امروز: شنبه 05 مهر 1399
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 19 مرداد 1399 - 16:00
مهرداد فرخنده پی پیشکسوت ورزش دشتستان در گفتگو با اتحاد خبر:

اتحادخبر: وقتی در شهر برازجان و شهرستان دشتستان تنها یک تیم باشد ، این یک تیم که نمی تواند با خودش بازی و رقابت کند ، حالا هر جایگاهی می خواهد پیدا کند. این مثال را بزنم که اگر قرار شد لیگ برتر کشور تنها استقلال و پرسپولیس باشند فوتبال هیچ جایگاهی ندارد و همه می دانند قهرمان یکی از این دو تیم است ولی وقتی  سپاهان، تراکتورسازی، شهرخودرو، فولاد خوزستان آمده اند...

بی میلی هایی بود، اما باعث آزردگی ام  از هیچکس در فوتبال و کار مربی گری نشد/ تصمیمات غلط مدیریتی باعث عقب ماندگی فوتبال شد

اتحادخبر-سانازدانشگر: وقتی در شهر برازجان و شهرستان دشتستان تنها یک تیم باشد ، این یک تیم که نمی تواند با خودش بازی و رقابت کند ، حالا هر جایگاهی می خواهد پیدا کند. این مثال را بزنم که اگر قرار شد لیگ برتر کشور تنها استقلال و پرسپولیس باشند فوتبال هیچ جایگاهی ندارد و همه می دانند قهرمان یکی از این دو تیم است ولی وقتی  سپاهان، تراکتورسازی، شهرخودرو، فولاد خوزستان آمده اند و رقابت می کنند ، هیچکس نمی تواند پیش بینی کند که چه تیمی قهرمان است. همه ی تیمها سال به سال به دنبال پیشرفت هستند. همه در شور و هیجان فوتبالی دخالت می کنند.

 

اتحاد خبر به پاسداشت سال ها زحمات ارزنده پیشکسوتان عرصه ورزش؛ گفتگویی را با یک پیشکسوت فوتبال،  مربی گری انجام داده است که آن را تقدیم نگاهتان می کند.

 

 

مهرداد فرخنده پی متولد 1345 در برازجان است. او دارای مدرک لیسانس تربیت بدنی ، لیسانس حقوق و فوق لیسانس حقوق خصوصی است.  پیشکسوت فوتبال و دارنده کارت مربی گری درجه  A آسیا و مدرس رسمی فوتبال جمهوری اسلامی ایران و از فوتبالیست های قدیم است.

فوتبالیستی که از زمین های خاکی شروع کرد
پیشکسوت فوتبال علاقه مندی اش به این ورزش  را از همان ابتدای کودکی می داند و می گوید:  ضمن تسلیت بخاطر ورزشی هایی که اخیرا فوت شده اند.آقای حاج ناصر بازرگان و آقای حمید شهریاری و آقای حسین دهقان وآقای ابوالقاسم خیاطی فرد پیشکسوتان ورزشی بودند که در یک صنف خاص فوتبال فعالیت داشتند که یادشان گرامی می داریم. همیشه به دنبال فوتبال بودم. ورزش مورد علاقه ام فوتبال بود. از زمانی که هنوز مدرسه نمی رفتم؛ در کوچه و زمین های خاکی فوتبال بازی می کردم تا اینکه فعالیت رسمی من از دوره ابتدایی شروع شد. زمانی که ما دوره ابتدایی بودیم ، مدارس آنچنان فعالیت فوتبالی نداشتند. همیشه مدرسه هایم را به این دلیل عوض می کردم تا جایی بروم که فعالیت فوتبالی را دنبال می کنند.



فوتبال را رها نمی کنم؛حتی اگر قد نکشم
این مربی در ادامه از دوران مدرسه  و  معلم ورزش ابتدایی خود که زحمات زیادی برای او کشیده است یاد می کند و می گوید: دوره ابتدایی در مدرسه معرفت بودم و سپس به مدرسه ابن سینا رفتم که در آنجا آقایی به نام معتقد که جا دارد از او یادی کنم. او زحمات زیادی برای من کشید. انشاالله هر جا  که هست سلامت باشد. معلم ورزش بودند. هر روز در ورزش به دنبال فوتبال بودم. آقای معتقد آن زمان به من گفت : فوتبال مانع از رشد قد تو می شود. علاقه به فوتبال خوب است ولی رشته ات را عوض کن. به او گفتم: ورزش مورد علاقه ام فوتبال است حالا چه قد بکشم و چه همین قد بمانم. یکی از خاطرات خوبم ازآقای معتقد آن زمان این بود که او مقداری پول از بچه ها ومعلمان گرفت و به ما برای تهیه لباس داد. به بازار رفتیم و به تعداد بچه ها زیر پیراهنی تهیه و اسم مدرسه ابن سینا را روی آن برایمان نوشتند. گاها تیم های محله ای را دعوت و با آن ها مسابقه می دادیم.

معلمان ورزش، مشوق های اصلی
مهرداد فرخنده پی مشوق های اصلی اش در فوتبال را معلمان ورزش خود می داند و می گوید: آقای معتقد معلم ورزش دوره دبستانم به من گفت: شما بی نظیر هستید اما من نگران قد شما هستم. با زیاد دویدن ممکن است قد تو همان قدر بماند. بدون شک معلم ورزشم آقای معتقد مشوق اصلی ام بود. ایشان به من خیلی روحیه داد و بعد از آن دوره راهنمایی آقای ابوالقاسم قاسمی بسیار مشوق من بودند. همین حالا هم از بازی های من یاد می کنند.




فعالیت گسترده و محکم فوتبالی از مقطع راهنمایی
پیشکسوت فوتبال درباره  فعالیت فوتبالی خود در دوران مدرسه می گوید: سال 57 که انقلاب شد. به اتفاق دوستان قدیمی آقایان: محمد رنجبر صحرایی، ظهراب زنده باد، مصطفی خسروی، علیرضا خسروی، علی مظلومی، شهرام کمال پور و مرحوم دکتر افشین کمال پور برای ادامه دوره ابتدایی به مدرسه دانش رفتیم. سال های 57 و 58 و 59 در این مدرسه بودیم. از آنجا مسابقات مدرسه ای شروع شد. آن زمان معلم ورزش ما آقای ابوالقاسم قاسمی در دوره راهنمایی شد که الان مربی کشتی و جز هیئت کشتی است. در مقطع راهنمایی فعالیت فوتبالی ام  به صورت گسترده و محکم آغاز شد.

ورود به باشگاه دخانیات و فعالیت در کنار مربی نابغه
فوتبالیست دهه 50 از شروع رسمی فوتبال خود در باشگاه دخانیات و داشتن مربی نابغه و با دانش در آن ایام اشاره می کند و می گوید پایان دوره راهنمایی به اتفاق آقایان: اصغر قائدی فرد،اسفندیار درودی جذب باشگاه فرهنگی، ورزشی دخانیات برازجان شدم. از آنجا فعالیت رسمی و باشگاهی ام شروع شد. در آنجا زیر نظر  استاد عبدالرسول غفاری که جا دارد از او یادی کنم و از ایشان صمیمانه تشکر کنم که برای من هم پدر بود،هم برادر و همچنین مربی ام بود. آقای غفاری در سطح استان و بخصوص در آن زمان در سطح کشور نابغه بودند. به جرات می توانم بگویم: آقای غفاری زمانی که لیسانس تربیت بدنی داشت شاید هیچکس دیپلم نداشت. زمانی که درجه مربی گری 2 ایران داشت، هیچکس نمی دانست کارت مربی گری چیست و زیر نظر او با علاقه مندی که به ما داشت فعالیت کردیم. به استثنای فصل کوتاهی که در استقلال برازجان بودم؛ از ابتدا تا پایان فعالیتم به عنوان فوتبالیست در تیم دخانیات بودم.





 
جزیی از تیم منتخب فوتبال استان
فرخنده پی از سختی هایی که بازیکن ها برای ارتقا فعالیت فوتبالی خود در گذشته داشتند، میگوید: فعالیت فوتبالی در گذشته بسیار عالی و جذاب بود اما برای اینکه شما به کشور معرفی بشوید حتما باید وارد تیم منتخب استان می شدید که شامل نخبه های فوتبال می شد. آن موقع جزء تیم منتخب استان بودم. الان یک باشگاه چه بازیکن ضعیف و چه بازیکن قوی که دارد اگر تیم او قهرمان شود. به طور مستقیم به لیگ می رود و خود را معرفی می کند. الان لازم نیست که حتما نخبه باشی و جزء تیم منتخب به مسابقات کشوری بروی.

عالی بودن شرایط تیم دخانیات در گذشته
پیشکسوت فوتبال با اشاره به اینکه همه رده های فوتبالی را طی کرده است می گوید: فوتبال در نونهالان، نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان بازی کرده ام. در تمام این رده ها عضو تیم دخانیات مقام های اول را داشت. شرایط تیمی دخانیات بسیار عالی بود. اوج دخانیات از سال 60 تا 66 بود. سال 1365 به سربازی رفتم و آنجا در تیم ملوان بوشهر بودم. زیر نظر حسین مردپور به عنوان مربی و خیلی از بازیکنان نخبه و خوب فوتبال استان وکشور بازی می کردم. در دخانیات هافبک میانی بودم. در گذشته رقبای اصلی تیم دخانیات، تیم های برق و پرسپولیس بودند. دوستان خوبی در تیم برق داشتم از جمله: محمد و حسین آرمان، محمد معصومی و همین حالا هم با هم درست هستیم. رقابت داشتیم در حالی که رفیق بودیم.




مشکلات مالی و کنار رفتن  افرادی که سفره در خانه شان فوتبال بود.
این مربی به نبود هیجان در فوتبال این روزهای برازجان می پردازد و درباره کمرنگ شدن فوتبال در شهرمان می گوید: در حال حاضر در مقطع بزرگسالان فعالیت آنچنانی درسطح بالا وجود ندارد در  بخش های اطراف ما تیم ها هنوز شور و هیجان دارند ولی این شور در برازجان آن جذابیت خاص را ندارد. یکی از دلایل کمرنگ شدن فوتبال در اینجا اول مشکلات مالی است. دومین و عمده ترین مشکلی که می بینم این است که افرادی که علاقه مند به فوتبال بوده اند و کسانی که خودشان و زندگیشان را در راه فوتبال هزینه می کردند به کنار رفته اند. اگر مثلا به آن ها برای فوتبال بگویند. آن ها می گویند: ما دیگر حوصله نداریم در حالی که آن ها باید باشند. کسانی که سفره در خانه شان فوتبال بود. بچه خانه شان بازیکنان بودند. برای بچه اشان کفش نمی خریدند ولی برای بازیکن می خریدند. مثلا: آقایان اکبر کاویانی, حاج محمود رضوی، اکبر قائدی فرد، اکبر متقی این افراد خیلی هزینه کردند و در فوتبال زحمت کشیدند. فوتبال امروز با فوتبال قدیم خیلی فرق می کند.



با دیدگاه و علاقه ای که داریم  امکان ندارد به سادگی  بتوانیم تیم فوتبال تشکیل دهیم
مهرداد فرخنده پی با تاکید به اینکه هیچکس نمی تواند بگوید الان به این راحتی می توانم فوتبال را شروع کنم در ادامه می گوید: این نکته را به صراحت می گویم: به همه دوستان عرض می کنم امکان ندارد آن دیدگاه و علاقه ای که ما داریم به این سادگی بتوانیم در فوتبال حال حاضر هیجان ایجاد کنیم .اصلا امکان ندارد چون امروز اگر بخواهید یک تیم فوتبال تشکیل دهید برای این تیم فوتبال وسایل تمرینی  که بخواهید تهیه کنید باید معادل 500 میلیون تومان پول داشته باشید که لباس و تجهیزات لازم را خریداری کنید. الان هیچ تیمی را نمی توانیم جمع کنیم. بازیکنی که کمی خوب باشد به دنبال قرارداد و تجهیزات خوب است. باید یک منابع تعریف شده برای باشگاه باشد. تعریف شده باید از مسئولین عالی رتبه استانی وکشوری رقم بخورد ما وقتی کارخانه سیمانی در کنارمان هست و سیمان سپاهانی در اصفهان وجود دارد، آیا کارخانه سیمان خود  به تیم سپاهان چسبیده است؟ خیر از طرف هیئت دولت و نمایندگان مجلس و وزیر صنعت،معدن، تجارت آن ها خواسته اند و پول برای تیم تعریف کرده اند.


کنار گذاشتن منافع شخصی برای نجات فوتبال / قرارداد آقای فلانی در فوتبال کشورمی تواند فوتبال دشتستان را نجات دهد
مربی فوتبال برای پیشرفت فوتبال دشتستان همدلی همه اهالی ورزش، کنار گذاشتن احساسات برای تصمیمات کارآمد و اولویت منافع فوتبال  را مهم تلقی می کند و می گوید: قرارداد آقای فلانی می تواند فوتبال دشتستان را نجات دهد. این را من تضمین می کنم. الان که من علاقه دارم و  خیلی نگران فوتبال هستم نتیجه ای ندارد. باید جمع شویم و بدون احساسات تصمیم بگیریم. باید احساست را کنار گذاشته و افراد علاقه مندی که در شهر برازجان هستند پای کار بیایند اما یک یکدلی و دوستی و صمیمیت خارج از احساسات باشد. منیت را کنار بگذاریم. مهرداد فرخنده پی فکر خودش نباشد فکر فوتبال باشد. فکر بچه دیگران باشد. همیشه که مهرداد مربی نیست. همیشه آقایان: ظهراب زنده باد، مهدی گیوزاد، غلام دلگرم مربی نیستند. باید فکر اساسی شود. نظری بدهیم که خودمان دخیل نباشیم. یعنی برای منافع خودمان کار نکرده باشیم.



گلایه از ناملایمات و باند بازی ها
پیشکسوت فوتبال با گلایه به اینکه به اندازه ای که زندگی ام را روی فوتبال گذاشته ام هیچکسی نگذاشته است می گوید: به اندازه ای که به من ضربه زده شده هیچکس ضربه نخورده است. اگر شرایط مساعد   بود طوری حرف می زدم که گریه تان می گرفت. همیشه ناملایمات و بی میلی بوده است. همیشه فکرهای غلط بوده است در حالی که سال ها در فوتبال این شهر بازی کرده ام. از بچگی در زمین های خاکی دویده ام. الان بقیه در زمین چمن بازی می کنند. زمانی که شروع به بازی در دخانیات کردم حداقل یک هفته  در زمین سنگ جمع می کردم(وضعیت مناسبی نبود). همه کسانی که در دشتستان کار می کنند از لحاظ شرایط سنی، تحصیلات و افراد با تجربه داریم؛ دوستان بزرگوار در برازجان و استان بوشهر اگر تیمی بخواهد باشد اگر از امثال فرخنده پی ،دلگرم ،متقی ،گیوزاد و زنده باد کمک نگیرید از چه کسانی  میخواهید کمک بگیرید؟! اگر نفر اول فرخنده پی و بقیه دوستان من را نمی خواهید نفر دوم یا سوم که می شود. چرا اینقدر ناملایمات و باند بازی می کنید که از یک نفر به این شکل فاصله بگیرید. در حالی که ما بدون مزد و منت کار کرده ایم. آنجایی که باید ما را بشناسند و کارمان را ببینند ؛ الحمدالله  همه شناخت کافی بر روی مان هم  دارند.

ضربه آموزش و پرورش به ورزش کشور/نبود منابع مالی و بازیکن
از مهرداد فرخنده پی می پرسم چرا باشگاه ها در گذشته فعال بودند ولی الان باشگاه های  فوتبال فعالیتی ندارند در پاسخ به سوالم می گوید: آیتم های زیادی است که باشگاه های فوتبال در گذشته فعال تر بودند. یکی از این عوامل این   بود که  پول درگذشته  معنی نداشت . افت باشگاه ها و نبود بازیکن ها؛ همچنین آموزش و پرورش به طور جدی در این موضوع دخیل است. آموزش و پرورش خیلی به ورزش کشور ضربه زده است. به خصوص در استان و شهرستان های کوچک و دور افتاده. همه ما از آموزش و پرورش رفتیم و جذب باشگاه ها شدیم. آموزش و پرورش مسابقات کلاسی، بین مدارس،استانی، منتخب  اعزام داشت. معلم های ورزش با عشق و علاقه تیم ها را درست می کردند. بازیکنان را تر و خشک می کردند. بازیکنان رشد می کردند و نمود پیدا می کردند؛افراد  باشگاه ها آن ها را می دیدند و بین آن ها انتخاب می کردند. همیشه بازیکن به اندازه کافی در باشگاه ها حضور داشتند. اگر قرار شد در مقطع زمانی یک باشگاه  چند فوروارد داشته باشد؟ حداقل می توان گفت: 10 نفر فوروارد و 20 نفر مدافع و دروازه بان داشتند. ولی الان مدارس فوتبالی هست که در برازجان فعالیت می کنند اگر بروید و از آن ها یک دروازه بان خوب بخواهید می گویند: احتمالا 10 سال آینده بیایید. نبود مسابقات باعث بی انگیزه شدن بازیکنان می شود. بازیکنی که در رده های مختلف که بازی می کند، می بیند قوی می شود همه به او نگاه می کنند اما نمی داند چه سرنوشتی در آینده خواهد داشت. اگر سن او پرید و شکوفا نشد بعد آن باید خانه نشین شود یا اینکه خانواده خوبی داشته باشد و او را به جای بهتر برای پیشرفت ببرد.



تنها شرایط تغییر کرده وگرنه عشق و علاقه یکی است
از نظر پیشکسوتی که خود زمانی بازیکن فوتبال بوده است نمی توان تفاوت آنچنانی بین فوتبالیست امروز و بازیکن گذشته قائل شد. او در تکمیل صحبت های خود می گوید: بازیکن جوان امروز با فوتبالیست گذشته را به شکل های مختلفی می توان بررسی کرد اما نمی توان به صراحت گفت که تفاوت دارند. در گذشته جوان هیچ ادعایی نداشت. برای پول بازی نمی کرد. عشق و علاقه داشت. اصلا برای پول بازی نمی کردند. کفش نداشتند ولی فوتبال بازی می کردند. خودشان به تیم  پول کمک می کردند. ولی جوان امروزی ضمن اینکه عشق و علاقه دارد اما مثل گذشته نیست؛ چون شرایط زندگی اینجور ایجاب می کند. مجبور است طلب پول کند و قادر به خرید  کفش ورزشی نیست. آن موقع ما با کفش دانلاپ در زمین خاکی و چمن بازی می کردیم ولی الان یک کفش ورزشی معمولی یک میلیون تومان است. تفاوت زیادی نمی توان بین آن ها قائل شد. تنها شرایط تغییر کرده است.


دوستان خوب قدیمی
مهرداد فرخنده پی از دوستان دوران مدرسه و دوران فعالیت خود در دخانیات نام می برد و می گوید: قبل از دخانیات دوستان خوبی چون آقایان: ظهراب زنده باد، اصغر قائدی، اسفندیار درودی، محمد رنجبر صحرایی، داشتم. در باشگاه دخانیات آقایان: عباس احمدزاده، امرالله حاجی زاده، حمید باقرپور  بودند. دوستان صمیمی ام در دوزان فعالیتم در دخانیات آقایان: اصغر قائدی، یدالله کیامرثی واسفندیاردرودی خیلی   چون: محمود باقر پور، ناصر برازجانی و مرحوم مهدی پاپری، مهدی گیوزاد، خسرو جمیری وعباس احمدزاده ابراهیم باقری برادران راهپبما  ... از دوستان خوبم بوده اند. 

مدیریت سلیقه ای باعث عقب ماندگی فوتبال شد 
مربی فوتبال دلیل عمده فعال نبودن باشگاه های فوتبال و اینکه در حال حاضر برازجان باشگاه فوتبال ندارد شرایط موجود جامعه  می داند و می گوید:  مدیریت ها میتوانستند برای فوتبال تصمیمات بهتری بگیرند که باعث بقا فوتبال شود که باشگاه ها ی ما   جایگاه بهتری پیدا کنند. به طور واضح بگویم تا زمانی که رقابت بین تیم ها و باشگاه ها نباشد. نمی توان نتیجه مطلوب را گرفت. وقتی در شهر برازجان  و شهرستان دشتستان تنها یک تیم باشد این یک تیم که نمی تواند  خودش با خودش  بازی و رقابت کند. حالا هر جایگاهی میخواهد داشته باشد این مثال را بزنم که اگر قرار شد مرتبه اول کشور تنها استقلال و پرسپولیس باشد فوتبال هیچ جایگاهی ندارد و همه می دانند قهرمان یکی از این دو تیم است ولی وقتی الان سپاهان، تراکتورسازی، شهرخودرو، فولاد خوزستان آمده اند و رقابت می کنند ، هیچکس نمی تواند از پیش تعیین شده بگوید چه تیمی قهرمان است. پس همه سال به سال به دنبال پیشرفت هستند. همه در شور و هیجان فوتبالی دخالت می کنند. الان شهر برازجان مدت هاست که یک تیم  پرسپولیس بود که متاسفانه دیگر نیست البته در سطح بالا منظور من هست اگر تیم های دیگر در کنار این تیم مثل سایپا، برق،دخانیات و استقلال بودند. قطعا بهتر بود اگر پرسپولیس دچار مشکل شد و به کنار رفت بقیه تیم ها هستند که بازی کنندوتنور فوتبال را گرم کنند مدیریت ها طوری تصمیم گرفتن  که تنها پرسپولیس باشد بعد از رفتن پرسپولیس دیگر فوتبالی وجود ندارد. تصمیمات سلیقه ای مدیریتی شهرستان باعث عقب ماندگی فوتبال و باشگاه بطور مثال پرسپولیس شد .


اولین تجربه مربی گری
در پایان دوران فوتبالی ام در باشگاه دخانیات بودم که به توصیه دوست بسیار نزدیکم شهید محمود کهنسال که عضو سپاه بودند. از من خواستند که تیم مقاومت را مربی گری کنم. آن تیم تازه تشکیل شده بود. به او گفتم: کارت مربی گری ندارم. گفتند مشکلی ندارد. آن زمان خیلی سخت گیری نمی کردند. در کنار ایشان آقایان: علی آذربان، علی امیریان، باقر رحیمی در کنار تیم بودند که تیم مقاومت را تحویل گرفتم و اولین تجربه مربی گری ام را رقم زدم. در شهر برازجان ، سپس در شهرستان دشتستان قهرمان شدیم و تیم به سطح استان رفت. نماینده استان در جام حذفی  در سطح کشور شدیم. از آنجا بود که به دوره مربی گری رفتم.

 


 گرفتن کارت مربی گری  سی تا کارت مربی گری A آسیا
این پیشکسوت ورزشکار برای گرفتن مدارک مربی گری  سه مرحله C، B و A آسیا  را گذرانده است که در این باره می گوید: حدود سال 77 دوره مربی گری ام را با تدریس آقای عباس گِیشویی و آقای حمید معماری  گرفتم. جا دارد از هر دوی آن ها تشکر کنم و صمیمانه دستشان را می بوسم ؛ چون برای من خیلی زحمت کشیدند. دوره مربی گری C آسیا را در بوشهر با آقای استاد حسن مرادی و آقای معماری دنبال کردم و دوره مربی گری B آسیا را در اهواز  باشگاه بزرگ فولاد زیر نظر استاد مرتضی محصص و آقای حسن سالمی دنبال کردم. دوره مربی گری A آسیا را نیز در تهران پایتخت کشور زیر نظر آقای مرتضی محصص و آقای فریدون معینی آموزش دیدم. چون  زمان کلاس ها  یک ماه بود در آیتم های مختلف اساتید زیادی مثل آقای فردوسی پور، خواجوی،  مسعود مرادی به آموزش ما پرداختند.




آموزش مربی گری در کمپ تیم ملی
مهرداد فرخنده پی در ادامه کلاس های مربی گری به افرادی که در در کلاس های مربی گری با او همراه بودند اشاره می کند و می گوید:  افراد مهمی چون: آقای امید فتحی و در دوره مربی گری سی آسیا آقای  مهدی گیوزاد، امید فتحی و آقای طارمی(پدر مهدی طارمی)،خرمزی ، کامیاب در کلاس های مربی گری با من بودند. در اهواز آقای سیاوش بختیاری زاده و خوزستانی های زیادی حضور داشتند. در تهران مربی های خیلی خوب و تراز اولی در کلاس ما بودند. دوره سختی بود که یک ماه دور از خانواده ، صبح و بعدازظهر کارعملی و کار تئوری و امتحان داشتیم. هر هفته یک امتحان می دادیم. شرایط سختی بود. محل آموزش ما کمپ تیم ملی بود. الهی شکر جایگاه ما  خوب بود.

 بهترین نتایج دوران مربی گری ام را در شهرداری برازجان، پیام چغادک، ابوذر کنگان و سایپا وپرسپولیس برازجان در لیگ دوم کشور گرفتم.
این پیشکسوت ورزشی تیم های مختلفی را مربی گری کرده است. او در این مورد می گوید: با تیم های مقاومت برازجان، دریادلان برازجان، پرسپولیس برازجان، سایپا برازجان، ابوذر کنگان، پیام چغادک، شاهین عامری، شهرداری برازجان به عنوان مربی کار کرده ام. بهترین نتایجی که در فوتبال، دوره مربی گری ام گرفتم. نتایج خوبی با شهرداری برازجان، پیام چغادک، ابوذر کنگان امتیاز های خیلی خوبی گرفتم.



مربی ها همیشه ساکشان بسته و آماده است
 او در ادامه می گوید: خاطرات خوبی با همه تیم ها داشتم و هرکه جایی می رفتم مردمان خوبی بودند. مشکلات همیشه هست. وقتی شما مربی شدی و نتیجه نگرفتی از تو ناراحت می شوند و جاهایی هم از تو خوشحال می شوند. این ها را باید پذیرفت به قولی می گویند: مربی ها همیشه ساکشان بسته و آماده است(با خنده). بی میلی هایی بود اما من از هیچکس در فوتبال و کار مربی گری نارحت نیستم از بی میلی و کج سلیقگی ناراحتم اتفاقا دوستان زیادی پیدا کردم که نعمت بزرگی هست


جلوگیری از سقوط ابوذر کنگان با گرفتن 12 امتیاز
این مربی با تجریه  از شرایط بسیار حساس تیم ابوذر کنگان یاد می کند و می گوید: ابوذر کنگان در یک شرایط بسیار حساس با تعداد چهار بازی که می شود 12 امتیاز تیم تنها دو امتیاز داشت. شرایط بسیار حساس بود که تیم سقوط می کرد. تیم نماینده استان بود. پیشنهاد از باشگاه بزرگ ابوذر کنگان رسید و من هم  گفتم شرایط برایم فراهم شود حتما می آیم. تیمی که با چهار بازی دو امتیاز داشت در چهار بازی بعدی برایشان 12 امتیاز گرفتم. تیم 14 امتیازی شد و جایگاه آن در لیگ سه محفوظ ماند. در ادامه به علت نداشتن منابع مالی ادامه کار قطع کردند. هم آن ها به من لطف داشتند و هم من ارادت خاصی نسبت به آن ها داشتم. از مردم کنگان لذت بردم. واقعا به من علاقه داشتند و هنوز به من زنگ می زنند و می گویند آن فوتبال ابوذر کنگان با شما را ما فراموش نمی کنیم. آقایان نصوری و غلامی و خانواده بحرانی و احمدی و نوری انشاالله هر جا باشند سلامت باشند




خدا نیامرزد آن کسانی که باشگاه فرهنگی، ورزشی شهرداری را خراب کردند.
این پیشکسوت از درخشش تیم شهرداری در لیگ دسته سه اشاره می کند و از شرایط خوب این تیم می گوید. او در این باره می افزاید: با تیم شهرداری به جایی رسیدیم که در لیگ سه با یک پیروزی می توانستیم تیم را به لیگ دو کشور ببریم. مدیریت خوب بود. همه پای کار بودند. همه کمک می کردند. شهرداری و اعضای شهرداری پای کار بودند. علاقه مندی زیاد بود. در یک مقطع زمانی آقای عباس پای بست شهردار و در مقطعی آقای ایوب پاپری شهردار بود که هر دو خیلی کمک کردند. تیم شهرداری را خوب ساپرت می کردند. جا دارد از مدیریت اقای منوچهر رستم پور آقای رحمان کمالی و اقای حمید صفایی هم یادی کنم واقعا باشگاه حرفه ای بود یکی از مشکلات شهرستان این بود که تیم شهرداری را منحل کردند. من از طرف خود می گویم: خدا نیامرزد آن کسانی که باشگاه فرهنگی، ورزشی شهرداری را خراب کردند؛ چون شهرداری واقعا برای فوتبال خدمات بسیار خوبی داشت. آقای حجت گرگین، نصرالله حسن زاده، موسی رحمت و ... مشغول به کار شدند و تشکیل خانواده دادند. یک بازی در تبریز داشتیم که تا دقیقه 90 یک بر هیچ جلو بودیم. شش دقیقه داور وقت تلف شده در نظر گرفت. با یک ناملایمات داوری  گل خوردیم و بازی مساوی شد ، از صعود به لیگ دسته دو باز ماندیم.

 

 

از ندیدن سفره ظهر خانه ام  تا قهرمانی پیام چغادک در استان و صعود به لیگ دسته سه کشور
مهرداد فرخنده پی بنا به توصیه بعضی از بازیکن هایی که به او لطف داشتند مثل خانواده بزرگ رحمت در چغادک وحاج حسین شفیعی تصمیم می گیرد به تیم پیام چغادک برود. او این ریسک را می پذیرد و درباره خاطرات خود در آن ایام می گوید: از من خواستند که به چغادک بروم. پیام چغادک یکی از تیم های پر سابقه استان بود. تیم قدیمی و ریشه داری است. تازه می خواستند تیم را از پایه شروع کنند. دوستان نزدیک گفتند: کار سختی است اگر بروی و نتیجه دلخواه را نگیری از فوتبال حذف می شوی. اگر بروی و نتیجه بگیری کار بزرگی کرده ای. ریسک را پذیزفتم و رفتم. با تیم شروع کردم . در بخش اول شدیم. به بخش مرکزی رفتیم و درآنجا نیز قهرمان شدیم. لیگ یک استان آمدیم و در آنجا قهرمان شدیم و به لیگ برتر استان بوشهر رفتیم. در آنجا کلا تیم را تغییر دادیم. در لیگ یک در بازی های فرسایشی بودیم. چغادک بسیار مردمان علاقه مند به فوتبالی داشت. خیلی نسبت به باشگاه علاقه مند بودند، همچنین به من لطف داشتند. کنار من بودند. در سختی ها و باخت ها من را همراهی کردند. من را تحمل کردند. من هم برایشان سنگ تمام گذاشتم. در آن ایام از زندگی ام گرفتم و شاید سفره ظهر خانه ام را نمی دیدم. تیم پیام چغادک قهرمان استان شد. به عنوان نماینده استان در لیگ سه کشور حضور پیدا کردیم. یک فصل بازی کردیم؛ سهمیه را حفظ کردیم.

وقتی پای تصمیم گیرنده های غلط در میان باشد
این پیشکسوت فوتبال در ادامه فعالیت های خود با پیام چغادک می گوید: فصل بعد مشکلات مالی و تغییر اعضای شورا و تغییر شهردار و ناملایماتی که پیش آمد. افراد مرموزی وارد تصمیم گیری های باشگاه شدند و باعث شدند که الان شما اگر به چغادک بروی و بگویی پیام چغادک کجاست می گویند آن را نداریم. هر جا تصمیم گیری غلط و باند بازی ها به وجود آمد. همه چیز خراب می شود. پیام چغادک به جایگاه خوبی رسیده بود و تصمیم گیری های غلط دوباره باعث شد که پیام چغادک نابود شود. ضمن احترامی که برای همه دوستان قائل هستم با تصمیم گیری های نادرست باعث شد فوتبال در برخی از مناطق خراب شود. از جمله در  چغادک که شامل این تصمیم های نادرست می شوند. الان تصمیم گیری های غلط در چغادک نه تنها پیام چغادک را نابود کرد بلکه تیمی مثل شاهین که در کنار او بود و با هم رقابت داشتند نیز خراب شد.



در گذشته  تعصب خاصی روی باشگاه ها بود و خانواده ای تیم ها را پشتیبانی میکردند
این مربی فوتبال با پرداختن به تعصبات و تیم هایی که خانوادگی ورزش را دنبال می کردند، می گوید: در زمان ما تیم های دخانیات، برق، پرسپولیس، استقلال، ایران جوان، شاهین، عقاب و پاس تیم های خوبی بودند که فعالیت داشند. تیم شاهین از خانواده های قنبری و یزدان خواه و خانواده های مختلفی پشت این تیم بودند. زن و بچه ای پشت تیم بودند. مثلا خانواده زنجبر صحرایی زندگی اشان روی پرسپولیس بود. همه فوتبالی بوند که نمی شود به راحتی از آن ها گذشت. حاجی زاده ها و تنگستانی ها همه پرسپولیس را اداره می کردند. برادرم مهران والیبال فوتبال بازی میکرد. محسن کارت مربی گری دارد. در کنارم کار می کند. شروع ورزش در خانواده با من بود.


بازیکنان مورد علاقه ام در گذشته
مهرداد فرخنده پی به بازیکنان مورد علاقه خود در گذشته اشاره می کند و می گوید: اسفندیار درودی از بازیکنان مورد علاقه ام بود که قابلیت فنی داشت. او مکمل من در بازی بود. من وقتی پاس می دادم و او توپ را به گل تبدیل می کرد هم من مورد تشویق قرار می گرفتم و هم او که گل میزد. من را با او و او را با من می شناختند. زوج ورزشی خوبی بودیم. در سطح کشور مجید نامجو مطلق و جواد زرینچه دو مکمل خوبی که در استقلال بودند علاقه داشتم. از بازی علی کریمی در پرسپولیس خیلی لذت می بردم.



با این گل شادی را به هم تیمی ها و مردم هدیه دادم
فوتبالیست آن روزها به  یادآوری خاطره شیرین در زمانی که در دخانیات بوده است می پردازد و می گوید: یک بازی بسیار سرنوشت ساز تیم دخانیات با تیم سازمان آب آبپخش برای اینکه یکی از برنده ها به عنوان نماینده دشتستان به مسابقات استانی برود. با این تیم بازی داشتیم. آن ها مساوی می خواستند و ما حتما باید این بازی را می بریدم. یک نیمه بازی تمام شد. نفس ها در سینه حبس شده بود و همه نگران بودند. بازی در برازجان بود. نیمه دوم شروع شد. تیم حریف با خشونت بازی می کرد. دقایقی از اواخر نیمه دوم بود که داور در محوطه جریمه یک خطای دو ضرب گرفت. توپ طوری قرار گرفته بود که تیم حریف روی خط دروازه صف کشیدند. دروازه بان در گوشه ای ایستاده بود. ضربه باید دو ضرب زده می شد. آقای حاجی زاده قرار بود توپ را بزند که به او گفتم: توپ را خیلی نچرخان. او توپ را تکان داد و من هم با تمام قدرت به توپ ضربه زدم. توپ همان جا به گل رفت. هم تیمی ها و مردم از زدن این گل  شادی مضاعفی کردند. دوستانی در آبپخش دارم که هنوز از این گل یاد می کنند. 


شادی مضاعف مردم با صعود پیام چغادک به لیگ کشور و ماندگاری  ابوذر کنگان در لیگ
مربی برازجانی به دو خاطره شیرین مربی گری خود اشاره دارد و در این باره می گوید: قهرمانی خیلی زیبایی  با پیام چغادک که صعود به مسابقات کشوری  داشتم که برای اولین بار برای آن منطقه رقم خورده بود. خیلی مردم برای این اتفاق خوشحالی کردند. مردم در شهر ریختند و ساز و نقاره زدند. این شادی لذت خاصی برای من به وجود آورد. با تیم ابوذر کنگان همین شادی را تجربه کردم. زمانی که تیم سقوط نکرد و ماندگار شد. مردم کنگان خیلی لذت بردند. کنگان استادیومی دارد که بین شهر است. مردم، زن و بچه ها همه در اتاق ها و روی پشت بام های خانه ها نشسته بودند و بازی را نگاه می کردند. بعد از برد با موتورسیکلت و ماشین به خیابان ها ریختند و شادی کردند. این دو خاطره برایم شیرین و ماندگار است.



با وفاتر بودن فوتبالیست ها در گذشته 
مهرداد فرخنده پی به با وفاداری فوتبالیست های گذشته تاکید دارد و در مورد آن می گوید: در گذشته بجز مشکلات مالی که بگذریم. فوتبالیست های قدیم خیلی باوفاتر بودند. خیلی با احساس بودند. این همه گیری و دوستی نسبت به الان اصلا قابل مقایسه نیست. چون دیگر دوستی وجود ندارد و الان  بهترین دوستشان پول است. هیچکس را نمی شناسند. فوتبالیست های الان به راحتی تو را با پول معاوضه می کنند. تیمی به نام پلیمر تشکیل شد. پول داشت. کم کم داشت تیم دخانیات و برق به کنار می رفتند. تیم پلیمر 400 هزار تومان به حساب من ریختند. شب بچه های دخانیات به خانه ما آمدند و گفتند تو نباید به تیم پلیمر بروی. احساسات داشتیم و روی کسی را پس نمی زدیم. پول برایمان معنی نداشت. پول را پس فرستادم و دیگر به آنجا نرفتم.


توصیه مربی فوتبال به فوتبالیست هایی که به دنبال بهترین جایگاه در فوتبال هستند: حرفه ای زندگی کنید
پیشکسوت و مربی فوتبال به جوانان فوتبالیستی که به دنبال ترقی در فوتبال هستند سعی کنند حرفه ای زندگی کنند. او در مورد حرفه ای  بودن می گوید: اگر قرار شد ورزش فوتبال را دنبال کنید. از جوانان خواهش می کنم حرفه ای زندگی کنند. خواب و بیداری به موقع باشد. غذایشان را به موقع بخورند. همه سرویس های زندگیشان به موقع باشد. توصیه ام این است که اگر قرار است جایگاهی مثل محمد دانشگر، مهدی قائدی، مهدی طارمی، محمد محبی، رضا دهقان، محمد فرخنده پی، حسین پورامینی، صادق گِشنی داشته باشید و امروز فوتبالیستی به جایگاه آن ها برسد باید حرفه ای و حرفه ای تر فکر کند و به صورت حرفه ای زندگی کند. در کنار حرفه ای بودن سختی های زیادی وجود دارد اما محاسنات زیادی هم دارد تا بتوانند به جایگاه خوبی برسند. آقای حسین پورامینی در پرسپولیس کنار ما بود. صادق گِشنی هم با من کار کرده است و الان جایگاه خوبی داد. آقای محمد فرخنده پی نیز با من کار می کرد.



وزارتخانه ورزش و جوانان از هم جدا شوند؛ نماینده دشتستان این موضوع را پیگیری کند
مهرداد فرخنده پی به عنوان کسی که عضو کادر ورزش و جوانان استان هست. نقدی بر وزارت خانه  ورزش و جوانان است که ورزش و جوانان خود دو مقوله مهم در جامعه هست که حتما باید از همه لحاظ نگاه مدیریتی نسبت به این دو موضوع تغییرکند   . نظرشان را در این مورد جویا می شوم. او که نقد شدیدی به این شرایط  دارد در جوابم می گوید: این جایگاهی که برای ورزش و جوانان درست شده بسیار انتخاب بدی بود. گزینه جوانان خود به تنهایی یک گزینه بسیار مهم در جامعه حال حاضر ما است و نباید جوانان را به ورزش وصل می کردند. این کار آن موقع مجلس شورای اسلامی بسیار سلیقه ای بود. تا زمانی که این معضل حل نشود نه ورزش جایگاه خود را پیدا می کند و نه جوانان. به این مسئله به شدت نقد دارم و همین جا هم می گویم اگر تصمیم جدیدی بخواهد گرفته شود باید این باشد که وزش و جوانان از هم جدا بشوند. جوانان باید وزارت خانه جدا داشته باشد یا باید به یک وزارتخانه ای که پر پول است  وصل شود. ورزش از نظر مالی ضعیف است. جوانان که به پول نیاز دارد به آن چسبیده است. پس نه جوانان دیده می شوند و نه ورزش.  مخالف این پروژه هستم و از نماینده دشتستان می خواهم این موضوع را به جد پیگیری کند. در حال حاضر وزارت ورزش و جوانان از لحاظ مالی هم در موضوع جوانان و هم ورزش با ان همه وسعت کاری به مشکل بر میخورد. 

  

قدیمی ها شعله های  آتش  فوتبال را روشن نگه داشته اند/ ما ها هم باید تلاش کنیم این روشنی را نگه داریم در غیر اینصورت همین میشود که هست
این مربی در صحبت پایانی خود از قدیمی های فوتبال تشکر و از مسئولین نقد می کند و  می گوید: از همه قدیمی هایی که واقعا شعله های آتش فوتبال را روشن نگه داشتند بسیار تشکر می کنم.آن ها خیلی بزرگ بودند. این عزیزان خیلی انسان های افتاده و فهمیده ای بودند. برای فوتبال در گذشته بسیار زحمت کشیدند. تمام مسئولینی که در شهرستان دشتستان هستند تنها بخاطر منافع شخصیشان در کنار ورزش گاها میایند. بخاطر ورزش کنار ورزش نیستند. بخاطر منافع شخصیشان در کنار وزش هستند تا زمانی که اموراتشان بگذرد. بعد از گذشتن امورات دیگر ورزش را نمی شناسند. بخاطر اصل ورزش کنار ورزش نیستند به همین خاطر ورزش هیچ نفعی نمی برد. یک روز پول دارد و صد روز بی پول است. آرزوی طول عمر برای خانواده های ورزشکارانی  که اخیرا فوت شده اند. آرزوی سلامتی برای همه مردم کشور دارم. آرزو دارم هر چه سریعتر این ویروس لعنتی از جامعه رخت ببندد و برود. تا صمیمیت و همدلی که مردم داشتند و کرونا به مردم گفت: مواظب این صمیمیت باشید. من آمده ام این صمیمیت را قطع کنم و اگر من رفتم برای این صمیمیت ارزش قائل شوید. کرونا مسئول و غیر مسئول نمی شناسد و یقه همه را می گیرد.

از شما و مجموعه اتحاد جنوب و در راس آن ها حاج اکبر صابری و محمد رضا صابری کمال تشکر را دارم. همیشه به من لطف داشته اند. صمیمانه از این مجموعه تشکر می کنم. از آقای اصغر شعبانی که یکی از نیروهای قلمی درجه یک شهر هستند که هر موقع دست به قلم می شوند خیلی محاسنات دارد و همیشه تعصب شهر برازجان و دشتستانی خود دارد.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها