امروز: سه شنبه 23 مهر 1398
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 15 مهر 1398 - 13:06
طنز اختصاصی اتحاد خبر/جاروف

اتحادخبر- م پارسا :بک بشور و بگردی در یکی از شهرهای استراتژیک و البته سرسبز استان راه افتاده است که نگو و نپرس! هیچکس هم فکر آرامش را برای این شهر نمی کند و گاهگاهی نمک هم روی زخم مردم می پاشند. البته این تحرکات خانه خراب کن، مال امروز و دیروز هم نیست. جالب است بدانید در حمله اسکندر مقدونی به ایران، وقتی لشکر اسکندر به...

کارت قرمز خانم شهردار

م پارسا:

 

بک بشور و بگردی در یکی از شهرهای استراتژیک و البته سرسبز استان راه افتاده است که نگو و نپرس! هیچکس هم فکر آرامش را برای این شهر نمی کند و گاهگاهی نمک هم روی زخم مردم می پاشند. البته این تحرکات خانه خراب کن، مال امروز و دیروز هم نیست.
جالب است بدانید در حمله اسکندر مقدونی به ایران، وقتی لشکر اسکندر به این شهر رسید، اسکندر سئوال کرد اینجا کجاست؟ وقتی اسم
شهر را فهمید چنان فارس برگشت و به تخت جمشید تاخت که آن سرش ناپیدا! اسکندر یادش آمده بود که افالطون و ارسطو هم، سر انجمن های ایالتی و والیتی این شهر درگیری داشته اند.
گزنفون معتقد است، افالطون رساله جمهور را در باب همین شورای شهر نوشته است.
بعد از انتخاب موفقیت آمیز خانم شهردار، تذکرات شفاهی، کتبی، کارت زرد و قرمز بود که به سوی شهردار سرازیر شد! از بس کارت زرد و قرمز گرفته بود آدم احساس می کرد خانم شهردار در تیم بانوان باشگاه های انگلیس بازی می کند. رکورد کارت زرد و قرمز، تذکر، استیضاح با اختالف زیاد، در بین شهرداران، به بانوی شهردار رسیده است. نکته عجیب ماجرا این است که این اختالفات عجیب و غریب در شوراهای ادوار گذشته این شهر هم نمایان بود. در این دوره شهردار دلش
می خواست فرمان خدمت را همچنان به دست بگیرد و همچنان پشت میز باشد و همچنان یار غار شهر. بعد از کش و قوسهای فراوان و بعد از جلسه استیضاح جنجالی، خانم شهردار درب اتاق شهردار را قفل کرده و حاضر نیست اتاق را تحویل دهد. چند قفل کتابی از جنس قفل های رییس جمهور که کلیدش مدت هاست گم شده را به درب زده و کلیه وسایل آشپزی را به اتاق شهردار آورده. من شنیدم که چند آلبوم خانوادگی و تابلوی شخصی را هم روی میز گذاشته تا هر کس قصد ورود به اتاق را داشته باشد سریعا بگوید لوازم شخصی در اتاق دارم و کسی حق ندارد
وارد اتاق شود. از آن طرف سرپرست جدید که با حکم جدید، اتاق قبلی اش را از دست داده، به علت کمبود جا یک صندلی از آن مدل برای شهردار  را کنار واکسر گذاشته و گهگاهی کار
مردم را انجام میدهد و کفش خود را واکس می زند. در این بین کارمندان شهرداری مثل جوجه در آب افتاده سرگردان و یخ زده اند. نمی دانند پاراف ها و کارها را به سرپرست انتقال دهند یا به خانم شهردار! شرایطی که
در آبپخش حکم فرماست، شرایط میتی کومان میباشد. عده ای با حاکم بزرگ هستند و عده ای با کالنتر. زمانه عجیبیاست. در این بین فرمون دار تازه وارد هم مصوبه انجمن های ایالتی و والیتیرا ملغی کرده و می گوید بانوی اول شهر مثل شیر در شهرداری حاضر شود و
همچنان میز خدمت را بچسبد! تقصیر هم
ندارد چون نیتش خیر است.
البته جناب فرماندار حتما می داند چندین بار طی این مدت قفل های اتاق شهردار با هزینه
بیت المال عوض شده. متوجه هستند کهچندین برگ کاغذ، خرج مصوبه ها شده.
چندین بار جناب سرپرست و سرکار خانم شهردار به بانک مراجعه و امضاء خود را تعریف کرده اند! خب تکلیف را روشن کنید جانم...



کانال تلگرام اتحادخبر

مرتبط:
» ریباندینگ [حدود 8 روز قبل]
» سوژه یاب [حدود 8 روز قبل]
» انگشت مياني [2 ماه قبل]
» تیکه [4 ماه قبل]
» روز زن [7 ماه قبل]
» عَودِلُو [2 ماه قبل]

نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین