امروز: يکشنبه 28 دي 1399
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 02 آذر 1399 - 19:19

اتحاد خبر _ قدرت مظاهری : چند روزی هست که عکس یا عکس هایی توی فضای مجازی می آیند و می روند تا به بیننده بگویند - یا القاء کنند - که توی یک آبادی، میان مردم به توزیع بادمجان اقدام شده است. شاهد بوده ام که فرد به فرد، گروه به گروه و دسته به دسته به این تصاویر خندیده اند، با اخم سر تکان داده اند، نچ نچ کرده اند و با یک حرکت سر انگشت، آن را به فرد ...

دفاعیه ی بادمجانی

قدرت مظاهری


 چند روزی هست که عکس یا عکس هایی توی فضای مجازی می آیند و می روند تا به بیننده بگویند - یا القاء کنند - که توی یک آبادی، میان مردم به توزیع بادمجان اقدام شده است. شاهد بوده ام که فرد به فرد، گروه به گروه و دسته به دسته به این تصاویر خندیده اند، با اخم سر تکان داده اند، نچ نچ کرده اند و با یک حرکت سر انگشت، آن را به فرد، گروه یا گروه هایی دیگر ارسال کرده اند، بی آن که پرس و جویی کنند یا از صحت و سقم ماجرا خبری به دست آورند. این حرکت که فضای مجازی عامل و بانی آن است، دیرگاهی است که همه مان را به نوعی بردگی ذهنی و فکری دچار کرده است. بلافاصله با کمترین گمانه ای که مطلب، تصویر و یا کلیپی ذهنمان را به خود مشغول می کند، بدون اندکی راستی آزمایی، به ابراز احساسات می پردازیم و با خنده یا گریه، به استقبال و تایید مطلب دریافتی می رویم.
کلیت قضیه ای به نام ،،توزیع بادمجان،، بدون دخالت دولت، حاکمیت یا نهاد و سازمانی خاص، فقط و فقط شکرانه ی دریافت محصول از سوی کشاورزی ساده دل به همولایتی های خود بوده که در نوع خود بینظیر و قابل تقدیر و تحسین است. با این وجود چون در مراسم توزیع از امام جمعه ای نیز دعوت کرده، چنین بلبشو و غوغایی ایجاد نموده که خاص فضای غوغاخیز مجازی است.
کدام یک از ما در این روزهای تنگ و پر از عسر و حرج مردم، ریالی از دریافتی مان را به شکرانه ی روزی و سلامت خود و خانواده هایمان به مستمندان بخشیده ایم که اقدام پسندیده ی این کشاورز را به ریشخند می گیریم!
کاش کمی به خودمان می آمدیم و خود نیز در کفه ی ترازویی می نشستیم که هر روز و هر ساعت و هر لحظه، دیگران را در کفه ی دیگرش می نشانیم و به قضاوت شان می نشینیم. چه مان شده است که با هر ظن مبهمی، در جایگاه قاضی می نشینیم و برای دیگران حکم صادر می کنیم؟
چرا اندکی در کنه مطلب دریافتی دقیق نمی شویم و آن را با حقیقت محک نمی زنیم و آبروی فرد یا افرادی را دستمایه ی لحظه ای نادانی و بی خبری خودمان می کنیم.
روزگار تلخی است که حاشیه ها بیش از حقایق بر افق ذهنمان سایه افکنده اند و غافل از این هستیم که لحظه ای دیگر، خود و آبرو و حیثیت مان نیز چون پر کاهی سرگردان در باد، طعمه ی خنده و گریه و نچ نچ دیگران شود و با اشاره ی سرانگشتی، رسوای زمان و جهان مان کنند.
اجتنبو کثیرا من الظن، ان بعض الظن اثم



کانال تلگرام اتحادخبر

مرتبط:
» نامه ای از یک تبعیدی [بيش از 6 سال قبل]

نظرات کاربران
1399/09/04 - 19:50
0
0
این کار هدف های پنهان نیز داشته است: مقاله ای نوشته شود و گروهی هم سرکار بگذارند!! ترتیب دهندگان نمایش(show)خود را فعّال خیرخواه جلوه دهند و برسر ملّت منّت بگذارند که قاتق ناصر الدّین شاهی برایتان تهیه دیده ایم!!!
1399/09/04 - 02:05
0
0
به نظر من نویسنده نیت خیر دارد و می خواهد که زیاد به هم بدبین نباشیم . تا آنجا که من سراغ دارم آقای امام جمعه به طور اتفاقی آنجا بوده و عکس ها را هم جوان های روستا گرفته اند . تازه عکس هیچ کمک گیرنده ای هم نیست که باعث تحقیر و توهین کسی بشود . فقط عکس کمک ها است . چه عیب و ایرادی دارد . واقعا همین شما که ایراد می گیرید اگر جایی بادمجان مجانی بدهند نمی ایستید تا بگیرید ؟ کمی با خودتان صادق باشید . از آقای مظاهری هم کمال تشکر دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام محضر مبارک مدیر محترم سایت اتحاد خبر
احتراما
اینجانب علیرضا کشاورز بارگاهی امام جمعه شهرسعداباد استان بوشهر هستم نیاز به معرفی خودم نمی بینم
دوستانی که آشنایی ندارند برای آشنایی با حقیر و خانواده و سوابق و بعضی از مکتوباتم به وبلاک بارگاهی bargahi.epage.ir
متعلق به این جانب مراجعه کنند و یا به سایت شورای سیاست گذاری ائمه جمعه کشور (شهر سعدابا د )بخش خطبه ها مراجعه نمایند
از دفاعیه منطقی جناب اقای مظاهری سپاس فراوان دارم
خدا را گواه می گیرم فکر ریا هم به سر من نیامده تا چه رسد به عمل ریا کارانه بلکه بر حسب عادت و شیوه متداول که امروز هر کاری مستند می شود برادران عکس برای کار خود گرفتند و چند بار من می خواستم تذکر دهم که این عکسها را منتشر نکنید اما گویا خدا می خواست فراموش من شود و اتفاق رخ داد ومن وقتی خبر انتشار را شنیدم با پاسخ منطقی به بیان واقعیت پرداختم
متن پاسخ نامه به قلم اینجانب که در مورد ماجرای توزیع بادمجان در بین نیازمندان در روستای نظراقا بخش سعداباد استان بوشهر نوشته شده است

جهت چاپ و انتشار تقدیم می گرد تا دوستان بهتر قضاوت کنند و با وقایع آشنا شوند
لازم به ذکر است نامه سپاس حقیر از دفاع کنندگان از موضوع هم پیوست می باشد محبت فرمایید آن را هم منتشر کنید
علیرضا کشاورز بارگاهی امام جمعه سعدآباد
📒📒📒📒📒
متن پاسخ حجت‌الاسلام علیرضا کشاورز بارگاهی امام جمعه سعدآباد در خصوص رسانه ای شدن عکس توزیع بادمجان توسط پایگاه سلمان فارسی نظرآقا

بسم‌الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
قال على عليه السلام : إنَّ أحَبَّ المُؤمنِينَ إلَى اللّه ِ مَن أعانَ المُؤمِنَ الفَقيرَ مِنَ الفَقرِ في دُنياهُ و مَعاشِهِ ؛ على عليه السلام :محبوب ترين مؤمن نزد خداوند ، كسى است كه مؤمن فقيرى را ، در تنگدستى دنيا و گذران زندگى ، يارى رساند .
تحف العقول صفحه ۳۷۶
نیمه نانی کر خورد مرد خدا

بذل درویشان کند نیمی دگر سعدی

✅✅✅✅✅
دوستان عزیزی که این عمل را خلاف شأن جامعه می دانند و می گویند این کمک خلاف عرف و ثروت جامعه است حکایت زیر از گلستان سعدی را بخوانند و با ما در سطور آتی همراه باشند
✅✅✅✅✅
پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام، دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد.
✅✅✅✅
چندان که ملاطفت کردند آرام نمی‌گرفت و عیش ملک از او منغص بود. چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت: اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم. گفت: غایت لطف و کرم باشد.
✅✅✅✅
بفرمود تا غلام به دریا انداختند. باری چند غوطه خورد، مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند. به دو دست در سکان کشتی آویخت. چون بر آمد به گوشه‌ای بنشست و قرار یافت. ملک را عجب آمد. پرسید: در این چه حکمت بود؟
✅✅✅✅
گفت: از اول محنت غرقه شدن نچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی‌دانست.
🌹🌹🌹🌹
همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.
✅✅✅✅
ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید

معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است
✅✅✅✅
حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف

از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است
✅✅✅✅
فرق است میان آن که یارش در بر

تا آن که دو چشم انتظارش بر در
✅✅✅✅
آری انسان ها ی که بطونشان از حرام بیت المال و فزونی گرانی اجناس بازار پر شده است و هر روز مرغ بریان و کباب برگ مخصوص می خورند و قیمت یک موبایل آنها هزینه سال یک خانواده فقیر چند نفره است و در کاخ ویلا ها وسازهای آنچنانی و برماشینهای کذایی سوارند مثلشان مانند و
مثل کسی است که سیر است و از نان جو متنفر
✅✅✅✅
ای سیر تورا نان جوین خوش نماید و مانند عاشق یار بر در است که دیگران را درک نمی کند
🖍️🖍️🖍️🖍️

و مصداق ضرب‌المثل
سواره از پیاده خبر ندارد؛ سیر از گرسنه !

✅✅✅✅

دقایقی فکر کنیم و بینیم این ضرب المثل در مورد چه کسانی مصداق پیدا می کند ؟
به روشنی در می یابیم ؛ در مورد کسانی که از هم بی خبرند به کار می رود .کسانی که رنج ها و سختی های زندگی را نکشیده و قدر عافیت را نمی دانند.
✅✅✅✅
– اغلب انسان های ثروتمند از حال فقیران بینوا خبری ندارند.

کسی که وضع زندگی خوبی دارد و در خوشی و شادکامی به سر می برد از حال
آدمهای تهیدست بی خبر است.
✅✅✅✅

کاربرد این ضرب المثل در شماتت و سرزنش انسان بی درد و مرفهی است که دیگران را
به صبر و تحمل مشکلات فرا می خواند. و به طور کلی مفهوم این ضرب المثل آن است

که انسان هایی که از ابتدا در شرایط خوب و شادمانه ؛ زندگی کرده اند ؛ وضعیت افراد
فقیر جامعه را درک نمی کنند، الا زمانی که خود نیز همانند افراد تهی دست نیاز به
کمک داشته باشند.
✅✅✅✅
تاریخچه ضرب المثل

می گویند ، سال ها پیش مردی به قصد تجارت از شهر خود خارج شد و آذوقه کمی
برداشت و سوار بر شترش راهی دیار دیگر گردید . مرد شتر سواررفت و رفت تا حوالی
ظهر که تمام آذوقه و آبی که همراه داشت خورد و دوباره شروع به حرکت کرد. او در دل
بیابان پیش می رفت و فکر می کرد که راه را درست می رود و تا قبل از غروب آفتاب به
شهر بعدی می رسد ولی هرچه پیش رفت جز شن زار و بیابان هیچ چیز دیگری ندید.
✅✅✅✅
مرد
کم کم متوجه شد که راه را گم کرده و ممکن است شب در این بیابان تنها بماند.
✅✅✅✅
از سوی دیگر مرد دیگری که صبح زود پیاده از شهرش خارج شده بود ، و راهش را گم
کرده بود ، هم در این بیابان بی آب و علف سردرگم شده بود. فقط با این تفاوت که مرد
دوّم با اینکه پیاده حرکت کرده بود ولی به اندازه ی یک روز آذوقه و آب در خورجین
کوچکش قرار داده بود.

✅✅✅✅
مرد شترسوار همینطور که پیش می رفت ، روی شتر احساس گرسنگی و تشنگی می کرد
و به امید پیدا کردن راه حلی به اطراف نگاه می کرد.
✅✅✅✅
تا در پای تپه‌اي نزدیک به مردی
پیاده رسید، مردی آرام آرام و پیاده در حال حرکت بود. او خود را به مرد پیاده رساند و
سلام کرد و گفت : من در این بیابان گم شده ام و غذایی برای خوردن ندارم. از صبح تا
حالا با تکه ای نان و کمی آب زنده مانده ام تو غذایی برای خوردن داری؟
✅✅✅✅
مرد پیاده
نگاهی به مرد شترسوار کرد و با بد جنسی گفت : خوب ! برو شترت را بفروش و غذایی
برای خوردن بخر. شترسوار گفت : مرد حسابی من حالا گرسنه ام اینجا کسی پیدا می
شود که من شترم را به او بفروشم؟

✅✅✅✅
مرد پیاده خیلی خونسرد گفت : خورجین من کوچک
است اما من به اندازه ی آذوقه یک روز خودم در آن غذا گذاشته ام و هیچ کمکی به شما
نمی توانم بکنم.
شترسوار عصبانی شد و ضربه ای به حیوان زد از مرد فاصله گرفت ،کمی که پیش رفت
دید دیگر توان تحمل گرسنگی را ندارد و هر آن ممکن است بر اثر سرگیجه از روی شتر
به زمین پرتاب شود .در کنار سنگی ایستاد. از حیوان پیاده شد و روی زمین نشست.
✅✅✅✅
کمی که گذشت مرد پیاده به مرد شترسوار رسید، او را در این حال دید و گفت: تو که
نمی توانی حرکت کنی و من هم دیگر توان راه رفتن ندارم. شترت را به من بده تا حداقل
من بروم و به شهر برسم. مرد شترسوار گفت: چه خورجین زیبایی رو دوشت داری،
خوب آن را بفروش و با پولش حیوانی برای سواری بخر که مجبور نباشی اینقدر پیاده
روی کنی.
✅✅✅✅
مرد پیاده گفت: من در این بیابان از کجا فردی را پیدا کنم که بخواهد خورجین من را
بخرد تا به او بفروشم و چارپایی بخرم؟ این را گفت و با عصبانیت خواست که از مرد
سواره دور شود که ناگهان چشمش تار شد و از شدت خستگی به زمین افتاد و خورجین
اش روی زمین پهن شد.
✅✅✅
وقتی هر دو مرد از حال رفتند شتر که تحملش در بیابان زیاد است و آب و غذای کمی نیاز
دارد ،خورجین را به دهان گرفت و در بیابان شروع به حرکت کرد تا به شهری رسید. در
ورودی شهر وقتی مردم شتری را با خورجین دیدند فهمیدند فردی در راه مانده و به

سراغ آن دو مرد رفتند و آنها را از مرگ حتمی نجات دادند.
✅✅✅✅
از آن پس بی‌خبر سیر از
گرسنه و سواره از پیاده ضرب‌المثل خاص و عام شد.
آری … کسی که طعم فقر و محرومیت را نچشیده حال فقرا را نمی تواند درک کند.
✏️✏️✏️✏️✏️
✅✅✅✅✅
اما قصه توزیع بادمجان بدین قرار است که کشاورزی با سخاوت با فامیل یزدانی ، چند تن بادمجان برای خانواده های نیاز مند در اختیار فرماندهی محترم پایگاه سلمان فارسی نظراقا حاج عیسی فتحی می گذارد فرمانده محترم با همکاری بسیجیان بادنجان‌ها را از مزرعه کشاورز با سخاوت برداشت و به نظرآقا منتقل و در پایگاه توسط بسیجیان بسته‌بندی می کند و اعلام میکند خانواده‌ای نیاز مند که احتیاج به بادنجان دارند بیایند بادنجان برای خود ببرند عده ای از مردم بی‌تکلف و مومن نظرآقا که نیاز داشتند به پایگاه مراجعه می کنند
✅✅✅✅
حقیر هم به اتفاق آقای حاج ایرج نظری ریاست محترم شورای اسلامی نظراقاجهت تقدیر از زحمات بسیجیان پایگاه در محضر آنان بودم فرمانده پایگاه فرمودند از باب تبرک چند بسته آن را به دست مراجعه‌کنندگان بدهید و ما امتثال امر کردیم و به آن تبرک افتخار می نماییم و قرار شد ۱۰۰ بسته برنج و روغن در شب های آینده توزیع شود
✅✅✅✅
حالا چه اشکالی دارد مگر بادنجان اقلام غذایی مردم نیست ؟
کدام یک از دوستان تا کنون بادنجان نخورده ؟ و
علاوه بر این مردم خود مراجعه کرده‌اند و نه بعنوان بسته معیشتی توزیع شده است
✅✅✅✅✅
به نظر من اگر توزیع هم می شد ایرادی نداشت

دوستان عزیز مگر علی ع امیری جامعه اسلامی نان و خرما به مردم در تاریکی شب نمی رسانید بسته های غذایی حضرت از حیث مالی مگر جقدر بود ؟
✅✅✅✅
ناشناسی که به تاریکی شب
می برد شام یتیمان عرب

پادشاهی که به شب برقع پوش
می کشد بار گدایان بر دوش

تا نشد پردگی آن سرّ جلی
نشد افشا که علی بود و علی
✅✅✅✅
عزیزی که بخشش کشاورز بخشنده و عمل امام جمعه وزحمات فرمانده بسیج وحضور ریاست محترم شورای را زیر سئوال می بری و دست مایه نکوهش و پوز خند قرار می دهی ؟
بزرگواری بفرما در این وانفسای گرانی دست به جیب مبارک بر و هدایای گرانبها یی بفرست تا بین نیازمندان هم نوعت توزیع شود تا هم تو سرافراز و هم توزیع کننده مفتخر و هم گیرنده شادمان باشد و مصداق سخن خدا شوی
✅✅✅✅✅
مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَکسانی که کار نیکی انجام دهند پاداشی بهتر از آن خواهند داشت؛ و آنان از وحشت آن روز درامانند
ایه۸۹ سوره نمل

و مصداق نیکوی سخن سعدی شوی
✅✅✅✅
بنی آدم اعضای یکدیگرند که درآفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار
✅✅✅✅
واز خدا بخواهیم دردمند رنج و محنت دیگران باشیم و نه مانند بی دردان و کسانی که سعدی در شماتت آنان فرمود حیف است نام آدمی بر آنان نهادن باشیم
✅✅✅✅
تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی
✅✅✅✅
سخن پایانی دوستان عزیز چه زیباست به شکرانه سلامت تفقدی کنیم نیازمندان را واهل مروت و مدارا
با شیم به قول حافظ

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
✅✅✅✅
علیرضا کشاورز بارگاهی امام جمعه سعدآباد ۱-۹-۹۹

پیام سپاس و تشکر امام جمعه سعدآباد

خطاب به مومنین و هموطنان گرامی وهم استانی های بزرگوار و دوستان عزیز که در فضای مجازی قلم زدند
و از بخشش کشاورز نیکو کار و اقدام بسیجیان وحضور امام جمعه سعدآباد دفاع نمودند
✅✅✅✅
بسم‌الله الرحمن الرحیم و یه نستعین و صل الله علی محمّد و آله الطاهرین
🖍️🖍️🖍️🖍️
به نام آن كه هستي نام از او يافت
فلك جنبش زمين آرام از او يافت
خـدايي كافريــنش در ســجودش

گواهي مطلق آمـــد در وجودش نظامی
✅✅✅
چند روزی از غائله عکس کذایی، که دست مایه دوستان و هموطنان ،ساکن وادی نا امن فضای مجازی و لاشه ای برای لاشخوران رسانه‌های معاندغربی و مدعی حقوق بشر و آزادی قرار گرفت می گذرد
✅✅✅✅
به توفیق الهی دوستان عزیز نیک اندیش زیبا بین که دیده به بد دیدن نیالودند
✅✅✅✅
منم که شُهره ی شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن
حافظ
✏️✏️✏️✏️
دست به قلم شدند و پرده از جمال حقیقت برانداختند و با نوشتارهای دلپذیر خود سرگردانان بیابان فضای مجازی را با دلائل محکم و استوار به صراط مستقیم هدایت و دانایی رهنمون نمودند و وباپاسخهای منطقی و مستدل همراه با نزاکت و اخلاق ، رسانه‌های غربی ذوق‌زده را مأیوس کردند
✅✅✅✅
حقیر این همزبانی ،همراهی و همدلی را سپاس می گویم و دست دعا و نیایش به ساحت قدس رب ودود می گشایم و برای خود و عزیزان و همه ساحل نشینان و سفینه سواران فضای مجازی دعا می کنم

✅✅✅✅

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

بار پروردگارا، دلهای ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خود رحمتی عطا فرما، که تویی بسیار بخشنده (بی‌منّت).
آیه ۸ سوره آل عمران

💐💐💐💐
الهي قبله عارفان خورشید روی تو است و محراب جانها طاق ابروی تو است
و مسجد اقصای دلها حریم کوی تو است، نظری به سوی ما فرما که نظر ما بسوی تو است.

علیرضا کشاورز بارگاهی امام جمعه سعدآباد ۳-۹-۹۹
1399/09/03 - 15:59
0
0
درود بر شما
حس مسؤلیت پذیری و ابراز وجود شما شایسته تمجید و تحسین است همانطور که نَفس کار کشاورز نوعدوست پسندیده و نیکوست لیکن فارغ از توزیع بادمجان در روستای همجوار، باورمندم تصویربرداری و ژست خداپرستی در قالب کمک های همدلانه فقط بازی با آبرو، حیثیت و منزلت اجتماعی افراد کم بضاعت و مستمند است.
به دیگر سخن
این بار کشاورز نیک اندیش خیّر کمک و مدد رساند، فردا و فرداهای بعد چه بر سر خانواده های فقیر و کم برخوردار از حیث مالی خواهد آمد.
صورت مسئله را که نباید پاک کرد.
سوء سیاست گذاری و به فلاکت رساندن اقشار بی بضاعت نیازمند آسیب شناسی و رسیدگی عاجلانه دارد.
از اطاله کلام پوزش می طلبم.
1399/09/03 - 12:47
0
0
با عرض ادب واحترام خدمت نویسنده گرامی بنظر بنده بهتر بود همراه بادمجان گوجه‌فرنگی و یه شیشه روغن می دادند تا مستحقین بتوانند از آن استفاده کنند
1399/09/03 - 12:33
1
0
ریشخند و استهزا مشخصا متوجه اون افرادی هست که تشنه خودنمایی و خودبینی هستند و از عکس یادگاری با بادمجون هم نمیگذرند... تمام خوش نیتی و ارادت خالصانه آن کشاورز با این حرکت لوث شد متاسفانه. هر چند معتقدم که خودِ اون کشاورز محترم و زحمتکش هم بهتر بود بدون واسطه‌های خاص!!! به این نیت خیرش جامه عمل می پوشاند...
1399/09/03 - 12:22
0
0
سفارش اکید براین است که امر خیر و حسنه،صله رحم و...پنهانی انجام گیرد تا مبادا عزت انسانی جریحه دار شود .جهت اطلاع جنابعالی و امام جمعه محترم ،ائمه اطهار و اولیا الله چنین اموری را شبانه و به صورت ناشناس انجام می دادن نه اینکه در بوق و کرنا میکردن . ضمنا اگر چه تلاش شما برای پوشاندن این عمل ریاکارانه ستودنی است ولی عمومآ هدف از پخش چندین مواردی در فضای مجازی نشان‌دادن بی توجهی ، بی اعتنایی و فرار از مسئولیت دولت در تامین حداقلی نیازهای ابتدایی هموطنان شریف است.دولتی در طول این ۹_۱۰ ماه حتی یک ماسک رایگان در اختیار کارگران شریف و زحمت‌کش شهرداری قرار نداده قابل دفاع نیست.
1399/09/03 - 12:04
0
0
فرمایش شما صحیح
چرا امضا گرفتند از تحویل گیرنده
یکی خونه پدر بنده بود که امضا گرفتند
1399/09/03 - 11:52
1
0
باسلام
نویسنده محترم متن با ظرافتی که خیلی هم خاصی تلاش کرده که مطلبی را بپوشاند
جناب نویسنده، شاید توزیع بادمجان نوعی اعتراض اجتماعی به بی مدیریتی و بهتر بگوییم بی تدبیری باشد که بیداد میکند .
گرچه مقاومت و ایستادگی مردم در برابر مشکلات ریشه در فهم عمیق دارد ولی سعی نکنید با چند خط به اصطلاح مقاله چنین وانمود کنید که در حال جشن محصول بادمجان هستند نه آنجا مرکز کشاورزی صیفی ست (که از همیشه خرما ونخل را به جشن می نشسته اند ) ونه بادمجان نماد کشاورزی ست که جشنی داشته باشد .چند سال است که چنین مراسمی را بیاد دارید .
مخاطبان خود را دست کم نگیرید. شما شاید مامورید و معذور ولی ما نه
1399/09/03 - 11:48
0
0
اگر خیر خواهانه بود چه نیاز بود رسانه ای بشه اونم با حضور محترررررم امام جمعه
1399/09/03 - 11:22
0
0
به نظر من و بقیه واقعا زشت و بالاتر از زشت بود. اگر این کشاورز محترم میخواست کمک کنه چرا با عکس و امام جمعه؟ مگه نمیگفتند از زبان خود آخوندها وقتی حضرت علی کمک میکرد پنهانی بود. بخدا سوگند همش برای ریا و ریا کاریه ... تو را خدا جمع کنید این بند و بساط. دیگه بسه
1399/09/03 - 10:52
0
0
اصلا بعضی ذاتا فضولا. شاید این کشاورز دوست داشته خودنمایی کنه اصلا به تو چه
1399/09/03 - 09:29
0
1
سنت حسنه کمک به همسایه از قدیم بین مردم بویژه مردم جنوب مرسوم بوده ولی هیچ وقت مردم خونگرم و با صفای جنوب برای این امر مسئولین را دعوت نکرده و عکس افتخاری نگرفتند و خود مردم با همکاری خود مردم اقدام می کردند و محصولات را دست به دست به همسایگان می رساندند ، دلیل اینکه شبیه بسته های معیشتی که تصویربرداری می شود آیا لزوم داشت بادمجان ها با فاصله منظم در حیاطی پهن شود ، مردمی بیایند و از دست مبارکی هدیه بگیرند ؟؟، آیا خود مردم دست نداشتند؟؟ حرکتی خوب با اجرایی بد ، به نظر من این درست تره!!
1399/09/03 - 00:25
0
0
نویسنده محترم اشتباه نفرمایید.کسی اقدام این کشاورز محترم را به ریشخند نگرفته.موضوع مورد ریشخند چیز دیگری.
1399/09/02 - 21:06
0
0
با سلام . اول که صیفی کاری زکات ندارد ولی به قول این آقا اگر قرار است کمکی به مستمندان شود هر چه پنهان تر بهتر ، لازم نبود امام جمعه و بقیه ی مسئولان روستا و بخش را خبر می کردند و عکس صف دادن کیسه های بادمجان را بگیرند و پخش شود .
1399/09/02 - 20:55
0
0
البته خیلی شبیه بسته معیشتی دولت تدبیر و امید بود مردم را به اشتباه انداخته
1399/09/02 - 20:03
0
0
سلام
فرمایشات متین ،
مگر قرار نبود کارهای خیر پنهانی باشه؟؟!!!!
1399/09/02 - 20:00
0
2
اتفاقا ستاد امر به معروف ونهی از منکر واقعی همین فضای مجازی است ما هم سالها کشاورز بوده ودر باغ وصحرا ، بادمجان،پیاز،گوجه،باقلا ،شوید وسبزی ،خارک ورطب ، به هم‌محله ای ها برده و داده ایم ،از سالهای دور واین در برازجان در ( چهاویها در محله خضر)سالهاست رواج دارد ، من خودم سالها عصر با( گاری خرکی ) در حال رفتن به خانه درب منزل همسایه تحویل ورد میشدیم ، واینگونه تقسیم بادنجان در مسجد و امام جمعه و این داستانها خارج از روال متدول و شاید خارق العاده بوده که انشالله به قصد خودنمایی و تبلیغات نبوده است ، که امیدوارم برابر رسم سالهای دور تا کنون کشاورزان کمک کنند واین نوع کمک تقسیم( بادنگون )در مسجدبا تبرک ورژن (آپدیت شده ) جدید است انشالله نذرشون قبول باشد
1399/09/02 - 19:53
0
0
چه ضرورتی داشت که برای توزیع آن از امام جمعه محترم وافراد معتمد و بزرگ روستا دعوت شود قبول کنید شیوه بسیار اشتباه بود
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • .: مدرسه حدود 3 روز قبل گفت: وزیر بهداشت میگه خطر ...
  • .: محمد حدود 3 روز قبل گفت: چراشهرداری بندر ریگ غیرقانونی ...
  • .: دلسوز حدود 4 روز قبل گفت: ما فرزندانمان را دوست ...
  • .: بی نام حدود 4 روز قبل گفت: آقا اینا کجاشون خوشگله ...
  • .: ایرانی حدود 4 روز قبل گفت: بزرگوار به اندازه ی ...
  • .: رزمنده حدود 5 روز قبل گفت: جناب صابری و هیات ...
  • .: علیرضا حدود 5 روز قبل گفت: شناختی از نویسنده ندارم ...
  • .: علیرضا حدود 5 روز قبل گفت: عزیز دل برادر _ ...
  • .: مرتضی آز آبپخش حدود 5 روز قبل گفت: چرا وقتی جرم و ...
  • .: دنیا دیده حدود 6 روز قبل گفت: دیر زی وشاد زی! ...