امروز: سه شنبه 31 ارديبهشت 1398
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 24 ارديبهشت 1398 - 21:00
به مناسبت بیست و پنجم اردیبهشت ، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

اتحادخبر-حسین جعفری: به نام خداوند جان و خرد/که زین برتر اندیشه بر نگذرد/شعر فلسفه ی ایرانیان است یا به عبارت دیگر ملت های دیگر اندیشه های خود را در قالب فلسفه بیان کرده اند اما حکیمان و فلاسفه ی ایرانی بیشتر شاعر بوده اند و در قالب شعر فلسفه اندیشیده اند:  قافیه اندیشم و دلدار من / گویدم مندیش جز دیدار من . در این بیت مولانا از اندیشیدن قافیه...

داستان های عاشقانه ی شاه نامه در کتاب " برداودون "

*حسین جعفری:

 

 

به نام خداوند جان و خرد     که زین برتر اندیشه بر نگذرد                                                    

شعر فلسفه ی ایرانیان است یا به عبارت دیگر ملت های دیگر اندیشه های خود را در قالب فلسفه بیان کرده اند اما حکیمان و فلاسفه ی ایرانی بیشتر شاعر بوده اند و در قالب شعر فلسفه اندیشیده اند:  قافیه اندیشم و دلدار من / گویدم مندیش جز دیدار من . در این بیت مولانا از اندیشیدن قافیه منظورش استدلال فلسفی در برابر عشق و دلدادگی است و یا شاعران بزرگی مانند فردوسی ، خیام ، مولانا ، سعدی و حافظ  اندیشه های خود را در قالب های شعری بیان کرده اند . حکیم عمر خیام با وجود این که از نظر علمی مقامی بلند دارد و در علوم زمان خود همچون ریاضی ، نجوم ، طب و ... لقب حجت الحق داشته، اما در جهان او را با رباعیاتش می شناسند که به تمام زبان های علمی دنیا همچون انگلیسی ، آلمانی ، روسی ، فرانسه ، ایتالیایی ، چینی ، ژاپنی ، اسپانیایی و... ترجمه شده و در کنار چهار شاعر برتر دنیا : هومر ، دانته ،  شکسپیر ، گوته قرار گرفته است .


روز 25 اردیبهشت ماه هر سال ، روز بزرگداشت  خداوندگار حماسه ، فردوسی و اثر سُتُرگ و ماندگارش ، شاه نامه است . کتاب ارزشمند شاه نامه در سه بخش کلی تنظیم شده و سه دوره ی اساطیری ، پهلوانی و تاریخی را در بر می گیرد . از پیدایش نخستین انسان به روایت اسطوره های آریایی آغاز می شود و با پایان یافتن پادشاهی یزدگرد سوم ،آخرین پادشاه ساسانی، نیز شاه نامه پایان می یابد .


در بخش اساطیری که مطابق با اسطوره های آریایی نظم یافته است  پس از تحمیدیه به ستایش خرد ، سپس ، از آفرینش  جهان ، انسان ، آفتاب و ماه پرداخته و پیامبر اسلام و یارانش را به رسم امانت در دین داری ستوده . و به مهمترین دست آورد بشر؛ یعنی ، پیدایش خط پرداخته است که در گاه تهمورث پیشدادی روی داده و به همین خاطر تهمورث را" دیو بند" می گویند . که این عبارت معنای ایهامی دارد زیرا دیو یا دِو و سپس دِب ؛ یعنی ، خط و دیو بند ؛ یعنی ، کسی که نخست بار خط نوشت و یا نقش و نگاره بست اگر چه دیو معناهایی دیگر مانند: کوه و موجود ترسناک خیالی نیز دارد . اما معنای اصلی دیو همان خط است که اکنون این نام در واژه هایی مانند دیوان ، دبیر ، دبستان و... هنوز کاربرد دارد .


خط مبنای تاریخ است ؛ یعنی ، با اختراع خط رویدادها ثبت و ضبط شد و تاریخ بوجود آمد و هنگامی که تهمورث دیو بسته باشد ؛یعنی  ، خط نوشته باشد؛ به این معناست که  ایرانیان نخستین تاریخ را رقم زده اند . بخش اسطوره ای آفرینش ها و آداب بسیار دیگری نیز دارد که از گفتار و نوشتار آن به همین بسنده می کنیم.


در بخش پهلوانی که گسترده ترین بخش شاه نامه نیز هست با خاندان های بزرگ پهلوانی در گستره ی این بهین نامه از گاه باستان آشنا می شویم که با خیزش کاوه ی آهنگر علیه ضحاک ماردوش و به بند کشیدن این موجود سه پوزه ی شش چشم و بر گاه نشستن آفریدون پیشدادی آغاز می شود و خاندان های پهلوانی گودرز گشوادگان ،  سام نریمان در وجود می آیند و زال و پور برومندش ، جهان پهلوان ، رستم دستان در پیکارها و رزم نامه هایی بسیاری ماجراهای سرایش شاه نامه است . از جنگ رستم با افراسیاب و فراری شدن او ، جنگ رستم با اولاد دیو ، کشتن ارژنگ دیو ، جنگ با دیو سپید و کشتن او – که به اندیشه ی برخی از شاه نامه پژوهان این دیوان ، پادشاهان بومی سرزمین مازندران بوده اند و دیو در این معنا ؛ یعنی ، غیر آریایی – رزم رستم با پسرش سهراب و نادانسته کشتن او را ، جنگ رستم با کاموس و اشکبوس کُشانی و کشتن هردو برادر و بسیاری ماجراهای رزمی و کارزاهای بیشتر. اما چرا این بخش گسترده ترین بخش شاه نامه و رستم بر ترین پهلوان میدان هاست و آیا این خواسته ی فردوسی بوده یا آرمان و آرزوهای آریاییان ؟ که دیدگاه دوم درست تر است . زیرا هنوز هم رستم برترین و قدرتمند ترین پهلوان هر میدان است . تا جایی که حافظ شیرین سخن هم در غزل چهار صد و هفتاد می سراید : سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی / دل زتنهایی به جان آمد خدا را ، همدمی . چشم آسایش  که دارد از سپهر تیز رو / ساقیا جامی به من ده ، تا بیاسایم دمی . زیرکی را گفتم این احوال بین ، خندید و گفت /صعب روزی ، بوالعجب کاری ، پریشان عالمی . سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل / شاه ترکان فارغ است از حال ما ، کو رستمی . هرگاه و هرجا چنین است که ایرانیان در مشکلات و تنگناها می افتند ،  نخستین کسی که برای نجات به ذهنشان می آید رستم است و رستم روان بلند ایرانیان است که خرق عادات به دست او ممکن است و این در اساطیر ایرانیان ریشه دارد و جدا سازی اسطوره از تاریخ ازسویی و از طرفی دیگر اسطوره از افسانه به راحتی ممکن نیست . اما امواج خروشان آرمان ها و آرزوهای آدمیان از اسطوره ها سرچشمه می گیرد و به تاریخ ختم می شود . رستم برای ایرانیان آنقدر شناخته شده است که نیاز به معرفی ندارد و در پس افسانه سازی ها و افسانه بافی های عمد و غیر عمد گم نشده است و در لابلای خرافات مصادره نشده و از گذشته تا کنون هر قهرمان واقعی در هر میدانی  نیز سعی کرده است همچون رستم گرز بردارد و گوپال افرازد . زیرا رستم قهرمان هشت صد ساله ی دوران پهلوانی شاه نامه است و اگرچه شخص آرمانی فردوسی ، همچون هر ایرانی دیگر نیز بوده است ولی برساخته ی فردوسی نیست هرچند به دروغ از زبان فردوسی در شاه نامه به همراه صدها بیت دیگر نیز افزودند : که رستم یلی بود در سیستان / منش ساختم رستم داستان . اما  شاه نامه پژوهان چیره دست ثابت کرده اند که این بیت الحاقی است و دشمنان شاه نامه و فردوسی برای پایین کشیدن رستم از چکاد سر افرازآرمانی ایرانیان چنین بیتی ساخته و در شاه نامه وارد کرده اند و فردوسی در مورد رستم چنین گفته است : جهان آفرین تا جهان آفرید / سواری چو رستم نیامد پدید . و حکیمی که چنین سراید دیگر چنان نسراید .


نژاد رستم چنان است که از مادر به اژی دهاک و از پدر به جمشید می رسد و" اکومن" یا خوی بد  و "وهومن" یا اندیشه ی نیک ،  در درون رستم به جنگ بر می خیزد و وهومن یا بهمن و خوی نیکی ، اکومن یا اهریمن و خوی بدی را در وجود او می کشد . زیر صد سالی که جمشید از دست ضحاک فراری بود و در سیستان به سر می برد با دختر" کورنگِ زابلی" ازدواج کرد و پسری در وجود آمد که نامش را "تور" گذاشتند و از تور" شیدسپ" و از شیدسپ" طورک" و از طورک "شَم "و از شَم" اثرط" و پس از آن "گرشاسپ" نیای رستم زاده شد و گرشاسپ پسری به نام" نریمان" و از نریمان ، "سام" و از سام ، زال که انسانی نمادین است . زادنش معلوم و لی مرگش در شاه نامه مشخص نیست . زال سپید موی و سپید ابروی بود و پدر او را از آبادی به دور انداخت و سیمرغ او را برکشید و بزرگ و بالنده گشت و سپس بزرگ پهلوانی با موی سپید که رودابه دختر مهراب شاه کابلی از نژاد ضحاک ندیده عاشق او گشت و ماجراهای بسیار شور انگیز در رسیدن این دو دلداده به هم و سپس تولد جهان پهلوان رستم که شما خواننده ی محترم را توصیه می کنم به زبان ساده در کتاب" برداودن" این ماجرا و دیگر ماجراهای عاشقانه ی شاه نامه را بخوانید. و یا در همین بخش پهلوانی دیگر داستان های بزمی و عشق و دلدادگی هایی نیز هست که همین پهلوانان بزرگ همچون زال و ، رستم ، سهراب ، سیاووش ، بیژن و خسرو پرویز بر خوان گسترده و مجلس مزین شهین بانوها و چهره افروزانی می نشینند و شیران شرزه رام آهوان سیاه چشم و خوش خط و خال می گردند مانند : دل دادن سهراب به گردآفرید حتا برای چشم برهم زدنی بر پشت زین و در حین رزم ،  بیژن به منیژه ، خسرو پرویز به شیرین و همیطور خسرو به گُردیه ، خواهر بهرام چوبین و دلاوری های گردیه و بسیاری داستان ها و ماجراهای دیگر که نگارنده ی این سطور در کتابی به نام برداودون به زبان ساده و در میان داستان عاشقانه ی اصلی کتاب یعنی دلدادگی سهراب و گلبهار دو شخصیت اصلی داستان از زبان شخصیتی دیگر به نام حاج سید احمد گنجانده و در بخش هایی نیز گلبهار مانند شهرزاد قصه گو برای سهراب داستان هایی نقل می کند و در بخش هایی از کتاب سهراب شخصیت اصلی داستان برای کار و کسب به کشور کویت مسافرت می کند و داستان سفر دریایی ایرانیان به کویت و دیگر شیخ نشین های حاشیه ی خلیج فارس بیان شده و در بخشی دیگر سهراب پس از برگشتن از کویت به جبهه های نبرد با صدامیان رفته و به اسارت می افتد و پس از چهار سال به همراه آزادگان سر افراز به میهن بر می گردد .


در این کتاب سی صدو چهل و هفت صفحه ای سعی شده زندگی مردم جنوب به ویژه دشتستان بزرگ در قالب یک داستان عاشقانه و با بهره گیری از کتاب ارزشمند شاه نامه در خلاصه کردن چند داستان عاشقانه ی آن و کتاب خسرو شیرین نظامی گذار زندگی از اقتصاد دامپروری و کشاورزی به زندگی مدرن شهری پوشش داده شود که خوانندگان محترم را به خواندن و بررسی آن دعوت می کنم . " وقت خلوت نیست اندر جمع آی / ای هدا چون کوه قاف تو همای"  مولانا



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین