امروز: سه شنبه 31 ارديبهشت 1398
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 27 بهمن 1397 - 16:00
گفتگو با رضا معتمد، فعال ادبی، رسانه ای و سیاسی استان بوشهر

اتحاد خبر : این هفته دکتر رضا معتمد روزنامه نگار، فعال سیاسی و ادبی استان مهمان دفتر هفته نامه اتحاد جنوب شد... در حوزه ی خبرنگاری خیلی ضعیف هستیم/  پارس جنوبی ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه را به هم ریخته است/ مدیریت ارشد استان در قبال سرپا نگه داشتن مطبوعات استان وظیفه بیشتری دارد/ دوست دارم از فعالیت تشکیلاتی کنار بروم...

اتحاد خبر – ثریا شیری: این هفته دکتر رضا معتمدمدیر مسئولل هفته نامه پیغام مهمان دفتر هفته نامه اتحاد جنوب شد. شخصی که در بسیاری از جنبه ها برجسته و موفق است، او را علاوه بر روزنامه نگار، به عنوان یک فعال سیاسی و ادبی هم می شناسند و همچنین به کار نویسندگی و تدریس در دانشگاه هم مشغول است، به عنوان اولین سئوال از او می پرسیم:
فکر می کنید در کدام یک از عرصه های فعالیتتان موفق تر هستید؟
- انسان وقتی بخواهد همزمان در چند جبهه تلاش کند، نمی تواند موفق باشد. اما خودم حوزه ادبیات را ترجیح می دهم چون به علائق و خواسته های من نزدیک تر است.

 

 

گرچه در عرصه سیاسی هم فعال هستم اما به ناگزیر وارد حوزه سیاست شدم، شاید جای ما در سیاست نبود، حوزه سیاست برای کسانی است که بخواهند وارد قدرت شوند، اما شرایطی پیش آمد که لازم شد ما وارد شویم. البته در حوزه ادبیات قضاوت هایی که درباره من می شود منصفانه تر است.

آیا حسادت ها و رقابت هایی که در حوزه سیاست هست، در حوزه ادبیات هم وجود دارد؟
- در حوزه ادبیات هم شاهد این موارد هستیم. در حوزه هنر هم این طوری است این وضعیت به فضای کشور ما بر می گردد. افراد بر اساس توانایی و استعداد خود برجسته نمی شوند. ادبیات وارد سیاست می شود سیاست هم وارد ادبیات می شود. در حوزه ادبیات قضاوت های مردم تعیین کننده است و مردم تصمیم می گیرند که شما موفق هستی یا نه.

شما تحصیلات دانشگاهی را از رشته جغرافیا شروع کردید. چه شد که به ادبیات تغییر رشته دادید؟
- ذائقه ام ادبیات بود. ولی چون آن روزها مشاور برای تعیین رشته نبود. ابتدا وارد تربیت معلم شدم و بعد از آن کنکور شرکت کردم و وارد رشته جغرافیا شدم. ولی دلم دنبال ادبیات بود. تا اینکه در سال دوم دانشگاه تغییر رشته دادم. وقتی وارد رشته ادبیات شدم رها شدم.

اولین فعالیت ادبی تان را با کدام انجمن شروع کردید؟
- اولین حرکت ادبی ام با کانون شعر دانشگاه یزد شروع شد که مؤسس آن همشهری ما خلیل عمرانی بود. بعد از آن جذب کانون دانشگاه شدم و بعد مسئول کانون شعر دانشگاه شدم و در آخر به بوشهر آمدم. بعد آمدم بوشهر، در آن زمان یعنی سال 71 کارشناس فعالیت های ادبی در بوشهر شدم و کانون شعر دانش آموزی را همان سال راه اندازی کردم و شروع به کشف استعدادهای ادبی دانش آموزی کردم، کسانی مثل منصوره حکمت شعار، فرشید فرهمندنیا، سعید نوذری، مسعود فیروزی، سیامک و سینا برازجانی، حیدر منصوری و حسین جلال پور و برخی دیگر از هم استانی ها اعضای همان کانون بودند و از همان زمان تا کنون جزو کانون شعر دانش آموزی اداره آموزش و پرورش هستم.
همزمان انجمن شعر حوزه هنری راه راه اندازی کردیم و همینطور اولین انجمن شعر برازجان را سال 71 راه اندازی کردیم و افرادی مثل آقای انصاری نژاد و کاووس کمالی نژاد که اعضای کانون شعر دانش آموزی بودند و بعد در انجمن شعر برازجان ادامه دادند.



نشست ادبی بازخوانی متون کهن
در حال حاضر فعالیت های ادبی شما چگونه است؟
- فعالیت های ادبی ما دو جنبه ی تخصصی و عمومی دارد. در جنبه های تخصصی  به غیر از تدریس در حوزه ی ادبیات فارسی یک نشست در دفتر پیغام داریم.
من در نشریه پیغام هم ادبیات را ادامه دادم و تنها نشریه ای بود که تمام دست اندرکاران آن شاعر بودند. به جز خودم که مدیرمسئول بودم و آن اوایل علی هوشمند هم سردبیر بود و اسماعیل منصوری نژاد، خلیل شیخیانی، عبدالله رئیسی، بابک شاکر و دیگر افرادی که با ما کار می کردند شاعر بودند. به جز گرایش اصلاح طلبانه بیشتر گرایش ادبی داشتیم و حتی ویژه نامه های ادبی منتشر کردیم، اولین شب شعر محلی بعد از انقلاب را پیغام در بوشهر برگزار کرد.
از سال 88 در دفتر هفته نامه پیغام یک سری سلسله نشست هایی داریم به نام نشست بازخوانی متون که با تعدادی از دوستان متون کهن نثر فارسی را می خوانیم که در این 10 سال حدود 60-70 درصد نثر فارسی را خواندیم. همچنین یک انجمن ادبی پیغام هم ثبت کردم و انجمن شعر دوستداران حافظ هم که حدود 10-15 سال است نشست های دو هفته یک بار برگزار می کند. در سایر نشست های ادبی دیگر به عنوان منتقد ادبی شرکت می کنم.

در حوزه ادبی چه آثاری دارید؟
- دو مجموعه شعر به نام "از درک آبی ها فراتر" که مجموعه غزل های من بود را در سال 76  منتشر کردم و مجموعه غزل "از حسرت لیلی" را در سال 84 منتشر کردم و بعد از آن از سری دانشنامه های استان بوشهر کتاب "جنوبی های جاری" که معرفی شاعران نوپرداز است را نوشتم و بعد از آن هم کتاب "بدویت معصوم" که هم به معرفی شعر محلی استان می پردازد و هم درباره ی  تحلیل شعر محلی است، در این کتاب 10 شاعر محلی هم با شعرهایشان معرفی شدن. و همچنین شامل مطالبی درباره ی شعر حاج علی مرادی است.

چه شد که نام "بدویت معصوم" را برای کتابتان انتخاب کردید؟
- در ابتدا برای این اسم به من مجوز نمی دادند چون از کلمه ی معصوم استفاده شده بود، اما معنی آن یعنی بدویت معصومانه شاعر، که در شعر محلی خیلی صمیمی و بدوی صحبت می کند در شعرهای مرادی این ها را خیلی می بینید که از اوضاع زندگی شکایت می کند یا روابط عاشقانه ی خود را ساده و معصومانه بیان می کند.

آیا آن هدفی که از نوشتن این کتاب دنبال می کردید را به دست آوردید؟
- بالاخره ما انسان هستیم با عیب ها و ناتوانی ها و موانع. اما نسبت به چیزی که می خواستم کار خوبی بود اما کامل نبود و بعضی دوستان بر آن نقد نوشتند و عیب های آن را در کنار محاسن آن گفتند.



در حال حاضر مجموعه خاصی در دست انتشار دارید؟
- یک کتاب نوشتم "از جنوب غزل" که گزیده ی غزل معاصر استان بوشهر است و در دست انتشار است و همچنین مجموعه ای از شعرهای جدید خودم را هم گردآوری کردم که منتشر کنم و در این سال ها یک سری مقالات راجع به حافظ نوشتم که دوست دارم منتشر کنم و همچنین یک کتاب هم در مورد دالکی دارم کار می کنم. که حدود 2-3 سال است در حال نوشتن آن هستم چون در حال جمع آوری منابع بودم و در مورد دالکی به روایت و گزارش نویسندگان داخلی و خارجی است و حدود 30-40 منبع را که دیدم اشاره جالبی به دالکی شده است. 

نوشتن جزو علائق من است
چه شد که تصمیم گرفتید روزنامه نگار شوید؟
-نوشتن جزو علائق من است. در دوره ی دبیرستان با یکی از دوستان بنام حسن مجاهد روزنامه دیواری کار می کردیم. در دانشگاه هم برای کانون دانشگاه روزنامه دیواری درست کردم و همینطور بعضی از شعرهای من هم در روزنامه ها منتشر شده بود در سال 76 بخاطر فضای مربوط به 2 خرداد که به وجود آمده بود تصمیم گرفتم مجوز بگیرم و از 13 مرداد 77 اولین شماره پیغام منتشر شد که در آن زمان اسماعیل منصوری نژاد به عنوان سردبیر بود و بعد علی هوشمند به عنوان مسئول صفحه ادبی به ما اضافه شد و بعد از یک سال که اسماعیل منصوری نژاد به عنوان سردبیر ادامه نداد، علی هوشمند سردبیر پیغام شد و سال 86 علی هوشمند از ما جدا شد و هفته نامه پیام عسلویه را راه انداخت که به نام من بود و امتیاز آن را به آن ها دادم. در این 20 سال کج دار و مریز ادامه دادیم.

به عنوان یک فعال رسانه ای حال و روز روزنامه نگاری استان را چگونه می بینید؟ 
- بسیار رقت انگیز است، مرزهای روزنامه نگاری کاملا در هم آمیخته شده است. نمی توانیم روزنامه نگار را از غیر روزنامه نگار تشخیص دهیم
زمانی روزنامه نگار تعریف مشخصی داشت یعنی کسی که در یک نشریه دارای هویت قلم می زند. امروزه از یک جهت  فضای خوبی است که انحصار شکسته شده است و شهروند روزنامه دار داریم اما ایرادهای دیگر هم است. شأن روزنامه نگاری بعضی وقت ها رعایت نمی شود. از نظر مادی و اقتصادی هم اوضاع خراب است و هفته نامه پیغام در حال حاضر انتشار منظمی ندارد ما در سال 97 تلاش کردیم به ظرفیت نصفی برسانیم که طبق قانون برای مجوز مشکلی پیش نیاید. یکی از دلایل آن این است که گرایش به رسانه های مکتوب در بین مردم کم شده که ما انگیزه را از دست دادیم. حالا ما منتشر کنیم چه کسی بخواند؟ همه چیز دست به دست هم داده است ما نمی توانیم آن چیزی که می خواهیم را بنویسیم و مخاطب هم به سمت ما نمی آید و کلا اوضاع خوبی نیست.

