امروز: شنبه 09 اسفند 1399
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 21 بهمن 1399 - 10:00
اختصاصی سرویس ادبیات داستانی اتحادخبر (روات)

اتحادخبر-حوریزاد قائدی:دست‌هایش مثل ساقه‌ی نازک پیچکی که قامت گلی را دربرمی‌گیرد؛ دور تنه‌ی درخت پیچیدند. در برهه‌ای کوتاه از زمان در درخت منتشر شد. انگار صدها کرم شب‌تاب لا‌به‌لای برگ‌ها می‌درخشیدند. ماه از گوشه‌ی آسمان تنهایی وهم‌آور آن‌جا را می‌نگریست. گاهگاهی صدای ساز ناکوک جیرجیرکی سکوت را می‌شکست.از درخت کنده شد...

داستان/ دیدار

 

حوریزاد قائدی:


دست‌هایش مثل ساقه‌ی نازک پیچکی که قامت گلی را دربرمی‌گیرد؛ دور تنه‌ی درخت پیچیدند. در برهه‌ای کوتاه از زمان در درخت منتشر شد. انگار صدها کرم شب‌تاب لا‌به‌لای برگ‌ها می‌درخشیدند. ماه از گوشه‌ی آسمان تنهایی وهم‌آور آن‌جا را می‌نگریست. گاهگاهی صدای ساز ناکوک جیرجیرکی سکوت را می‌شکست.


از درخت کنده شد، سبک و بی‌وزن. روی تخته‌ سنگی نشست. هیچ نیرویی را حس نمی‌کرد. خاری بزرگ در پایش فرو رفت. نه دردی حس کرد نه ناراحت شد. خندید. خنده‌اش مثل هماغوشی شبنم و خورشید کوتاه و گذرا بود؛ مِه شد و به ناگهانی محو شد. به سقف بالای سرش نگاه کرد. سوسوی ستاره‌ها را همیشه دوست داشت به‌خصوص وقتی از پنجره‌ی اتاقش آن نگین‌های روشن را در مخمل سیاه شب می‌دید. هر ستاره برایش رازی بود و آسمان، بی‌کرانه‌ی بلندی که همیشه در چشم‌خانه‌هایش بعید و دور از دسترس می‌نمود.


بلند شد و راه رفت. همسایه‌اش را دید. دخترک خردسالی که با نگاهی الماس‌گون ردِ بنفش سحرگاهان را تا آبی کم‌رنگ صبح می‌پائید. دخترک مهربان بود و چراغ‌های شهر درونش چشمک می‌زدند؛ چراغ‌هایی که یکی یکی خاموش می‌شدند تا صبحی دیگر، گونه‌ی شب را ببوسد و زندگی و تکاپوی آن را تحویل بگیرد.


نقره‌پاشِ صبح، پشت تمام پنجره‌های شهر مژده‌ی روزی دیگر و شروعی دوباره را داد. پرده‌ها کنار رفتند و ریه‌های زندگی پر از هوای بودن شد. اما برای ساکنان آن‌جا امروز و دیروز فرقی نداشت. جز صدای کلاغ‌های شلوغ و تکان‌خوردن گاه‌ به‌گاهِ برگ‌های درختان، زندگی چیزی در چنته نداشت.


دلش یا همان‌جا که روزی قلبش بود فشرده شد. اندوه مثل دودی سیاه در او پیچید. پا تند کرد. سنگ‌ها و خارها در پایش فرو می‌رفتند. از تنه‌ی اخموی درختی پیر رد شد و حضور مرموز مرگ را حس کرد. کنار خیابانی توقف کرد. کودکی از درونش رد شد؛ توجهی به او نکرد و باز هم مثل سال‌های دور دلش یا همان جا که روزی قلبش بود فشرده شد.


تصمیم داشت امروز او را ببیند. این‌بار مثل روزهای قبل نبود. شک نداشت. پر از شوق دیدار بود. باید جراتش را بیشتر می‌کرد. باید ترس را از خودش دور می‌کرد. باید..... باید....

با خودش فکر کرد و در خیالاتش غرق شد. دوره‌گردها خاطرات کودکیش را آواز می‌خواندند. هیاهوی شاد کودکان، سیمای گرد و چشمان درشت نوجوانیش را ترسیم می‌کردند و گل‌های رز، جوانیش را ورق به ورق برایش می‌خواندند. چیزهایی را مرور می‌کرد که دلبستگی به دنیا بود؛ به زنده بودن. به چیزهایی فکر کرد که دیگر برای او معنا و مفهومی نداشت اما برای دلش یا همان‌جا که روزی قلبش بود همان معنا و مفهوم قبلی خود را داشت.


به خودش آمد. برگشته بود سر جای اولش اما دلتنگ‌تر از قبل و باز دستانش تنه‌ی درخت را در آغوش گرفت. سر برگرداند. همسایه‌اش را دید که چراغ‌های شهر از درونش پیدا بود. چراغ‌هایی که یکی یکی روشن می‌شدند و کسی نمی‌دانست فردا چه می‌شود.


نگاهش روی سنگ سرد میخکوب شد. گلبرگ‌های پرپر شده‌ی رز قسمتی از سنگ را پوشانیده بودند و نامش با خطی زیبا روی سنگ حکاکی شده بود: مرحومه‌ی مغفوره.... 



کانال تلگرام اتحادخبر

مرتبط:
» زندگينامه امام هادي (ع) [حدود 12 روز قبل]
» داستان / روشن دل [حدود 4 روز قبل]
» شخصیت پردازی در داستان [حدود 4 روز قبل]
» دل نوشته/ گل نرگس [حدود 4 روز قبل]
» در سوگ چوبک [حدود 1 سال قبل]

نظرات کاربران
1399/11/23 - 03:28
0
2
خیلی دلنشین و آرام بود
واقعا عالی بود
به امید موفقیت های پی در پی فردا
1399/11/23 - 03:18
0
2
بسيار زيبا بود به اميد موفقيت روز افزون خانم دكتر
1399/11/23 - 03:13
0
1
احسنت به شما خانم دکتر همیشه سرافراز
1399/11/22 - 20:24
0
2
چقدر زیبا و لطیف...
1399/11/21 - 19:24
0
1
عالی بود🌸
1399/11/21 - 11:33
0
1
عالی بود مثل همیشه
1399/11/21 - 10:38
0
1
عالي عزيزم به اميد موفقيت روزافزون خانم دكتر
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • اختتامیه هشتمین نمایشگاه سالانه گروه هنرهای تجسمی "هشت" برگزار شد / تصاویر
  • طنز/ کُنجیر ( ۳ )
  • یک برازجانی مربی برتر فوتسال استان بوشهر شد/ تصاویر
  • سر آغاز رضایت یا تداوم ریاضت؟
  • هرکس مختصر عقلی داشته باشد، عدم صلاحیت احمدی نژاد را تشخیص می‌دهد / آوردن عده‌ای از اینجا و آنجا به تهران، بازی با شعور مردم است نه درخواست مردم برای بازگشت به حکومت آن هم برای «نجات کشور»
  • واژگونی جرثقیل در دشتستان ۲ قربانی گرفت
  • 71 درصد جمعیت استان بوشهر ساکن شهرها/ رشد 58 درصدی بودجه شهرداری ها در سال جاری/ پرداخت 2.500 میلیارد تومان ارزش افزوده به شهرداری های استان
  • صفر تا صد بازار نقل و انتقالات زمستانی ایران
  • شناسایی ۱۱۳ آسیب اجتماعی در شیراز
  • حذف دفترچه های بیمه موجب تحولی مثبت در خدمت رسانی به مردم می شود
  • بیمارستان ویژه بیماران سرطانی در بوشهر ساخته می‌شود
  • توضیح سازمان انرژی اتمی در خصوص بیانیه مشترک ایران و آژانس
  • سه وقف جدید در استان بوشهر ثبت شد
  • فال روزانه ۹۹/۱۲/۰۳
  • فاز نخست پروژه‌های آب شیرین‌کن بوشهر و سیراف -جم وارد مدار تولید می‌شود
  • امروز نیاز نیست از استان خودتان خارج شوید و از کلانشهر بازدید کنید؛ می‌آیید برازجان! / تصاویر
  • همایش شهرداران استان بوشهر در شهر برازجان برگزار شد/تصاویر اختصاصی
  • یک دشتستانی سکاندار اداره امور عشایر شهرستان سمیرم شد / عکس
  • احداث 111 بوستان امید و 93 زمین چمن فوتسال در دشتستان/ آغاز ساخت آبشیرین کن برازجان/ تالار هنر و پایان 11 سال انتظار
  • خسرو طاووسی از دوندگان برتر دوهای ماراتن و تریل رانینگ کشور این بار در سرزمین پدری خود در استان بوشهر دوید / تصاویر
  • مجموعه‌ی پیست اسکیت و ورزشهای ساحلی شهرداری برازجان افتتاح شد / تصاویر
  • خلیفه‌کشی
  • جان به لب
  • شاهنامه و میهن پرستیِ ایرانیان
  • فرمانداری ویژه دشتستان روی میز وزارت کشور/ آخرین آمار کرونا در دشتستان/ پرداخت ۹ میلیارد و ۸۰۰میلیون تومان کمک بلاعوض به خسارت دیدگان سیل
  • حسین کمالی رئیس اتاق اصناف دشتستان شد / عکس
  • سقوط ستارگان به لیگ یک/ برازجان و دشتستان مهد هندبال کشور بود؟!
  • داستان/ دیدار
  • فرو ریختن یکی از دهانه های پل تاریخی مشیر دالکی / عکس
  • قابلیت پرسپولیس برازجان برای حضور در لیگ یک/ درخواست از فرماندار
  • .: ارزو حدود 18 ساعت قبل گفت: در جواب فدا حسین ...
  • .: ارزو حدود 18 ساعت قبل گفت: در جواب کسانی که ...
  • .: دانشجو حدود 3 روز قبل گفت: احسنت بر جناب دنياديده ...
  • .: کلمه حدود 3 روز قبل گفت: راه کلمه نی نیزک ...
  • .: دوستدار حقیقت حدود 3 روز قبل گفت: هدر رفت 800 میلیارد ...
  • .: علی حدود 4 روز قبل گفت: بسیار از مطلب فوق ...
  • .: دوستدار احمدی‌نژاد حدود 4 روز قبل گفت: اول اشتباه کرده مهاجری ...
  • .: دنیا دیده حدود 4 روز قبل گفت: جناب دانشجو! امیدوارم زودازود ...
  • .: شیراز زی! حدود 5 روز قبل گفت: قا بل توّجه زعمای ...
  • .: اردشیر حدود 5 روز قبل گفت: جناب ( م ) ...