امروز: يکشنبه 03 شهريور 1398
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 16 مرداد 1398 - 17:00
تاریخ را ورق بزنیم؛

اتحادخبر- معزالدین آرچین : نفوذوقدرت روزافزون روس ها که درزیرسرنیزه های بریگارد قزاق توسعه می یافت. انگلیس ها رامتوجه مخاطرات وتهدیداتی کردکه برای مصالح دولت انگلیس متصوربود بنابراین تشکیل نیرویی درچارچوب یک پلیس بومی برای حفظ امنیت راه های جنوب مطمح نظرقرارگرفت.ازقدیمی ترین اسنادی که درخصوص پیدایش این تفکرموجوداست...

پلیس جنوب ایران

معزالدین آرچین:


نفوذو قدرت روزافزون روس ها که در زیر سرنیزه های بریگارد قزاق توسعه می یافت. انگلیس ها را متوجه مخاطرات و تهدیداتی کرد که برای مصالح دولت انگلیس متصور بود. بنابراین تشکیل نیرویی درچارچوب یک پلیس بومی برای حفظ امنیت راه های جنوب مطمح نظرقرار گرفت.

از قدیمی ترین اسنادی که درخصوص پیدایش این تفکر موجود است یادداشتی است که بعدها ضمیمه تلگراف مورخ شش ژانویه 1902 لردلاتسروان وزیر خارجه انگلیس خطاب به سرآرتورهاردنیک وزیر مختار انگلیس درایران شده بود. در این یادداشت آمده است در5ماه مه 1903 لردلاتسروان درمجلس اعیان اظهار نمود ما کوشش کرده ایم که تجارت ونفوذبریتانیا رابه هروسیله ای که دردست دارم تاییدوتشویق نمایم وهمچنین پروژه های متعددی روی همین زمینه ازقبیل تشکیل یک قوه پلیس بومی برای حفظ امنیت راه های جنوبی تحت مطالعه است.  1

 

وچون دراین ایام روس ها بریگاردقزاق راتحت نظرافسران خوددرایران تشکیل داده بودند .بی شک انگلیس هاهم درتشکیل این قوه پلیس بومی فکرمی کردند که فرماندهان این نیروازافسران انگلیسی باشند. ویاازصاحب منصبان دولتی دیگر.اماواضح است که درآن سال وحتی سالهای بعداقدام به انجام چنین نقشه ای تحت نظرافسران انگلیسی نبود وبه همین ملاحظه ازتشکیل نیروی بومی برای حفظ راه های جنوب زیرنظرفرماندهی صاحب منصبان انگلیسی صحبتی به میان نیامد . درسال 1329 هم که درصحنه رقابت ایران کاربه استخوان انگلیسی ها رسیده بودوقتی خودرادرمقابل بریگاردقزاق وتشکیل نیرویی مستقل مجبوریافتند. شق ثانی آن رااختیارکردندکه به صورت ژاندارمری دولتی درآمد. سنددوم مربوط به سال 1329 قمری است که ژاندارمری ایران درحال تکوین بود.امابه سبب تهی بودن خزانه دولت وکارشکنی های روس کارتشکیل آن خیلی به کندی می گذشت .

 

انگلیس هاچون دراین موقع چندان اطمینان واعتمادی به تاسیس نیروی مزبورنداشتند به فکرافتادندکه نیروی مزبورراتحت فرماندهی افسران خودتشکیل دهند. دراین موردسندی بسیارمعتبرموجوداست. وآن تلگرافی است که سرادواردگری وزیرامورخارجه انگلیس به سرجرج بوکانان سفیرکبیردولت انگلیس درسن پترزبورگ به تاریخ 12دسامبر1911مطابق با 20ذی حجه 1329مخابره کرده .دراین تلگراف چنین ذکرشده است : چندی قبل ما پیشنهاد نموده بودیم که دولت ایران بایدبرای تشکیل قشون منظمی به جهت تامین طرق جنوب صاحب منصبان انگلیسی بگمارد. 2   وچون می دانستند روس ها رازی به این امرنخواهندبود.برای اینکه آنها راهم به خودهمراه کنند دراین طرح خود ضمنا پیشنهاد کرده بودند که نیرویی هم تت فرماندهی افسران روسی درشمال ترتیب داده شود که مراقبت حفظ انتظامات درشمال ایران باشند. منتهی چون دراین طرح پایه روس هابه میان آمده بود بامخالفت ایرانیان مواجه شد ودولتین مجبورشدندکه ازاجرای آن صرف نظرکنند.وطولی هم نکشیدکه ژاندارمری ایران تحت فرماندهی افسران سواری برپاشد وبه تشکیل پلیس جنوب زیرنظرصاحب منصبان انگلیسی پیدانشد وتاسیس آن به وقت دیگری موکول گشت. اما ژاندارمری دولتی نتوانست نیات ومقاصد خاص انگلیسی هارابرآورد. زیراافسران سوئدی دریافتند که انگلیس ها قصددارندانها راآلت اجرای نیات ومقاصدخودنمایند. آن هم نیات ومقاصدی که بااصول خدمتگزاری ایشان نسبت به دولت ایران وفق نمی داد به این دلیل بین انگلیسی ها وسوئدی ها شکرآب شدوانگلیسی ها به فکردست به سرکردن سوئدی ها ( اوایل سال 1915) وتشکیل نیروی بومی تحت نظروهدایت عمال خویش افتادند. سندما دراین موردنامه ای است که کنلل مریل آمریکایی به تاریخ 4ربیع الاول 1333مطابق با20 ژانویه 1915 به ماژوراوکارترژنرال کنسول ( سرکنسول انگلیسی ) درشیرازنوشته است. دراین نامه آمده "سروالترتاتلی تصورمی کندشایدلازم باشد یک قشون مستقل دیگری ایجاد کرد واشاره کرد که من رییس آن قشون باشم." 3  قشون منظم ومستقل جزنیرویی که بعدا به صورت پلیس جنوب تشکیل شد نمی توانست باشد. 

 

اما این فکر و در این ایام هنوزبه مرحله ی تصمیم نرسیده بود وانگلیس ها دربیرون راندن سوئدی هاوتشکیل اینچنین نیرویی مردد بودند. چنانکه  سروالترتاتلی در مراسله رسمی خودبه تاریخ 16ربیع الثانی 1333 ( 3 مارس 1915) به تسریع می نویسد این موقع به نظرمن هیچ مناسب نمی آید که صاحب منصبان خارجی قراسواران راتغییر بدهند. صاحب منصبان انگلیسی شاید در دسترس نباشند و اگر امروز دولت ایران را مجبور کنیم که آنها راقبول نماید ممکن است که اثرخیلی بدی ببخشد. برای یک صاحب منصب آمریکایی هم این شغل بسی دشواراست .4 

درهمان ایام که انگلیسی ها درفکردست بسرکردن سوئدی ها بودند. یعنی اوایل سال 1915 آلمانی ها درمیان جنگ پیشرفت های بی حاصلی کردند واین پیشرفت ها وتوفیق ها موجب اضطراب ونگرانی متفقین شد وایشان رابه همکاری نزدیک تری مجبورنمودوبراثرائتلاف ونزدیکی ها عهدنامه هایی محرمانه وسری انعقاد یافت که تاسال 1917کسی ازوجودوکیفیات آنها مطلع نبود.ولی چون انقلاب روسیه پیش آمد .حکومت انقلابی آنان همراه بادیگراسناد واسرار حکومت تراژدی منتشرنمود. وبدین ترتیت مشت عاقدین عهدنامه های مزبوربازشد. عهدنامه های سری مزبورمیان متفقین ازیک طرف وروسیه تزاری منعقدشده بود .وغرض اصلی آن بودکه روسیه رابه وسایلی دلگرم کنند که فداکاری های بیشتری درراه پیشرفت وپیروزی متفقین متحمل شوند. مادراین جافقط یکی ازآنها راکه بین انگلیس وروس درباره ی ایران صحبت می کنیم به موجب این معاهده مناطق نفوذدولتین درایران که برحسب قرارداد 1907به وجودآمده بودموردتایید قرارگرفت ومنطقه بی طرف ازمیان رفت .بعلاوه دولتین روس وانگلیس برای خود این امتیازوحق راقائل شدندکه بتوانندهریک لشکری ازسربازان ایرانی تحت هدایت وفرماندهی افسران خویش درمناطق نفوذی خودتشکیل دهند.                                                                          

 

...........................................................................................................................................................................

1-کتاب اسناد محرمانه سیاسی انگلیس صفحه 24

2- تلگراف 272 جلد 2-کتاب آبی

3- همان تلگراف

4-همان منبع صفحه 155

5-تاریخ ارتش ایران ازهخامنشی تاعصرپهلوی- غلامرضا بابایی صفحه 158

 

 

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین