امروز: سه شنبه 28 خرداد 1398
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 30 ارديبهشت 1398 - 10:15

اتحادخبر: در شبی سرد زمستانی،وقتی قرصِ ماه چهارده در وسط آسمان،گاهی زیر ابرها سرک می کشید.مادیون وحشی چشمش به درزهایِ چوبیِ اصطبل بود که گاهی با نورِ رعد و برقی جرقه می زد.با صدایِ خشک،دربِ چوبیِ اصطبل چرخید و با نورِ فندکی،افسارِ مادیون،جدا و سپس در تاریکی زیر نم نم باران رفتند.کرّه اسب در اصطبل از تنهایی شیهه کشید ولی...

مادیون وحشی

در شبی سرد زمستانی،وقتی قرصِ ماه چهارده در وسط آسمان،گاهی زیر ابرها سرک می کشید.

 

مادیون وحشی چشمش به درزهایِ چوبیِ اصطبل بود که گاهی با نورِ رعد و برقی جرقه می زد.


با صدایِ خشک،دربِ چوبیِ اصطبل چرخید و با نورِ فندکی،افسارِ مادیون،جدا و سپس در تاریکی زیر نم نم باران رفتند.


کرّه اسب در اصطبل از تنهایی شیهه کشید ولی گریه بچه گانه اش مادرش را برنگرداند؛چون او هم اسیر غمی بود که صاحبش به دوش می کشید.


وقتی عاشقانه ترین پنجره یِ چوبیِ کوچه با فانوس گشوده شد که مادیون در کوچه و تاریکی شب ناپدید شده بود.


او به کوچ تنهایی رفت تا شاید،آفتاب روز بعد را ببیند.


زمستان رفت ولی آبادیِ طاعون زده ، در بهار باز هم قدرت قد علم کردن نداشت.خیلی ها آبادی را ترک نمودند.


دیگر کسی از سرنوشت مادیون و سواره با خبر نگردید.


بعد از مدّت ها کرّه اسب از تنهایی مُرد و پنجره ی عشق هم با خشت و گل گرفته شد.


و روزی که مادیون برگشت ؛ آبادی بوی آدمیزاد نمی داد.در عوض، کلاغ ها بالای درختانِ خشک،قار قار و سگی سیاه،واق واق می کرد.مادیون دیگر وحشی نبود و یک‌راست با سواره ای افقی که با چهار تیر مأموران بدنش سوراخ شده بود،به سوی قبرستان رفت.در حالی که فقط سگِ سیاه او را همراهی می کرد.


مادیون به تک درختِ خشکِ قبرستان رسید.گورکن سر از گور بیرون کرد و با هر زحمتی بود جسد را در قبر گذاشت.


گورکن آخرین بازمانده روستای نفرین شده بود که او با مادیون از آن آبادی رفت.


گورکن که همیشه می کَند گور


ترسید که عاقبت بگیردش گور


سگ سیاه به زیر تک درخت خشک قبرستان با دستانش گوری درست کرد و منتظر ماند. شایدم انتظار گورکن و شایدم گوری برای خود.



کانال تلگرام اتحادخبر

مرتبط:
» گل فروش [حدود 8 روز قبل]
» اختلاس!!! [حدود 8 روز قبل]
» رسول شَله [حدود 8 روز قبل]
» Please Repeat [حدود 1 ماه قبل]
» چهار راه [حدود 29 روز قبل]

نظرات کاربران
1398/02/30 - 14:11
0
0
باسلام جناب آقای رضایی از مفاخر شهرستان دشتستان و شهر آپخش میباشد انشالا از این به بعد از ایشان بیشتر استفاده شود
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین