امروز: سه شنبه 04 تير 1398
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 27 فروردين 1398 - 10:49
کارگردان برجسته تئاتر کودک و نوجوان کشور در گفتگو با «اتحاد جنوب»؛

اتحاد خبر-سرویس فرهنگی: ناصر آویژه از بازیگران و کارگردانان برجسته تئاتر کودک و نوجوان است. به گزارش «اتحاد خبر»؛ او در نمایش‌های "چهار صندوق شادی"، "صندوقچه مروارید"، "طلسم شهر قصه‌"، "یه شهر بی پرنده"، "مش مش قلی خان‌"، "پیر بابا و شمع های سحرآمیز" به عنوان بازیگر و کارگردان حضور داشته است. این هنرمند همچنین در ...

اتحاد خبر-علیرضا بحرینی زاده: ناصر آویژه از بازیگران و کارگردانان برجسته تئاتر کودک و نوجوان است. او در نمایش‌های "چهار صندوق شادی"، "صندوقچه مروارید"، "طلسم شهر قصه‌"، "یه شهر بی پرنده"، "مش مش قلی خان‌"، "پیر بابا و شمع های سحرآمیز" به عنوان بازیگر و کارگردان حضور داشته است. این هنرمند همچنین در نمایش‌هایی چون "پسرک لبو فروش"، "سه بچه خرگوش"، "بهشت شداد"، "یا ثارالله"، "بچه‌های خوب جنگ"، "قهرمان آزادی"، "تئاتر در پناهگاه"، "سقوط"، "خداحافظ"، "ت مثل تئاتر"، و... ایفای نقش کرده و کارگردانی نمایش‌های "صبح طلوع می‌کند"، "شب طولانی یلدا"، "متو" و نگارش و کارگردانی "راویان کوزه" را بر عهده داشته است.

به گزارش «اتحاد خبر»؛ آویژه در مجموعه‌های تلویزیونی "بچه‌ها جدول"، "یک تابلو یک حماسه"، "شیرین تر از کلاغ"، "جشن تولد"، "فصل گرم"، "ناجورها"، "پشت صحنه" و "شهر قشنگ" به عنوان بازیگر، در مجموعه تلویزیونی "پروانه‌ها" به عنوان کارگردان و در مجموعه‌های "یه سبد خنده‌" و "جمعه به جمعه خونه به خونه" به عنوان بازیگر و کارگردان ایفای نقش کرده است. وی در تله تئاتر "دالی" و فیلم‌های "زیر خاکی‌"، "همبازی" و "شیر شکار" نیز نقش آفرینی کرده و در طول مدت فعالیت هنری خود موفق به دریافت جوایز متعددی از جشنواره های کودک و نوجوان شده است. با «ناصر آویژه» به گفتگو نشستیم تا نظراتش را در مورد وضعیت تئاتر کودک و نوجوان و چند و چون فعالیت در این عرصه جویا شویم. شما را به خواندن گفتگوی «اتحاد جنوب» با این کارگردان باسابقه عرصه نمایش کودک و نوجوان دعوت می کنیم.

*وضعیت تئاتر کودک و نوجوان در کشور ما به چه شکل است؟

به نظر من خیلی با سختی دارد حرکت می کند به این دلیل که بودجه کمی به آن اختصاص داده می شود. ولی با همه این سختی ها در بحث کیفی خیلی خوب پیش می رود. به واسطه اینکه من بعضاً در جشنواره ها عضو هیئت انتخاب و داوران هستم و CD کارها را می بینم که چقدر شهرستان ها از لحاظ کیفیت کار رشد کرده اند.
اما تئاتر کودک در کشور ما به شکل دیمی و فصلی کار می شود. در یک فصل تعداد زیادی کار خوب انجام می شود اما در فصل دیگر هیچ کاری نداریم. در جشنواره ها به تناوب کار خوب ارائه می شود، علت این موضوع در عدم برنامه ریزی منسجم و اینکه کارها خیلی فردی پیش می رود و به صورت یک سیستم همراه با آموزش و برنامه مدون نیست که گروه ها بروند و کارهای مختلف را ببینند و یا کارها در کشورهای دیگر اجرا و دیده شود. من معتقدم که کار باید مستمر باشد و گروه ها بر اساس یک برنامه سیستماتیک پیش بروند.

الان گروه هایی داریم که به کشورهای دیگر رفته و کار خود را اجرا می کنند که این برای رشد گروه ها خیلی خوب است. البته در زمینه های دیگر نیز به همین شکل است، مثلاً فوتبال ما به یکباره اوج می گیرد و بعد از مدتی افت می کند اما در کشورهای صاحب فوتبال به این شکل نیست چون برنامه دارند. متاسفانه ما فاقد برنامه هستیم اما با اقداماتی چون اختصاص بودجه به تئاتر کودک و حمایت از فعالان این بخش و همچنین تعامل با تئاتر دنیا می توان شرایط را به سمت بهتر شدن سوق داد.


*در دهه 60 کار کودک را بیشتر با عروسک ها دنبال می کردیم، دهه 70 عروسک ها جای خود را به انسان ها دادند و در دهه 80 و 90 هم شاهد حضور این دو در کنار هم هستیم. در این میان چه اتفاقی می افتد؟ آیا این مربوط به چرخش نسل ها است و یا تفاوت سلیقه ها و اصلا کدام موفق تر بوده است؟

در حال حاضر بخش نمایش عروسکی یک مقدار ضعیف تر است، اما نمایش های عروسکی برای بزرگسال هم می تواند اجرا شود و من فکر می کنم که هر دو فرم همگام با هم پیش می روند. ولی نمایش عروسکی خیلی کمتر بوده چون ساخت عروسک و داشتن قصه ای که به آن بیاید، و کارگردانی که کار عروسکی را بشناسد یک مقوله تخصصی است. به این دلیل که نیازهای جامعه در حال تغییر است و اینکه باید هنر به روز شود، و نگاه ما به نمایش عروسکی تغییر کند و اینگونه فکر نکنیم که فقط برای قشر کودک است بلکه نمایش عروسکی پتانسیل بالایی دارد و می تواند برای بزرگسال نیز اجرا شود.



*دلیل این عدم ماندگاری برخی کارها چیست؟ و چرا با اینهمه تنوع رنگ و عروسک ها و... باز هم آنچنان که باید در ذهن و روح مخاطب تاثیر نمی گذارد.

من فکر می کنم قبلا یک نیت خوب، و یک دانش و تخصصی در پشت کارها بود و اینکه از ته دل و با تمام وجود و یک نیت پاک و صادقانه کار را ارائه می کردند اما الان شوآف است و نکته دیگر اینکه فکر می کنم وقتی در زمان تولید اثر فقط به خود اثر فکر کنیم ماندگاری کار خیلی بیشتر است تا بخواهیم به درآمد حاصل از آن فکر کنیم.


خالق اثر در هنگام خلق اثر تمام وجودش در آن اثر نمود پیدا می کند. افرادی بوده که گاهی نان شب هم نداشته اند ولی تنها به ماندگاری اثر فکر می کردند اما الان فقط به دغدغه های بیرونی فکر می کنند. زمانی که تولید اثر شب و روز را از ما می گیرد کار به موفقیت می رسد. لذا می توان گفت که دلیل عمده عدم ماندگاری این است که خالق اثرها صداقت خود را از دست داده اند. 


من در بدترین شرایط مالی نیز تمام وجود و دغدغه ام این بوده که کار کنم و ماحصل آن نمایش چهار صندوق شادی بود که در هر دوره از جشنواره که شرکت کرد جایزه گرفت و بازیگران آن هم همینطور.


*چرا در گذشته با وجود اینکه امکانات زیادی نبود و رنگها و عروسکها بسیار ساده بود، لذت دیدن برنامه های کودک و تئاترهای کودک بیشتر و آثار تولید شده نیز ماندگارتر بود؟ در واقع می خواهم بگویم در گذشته بیشتر قصه و بازی بوده اما امروز شاهد آن هستیم که قصه و بازی جای خود را به شعر و ریتم داده است اما با این وجود کارهای فاخری نمی بینیم.

حقیقت این است که ما نمی توانیم به گذشته برگردیم، اگر چیزهایی که در گذشته بوده درست بوده اند از آنها وام بگیریم و با کمک آن چیزهای بهتری تولید کنیم، شاید نیاز به پژوهش داریم و دلایل رخ دادن این اتفاقات نیز این است که پژوهش کم است.


ما نمونه هایی از تئاتر موزیکال مثل "شهر قصه"، یا کارهای عروسکی مانند "لوبیای سحرآمیز" و "هادی و هدا" داریم که چقدر موفق بوده اند.


از دیگر دلایل اینکه شاید قبلا حجم کمی از رسانه ها وجود داشت، آن زمان یک شبکه داشتیم و بعد شد دو شبکه، ولی الان چون شبکه ها و حجم برنامه ها زیاد است، بنابراین کارها کمتر دیده می شود. همچنین شرایط تغییر کرده و زمانه عوض شده است، با همه اینها و در میان همین انبوه رسانه ها کسانی ماندگار هستند که با تمام وجود کار می کنند و تمام وجودشان بر روی کاری که انجام می دهند متمرکز است.


می گویند خالق اثر در لحظه خلق اثر فارغ از همه چیز بوده است، و قطعاً هم درست است و ما اگر به آن مرحله برسیم فکر می کنم غنی شده ایم و حق مطلب را ادا کرده ایم. من در کارهایم هر وقت که خودم حس کردم این کار یک تجربه جدید است و برایش از جان و دل مایه گذاشتم، دیگر در آن کار حسرت رنگ باخته است و هر جایی که کار موفق نبود شاید به این دلیل بوده که تمرکز از بین رفته و ناخودآگاه از کار دور شده ایم.


*الان کارگردان های موفق و برجسته کم کار شده اند، و می گویند که فضا فراهم نیست، این فضای فراهم نشده چیست؟

یک بخش مربوط به نیاز جامعه است که مشکلات اقتصادی مردم را تا حدودی از این حیطه دور کرده است. می بینید که ما با هر اتفاق بد جوی و هر گونه شرایط نامساعدی تاثیر می پذیریم، مثلا بعد از نوروز امسال کار تئاتر و همینطور استقبال از آن کمتر شده است، چون حال اجتماع خوب نیست و فرهنگ هم متاثر از جامعه است؛ و این مثل یک زنگ خطر است. مورد بعد اینکه حال اقتصاد هم خوب نیست و این تاثیرگذار است، فعالیت های فرهنگی همه متاثر از اجتماع و اقتصاد است.


بخشی هم متاثر از به هم ریختن سلیقه ها است و به خاطر سرعتی که همه چیز دارد اتفاق می افتد مردم تمرکز خود را از دست داده اند و دلیل آن اینکه حال عمومی ما خوب نیست، و شاید اگر این اوضاع درست شود و این شرایط تمام شود با خود بگوییم ما چطور این کارها را کردیم و آن فیلم ها و آثار بی کیفیت چطور تولید و یا دیده شد.


مثالی برایتان می زنم، نمایشنامه جدید من درباره ستایش حیات است و اینکه مرگ پایان همه چیز نیست، و اینکه با همه ی اینها باید محکم بایستیم چون این روزهای گذار است و بالاخره تمام می شود. اینکه از خودت مقاومت و پایداری نشان بدهی و محکم بایستی ارزشمند است.


گاهی خانواده ها می آیند و چیزهایی به ما می گویند که ما را در مسیری که پیش می رویم محکم تر می کند، مثل خانمی که آمده بود و به من میگفت من تمام کارهای شما را می بینم، تو را خدا کم کار نشوید!


یا اینکه در جمعی نشسته بودم، مردی صحبت می کرد و میگفت به من گفته اند برو و نمایش "شاپرک ها در خیابان" را ببین و باید حتما بروم و آن را ببینم، من هم گوش می کردم و بعد که حرف هایشان تمام شد گفتم من کارگردان این نمایش هستم، باور نمی کرد، و من با خودم فکر می کردم که شاید در حین کار خیلی وقت ها خسته شده ای ولی ادامه داده ای و الان کار به این شکل دیده شده است.



*به عنوان آخرین می خواهم بدانم چقدر می شود استعدادها را شکوفا کرد، شما به عنوان کسی که سالهاست در این عرصه فعالیت می کنید و موفق هم بوده اید چه راهی را برای دوستانی که می خواهند کارگردانی کنند پیشنهاد می کنید؟

اولین موضوع برنامه ریزی و بعد زمانبندی برنامه ای است که شما طراحی می کنید، مثلا برنامه این است که یک کلاس نمایش خلاق برای بچه های کوچکتر تشکیل شود، مانند بچه هایی که مشکل ارتباطی دارند که این تنها در دسته بندی نمایش خلاق می گنجد. زیرا در نمایش خلاق اجرا مهم نیست بلکه فرآیند اجرا و بیان و افزایش اعتماد به نفس و همچنین برطرف شدن خجالت و کمرویی مهم است و شاید هیچ نمایشی هم اجرا نشود. اساس نمایش خلاق بازی است و از هنرهای نمایشی هم وام می گیرد.


نکته بعد اینکه نمایش باید خروجی داشته باشد و دیده شود و روزنامه ها درباره آن بنویسند. برای نمونه می توانیم جمع شویم و با کارگردان هایی که کار کودک انجام داده اند یک کارگاه تشکیل دهیم، بعد از بررسی همه کارها، از ایده تا اجرا یک کار را با هم تولید کنیم و بعد از یک هم اندیشی و طوفان فکری کار را شروع می کنیم و این ماحصل کار کردن همه کارگردان ها با هم است. شاید چیزی شبیه یک performance و یا یک اپرای وطنی شود.


نکته آخر و از همه مهم تر استمرار و صبر و حوصله است، مگر قدیم نمی گفتند باید خاک صحنه بخورید؟ به عقیده ی من اگر این مسیر درست طراحی شود به جاهای خوبی خواهیم رسید نه در این شهرستان و این کشور بلکه در همه ی جای دنیا.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین