امروز: شنبه 31 فروردين 1398
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 02 فروردين 1398 - 09:00

اتحاد خبر- فریبا جلالیان : بچه که بودم در پستوی دهنم به خاطر می آورم گاهی  خانه پدربزرگم به طور غیر عادی شلوغ می شد. یکی می آمد، یکی می رفت و خلاصه همه در تکاپو و تدارک بودند. وقتی می پرسیدم چه خبر شده؟ می گفتند: بابابزرگ، مهمان دارد فلانی و فلانی و فلانی امشب می آیند دور هم بنشینند و شروه بخوانند. یکی از افرادی...

خاطره ای از ادیب خوش آوای دشتستان

*فریبا جلالیان:

 

 

بچه که بودم در پستوی دهنم به خاطر می آورم گاهی  خانه پدربزرگم به طور غیر عادی شلوغ می شد. یکی می آمد، یکی می رفت و خلاصه همه در تکاپو و تدارک بودند. وقتی می پرسیدم چه خبر شده؟ می گفتند: بابابزرگ، مهمان دارد فلانی و فلانی و فلانی امشب می آیند دور هم بنشینند و شروه بخوانند. یکی از افرادی که نام می بردند کرم کوهستانی بود.


شب مهمان و میزبان همه با هم شروه می خوانند و نوای سوزناک شروه و فایزخوانی چند اطاق آنطرف تر که ما نشسته بودیم به خوبی شنیده می شد. این اولین خاطره من از مرحوم کوهستانی بود تا اینکه مدتی قبل شنیدم قرار است ویژه نامه نوروزی نشریه اتحاد جنوب درباره «کوهستانی»  منتشر شود به یاد آن شب نشینی های شروه خوانی خانه پدربزرگ افتادم، قلم و کاغذ را برداشتم کنار پدرم نشستم تا او که بهتر و بیشتر از من کوهستانی را می شناخت برایم از ادیب خوش آوای دشتستان سخن بگوید.


آنچه در زیر می خوانید حاصل گفتگوی من با پدرم ابراهیم جلالیان درباره مرحوم کرهستانی است: 


وقتی در سال 1317 ولیعهد با فوزیه مصری ازدواج کرد رئیس شهربانی برازجان که شخصی به نام سرگرد نام آور بود دستور داد روبروی کاروانسرای مشیرالملک یا همان دژ،  کارناوال و مراسم شادی برگزار شود. آن سال سرگرد بیشتر بزرگان برازجان و حتی مردم  عادی را دعوت کرده بود که در این جشن و شادی شرکت کنند. برای برگزاری مراسم جشن،  کارگزارانی تعیین شدند از جمله مرحوم کوهستانی.  برنامه تعیین شده شامل چندین پرده ی نمایش و میان پرده بود. این نمایش ها بر گرفته از آداب و رسوم و رفتارهای رایج بومی و مذهبی مردم استان بوشهر بود. همانطور که گفتم این مراسم را آقای کربلایی کرم کوهستانی رهبری و کارگردانی می کرد. در آن زمان هنوز برازجان برق نداشت و با اینکه فصل تابستان بود ولی هوا چندان گرم نبود و تدارکات برای نور و روشنایی این  مراسم  را از سه چهار شب قبل  با چراغ های نفتی انجام  گرفت. شب اول، مراسم با شاهنامه خوانی مرحوم کوهستانی که آن زمان جوان بود و صدای خوب و رسایی داشت شروع شد.


کوهستانی حدود 30  الی 40 بیت از شاهنامه را با دور گرفتن در میدان تعیین شده برای مراسم، همراه با  مراسم سنتی چوب بازی و اجرای نقالی آغاز کرد. بعد از آن، میان پرده ای  اجرا شد که سه نفر از  بستگان کرم کوهستانی به نام های (ابول تمیزی ـ احمد تمیزیـ محمود تمیزی) برگزار کردند. آنها با لباس محلی و با نوای زیبای سنتی ساز نی انبان و تنبک در میدان می رقصیدند و مردم هم دست می زدند و کِل می کشیدند و آنها را همراهی می کردند. بعد از تمام شدن میان پرده، هنرمندان بومی وارد چادری که از قبل تعیین شده بود می شدند تا برای اجرای نمایش بعدی آماده شوند. در قسمت دوم نمایش، افرادی که لباس محلی کشاورزان را به تن کرده بودند در حالیکه  داس به دست داشتند، مشغول درو کردن گندم یا به گویش محلی «جیلُم» می شدند، عده ای هم به خار کنی مشغول می شدند. بعد از درو، محصول گندم را بارِ الاغ می کردند تا به خانه ببرند که چند نفر در نقش راهزن در جایی کمین کرده و کشاورزان را با شلیک تفنگهایی که فقط صدا داشت مورد حمله و دستبرد قرار می دادند. در این موقع فردی به نام (کاکا میر حسن) که در نمایش نقش پزشک را ایفا می کرد با کیف طبابت خود وارد صحنه می شد و به مجروحین  کمک می کرد.


نمایش که تمام می شد به عنوان آخرین بخش، موسیقی سنتی اجرا می شد. این جشن و این نوع نمایش و تفریحات چند شب ادامه داشت. بخاطر دارم  مرحوم کرم کوهستانی به خاطر اجرای نقش و کارگردانی خوب و ارزشمندش همان سال مبلغ 20 تومان از دست رئیس شهربانی وقت برازجان انعام و دستخوش گرفت.


این خاطره را نوشتم که بگویم مرحوم کوهستانی علاوه بر شعر و شاعری، شاید اولین بازیگر تاتر و نمایش در برازجان هم بوده است. نمایشی که خودم شاهد اجرای آن بودم. روحش شاد.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین