِ جم " و " اجم " در ادبیاتِ عربی و پارسی وجود داشته است. کتاب "ِ اسنادِ خلیجِ فارس ، میراثی کهن و جاودان نوشته دکتر محمدِ عجم رویه های (۲۲ تا ۴۴) در فصلِ نام های ایران پرشیا و مُلکِ جم و بلادِ عجم نظر دکتر برومند را با اسناد جدیدتر تایید و ایرادهای وارده بر آن را به دلایلِ متعدد رد نموده است. الف)‌ کاربرد فراوانِ آن در کتب و اشعار شاعران دوره جاهلی " مُلُوکِ عجم " و مُلکِ عجم " و " آلِ جم " قابلِ کند و کاو است و نشان می دهد این واژه در آغاز معنیِ ساده ای داشته و به " جم " مربوط بوده ولی معنی های دیگر بعدها بر آن واژه بار شده است. در معرب سازی تغییراتِ مختلفی مانندِ حذف و اضافه و قلبِ حروف صورت می گیرد از جمله: حرفِ " ا " در " اجم ". در معربات اضافه شدنِ حرفِ به ویژه " ا " بسیار رایج است مانندِ " اصفهان " معرب شده از " سپاهان " ، " اسکرجه " از واژه ی " سکرچه " ، " اقلیم " از " کلیمت " که " ا " به آن اضافه شده است. الفِ زاید یا اضافی در زبانِ عربی به ویژه در معرب سازی بسیار مرسوم بوده که ممکن است از " ال " تعریف و یا این که بخاطر راحتی و یا زیبایی بیان شده باشد. تبدیل " ا " به " ع ". در معرب سازی و در زبان عربی بسیار رایج است مانند: واژه ی " یار "‌ و " ایار " که به " عیار " تبدیل و معرب شده یا " اتر " که به " عطر " ، " اسغلان " که به " عسغلان " و... معرب شده اند.

 

" ال " تعریف نیز می تواند با حذفِ " ل " و یا حذفِ " ا " صورت گیرد و بیشتر با حذفِ لام صورت می گیرد چون طبقِ قاعده " ال " در حروفِ قمری بدونِ " ل " تلفظ می شود که هر دو شکلِ آن باز هم در زبانِ عربی مرسوم است. تبدیل شدنِ " ل " به " ع "در معربات: ایرادی که گرفته اند این است که " ل " در " آلِ جم " (قومِ جم) نمی تواند در انتقالِ شفاهی و لغوی به " اجم " تبدیل شود اما نمونه های بسیار زیادی از تبدیلِ " ل " به " ع " وجود دارد. به طور مثال می توان از تبدیل شدنِ " ل " در زبانِ عربی به " ع " به واژه ی " لشگر " و معرب شده ی آن " عسکر " و واژه ی عربی " عنکر " که از " لنگر " معرب شده است اشاره نمود. همچنین شاعران (سبعه) دوره ی صدرِ اسلام به خوبی جم و مُلُوکِ اجم (شاهانِ ایران) را می شناخته اند که همگی در اشعارِ خود از این گونه واژه ها همانندِ مُلُوکِ عجم بارها نام برده اند مانند: عنترة بن شداد و لبید بن ربیعه عامری و نضر بن حارث. دیگر شعرای دوره ی جاهلی و یا اوایلِ اسلام در اشعارِ خود بارها از مُلُوکِ عجم و مُلکِ عجم و الاعاجم نام برده اند. در آن زمان عرب در جایگاهی نبوده است که بتوانند به ایرانیان که اربابانِ آنان بودند فخرفروشی و تحقیر روا دارند (آن گونه که واژه ی " عجم " به غلط گنگ و لال معنا می شود) بلکه در اشعارِ آن دوره تکریم و بزرگداشت ایرانیان وجود دارد. مانند شعر: " عاتقا من اذرعات معتقا / مما تعتقة مُلُوک الاعجم. غدا یمر الاعاجم من یدی و...


و نیز باید توجه داشت که گرد آورندگانِ شاهنامه ی ابومنصوری که در ایران پرستی آنان جای هیچ شکی نیست و منبع اصلی سرایش شاهنامه توسط فردوسی بزرگ بوده است از " ملوکِ عجم " در مقدمه ی این کتاب استفاده کرده اند و شعوبیون که هرگونه شائبه ی تحقیر از سویِ اعراب را به بدترین شکل ممکن پاسخ می گفتند و به میراث ایران باستان بسیار پایبند بوده و به آن فخر می فروختند با کمال میل و با افتخار خود را " عجم " می نامیدند.
بنا بر آنچه گذشت واژه ی " عجم " نیز عربی نیست بلکه معرب شده ی واژه ی " جم و اجم " است بنابراین هر دو واژه ی " تخت و عجم " ریشه ای پارسی دارند و حتی اگر به فرض واژه ی " عجم " در کنارِ " مُلک " هم بیاید یعنی (که مُلکِ عجم شان کند آرزو) باز هم ایرادی بر آن وارد نیست. به علاوه در شاهنامه دو واژه ی عربی در کنار یکدیگر نیز آمده است مانند لتِ دویم این بیت در دیباچه ی شاهنامه که واژگان " رمز " و " معنی " در کنار یکدیگر آمده است:


ازو هر چه اندر خورد با خرد
" دگر بر رهِ رمز معنی برد "


بنا بر آنچه رفت ایرادهایی که دکتر خالقی نیز به بیت های " ز شیرِ شتر خوردن و سوسمار " وارد کرده اند با پاسخی که به آن داده شد هیچ گونه ضربه ای به بیت های یاد شده وارد نمی کند و نگارنده پیشنهاد می دهد که این بیت ها به جایگاه خود در متن اصلی شاهنامه وارد شود.



بُن مایه:

یادداشت های شاهنامه / جلدِ سوم ، بخشِ چهارم
شاهنامه برگردان به عربی / از بُنداری اصفهانی
فرهنگِ جاروتی / قرن هشتم
اسنادِ خیلج فارس ، میراثی کهن و جاودان / دکتر محمد عجم
نوروزِ جمشید / دکتر جواد برومند سعید
مقاله ی بررسی بیت هایی از شاهنامه در ویرایش جلال خالقی مطلق / دکتر سیاوش جعفری
دستنویس شاهنامه / لنینگراد ۷۳۳ق و کراچی ۷۵۲ و لنینگراد ۸۴۹ق



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • امروز نیاز نیست از استان خودتان خارج شوید و از کلانشهر بازدید کنید؛ می‌آیید برازجان! / تصاویر
  • همایش شهرداران استان بوشهر در شهر برازجان برگزار شد/تصاویر اختصاصی
  • یک دشتستانی سکاندار اداره امور عشایر شهرستان سمیرم شد / عکس
  • خدمات بیمارستان میلاد تهران/ مساعدت و درمان رایگان بیماران مستمند/ دکتر سالاری یک سرمایه ملی است
  • احداث 111 بوستان امید و 93 زمین چمن فوتسال در دشتستان/ آغاز ساخت آبشیرین کن برازجان/ تالار هنر و پایان 11 سال انتظار
  • یادداشت احساسی پژمان جمشیدی برای مهرداد میناوند
  • خسرو طاووسی از دوندگان برتر دوهای ماراتن و تریل رانینگ کشور این بار در سرزمین پدری خود در استان بوشهر دوید / تصاویر
  • گدایی در قانون مجازات اسلامی
  • مجموعه‌ی پیست اسکیت و ورزشهای ساحلی شهرداری برازجان افتتاح شد / تصاویر
  • خلیفه‌کشی
  • فرمانداری ویژه دشتستان روی میز وزارت کشور/ آخرین آمار کرونا در دشتستان/ پرداخت ۹ میلیارد و ۸۰۰میلیون تومان کمک بلاعوض به خسارت دیدگان سیل
  • شاهنامه و میهن پرستیِ ایرانیان
  • حسین کمالی رئیس اتاق اصناف دشتستان شد / عکس
  • جان به لب
  • سقوط ستارگان به لیگ یک/ برازجان و دشتستان مهد هندبال کشور بود؟!
  • .: دانشجو حدود 23 ساعت قبل گفت: احسنت بر جناب دنياديده ...
  • .: کلمه 1 روز قبل گفت: راه کلمه نی نیزک ...
  • .: دوستدار حقیقت 1 روز قبل گفت: هدر رفت 800 میلیارد ...
  • .: علی حدود 3 روز قبل گفت: بسیار از مطلب فوق ...
  • .: دوستدار احمدی‌نژاد حدود 3 روز قبل گفت: اول اشتباه کرده مهاجری ...
  • .: دنیا دیده حدود 3 روز قبل گفت: جناب دانشجو! امیدوارم زودازود ...
  • .: شیراز زی! حدود 3 روز قبل گفت: قا بل توّجه زعمای ...
  • .: اردشیر حدود 4 روز قبل گفت: جناب ( م ) ...
  • .: سعید حدود 4 روز قبل گفت: اینا همش بهانه است ...
  • .: نغمه حدود 4 روز قبل گفت: بسيار خيلي عالي خمچو ...