از مجموع 48 رسانه استان که لغو مجوز شدند در حال حاضر 8 رسانه دوباره مشغول به کار شدند، ارزیابی شما چیست؟
- هر رسانه و نشریه ای که وجود داشته باشد یک پدیده ی مبارکی است چون یک جمع را از نظر فکری نمایندگی می کند، البته اگر این کار را بکند.
یکی از مشکلات رسانه های ما این است که یک سری رسانه ها دفتر و کادر دارند و وضعیتشان مشخص است و خبرنگار دارند ولی یک سری از نشریات کاملا کپی-پیست هستند، طرف در خانه نشسته و به انتشار اخبار کپی مشغول است و میزان آگهی که میگیرد هم بیشتر است. اینها رسانه نیستند. رسانه باید فکری مستقل در آن جریان داشته باشد خیلی از رسانه ها اینطور نیستند هر چقدر رسانه های بیشتری داشته باشیم که بتوانند کار بیشتری انجام دهند و اشتغال زایی کنند بهتر است. کاری که یک هفته نامه در بوشهر دارد انجام می دهد مثل پیغام، خلیج فارس و اتحاد جنوب خیلی از ادارات ما انجام نمی دهند مثل اداره ارشاد سالیانه حدود 4 میلیارد حقوق کارکنان این اداره است. که از این بودجه حتی سالی 300 میلیون تومان هم کار فرهنگی انجام نمی دهند اما یک رسانه با پول مدیرمسئول با یک هزارم هزینه ها دارد برای 4-5 نفر اشتغال زایی مستقیم و غیر مستقیم ایجاد می کند. مثلا نشست بازخوانی متون کهن هر هفته 10 نفر آدم را جمع می کنیم. آدم هایی که خودشان هم هر هفته با شوق به این نشست ها می آیند و آرامش روانی می گیرند.
اگر رسانه ای مثل اتحاد جنوب بخواهد مطالبی که منتشر کرده را کتاب کند چندین جلد کتاب تاریخی با مستندات تاریخی می شود. اگر بودجه ها را به نشریات بدهند فرهنگ کشور متحول می شود. اگر رسانه ای مجوز بگیرد ولی کار فرهنگی نکند فایده ندارد.
 
با توجه به محدودیت های کاری خبرنگاران، کیفیت کاری آنان را چگونه ارزیابی می کنید؟
- من از وضعیت خبرنگاران استان راضی نیستم. من نمی توانم در استان بوشهر اسم 10 خبرنگار موفق را بگویم.
خبرنگاری یک شم است. یک فن ذوقی و درونی است. کسی باید دنبال این شغل باشد که یک جوهره ای در آن باشد خبرنگار باید خطرپذیر باشد و از آسیب ها نباید بترسد، خبرنگار باید مطالعه کند که خبرنگاران ما مطالعه نمی کنند و مطالعه ی آن ها به گوشی های موبایل محدود می شود. یک نفر خبر می نویسد و بقیه بازتاب می دهند.
خبرنگاران ما خطر پذیر نیستند، مطالعه نمی کنند و در متن مردم نمی روند. خبرنگار باید خبر بسازد حتی از یک اتفاق مرده هم می تواند کسب خبر کند. یک اتفاقی می افتد به مدت سه روز در رأس خبرها می رود و بعد فراموش می شود. فقط دو سه نفر هستند که این کار را می کنند.
بعضی خبرنگاران صاحب قلم هستند اما خود را به مدیران دولتی نزدیک کرده اند و دولتی کار می کنند در صورتی که خبرنگار چیزی که باید بنویسد باید به مصلحت مردم باشد نه مصلحت مدیران.
البته من معتقدم خبرنگاران ما زاییده ی روزنامه است وقتی رسانه نمی تواند حرفه ای کار کند و درآمد حرفه ای ندارد نمی تواند کادر حرفه ای داشته باشد و نمی تواند کادر خود را آموزش بدهد.



عملکرد خانه مطبوعات را چطور ارزیابی می کنید؟
- خانه مطبوعات فعلی دارد تلاش می کند که کار کند اما حمایتی که از این نهادها باید شود، نمی شود. اما می بینم که دارند تلاش می کنند که کاری انجام دهند.

چه پیشنهادی برای عملکرد خانه مطبوعات دارید؟
- مازیار هوشمند که مدیرعامل خانه مطبوعات کشور هم است باید در حوزه مالی باید این تعامل را با کمک مسئولان استان ایجاد کند که آن چیزی که حق رسانه های استان است بهشان داده شود. این وزیری که در حال حاضر وزیر نفت است حاصل پیروزی دولت روحانی است در این استان که بخشی از رای روحانی را تامین کرده است و نقش مطبوعات خیلی پررنگ بوده است چرا باید فراموش شود؟ آقای هوشمند هم می تواند در بحث اقتصاد اقداماتی انجام دهد و هم در بحث آموزش که اتفاقا خیلی هم مهم است.  حالا که مطبوعات نمی توانند هزینه ی آموزش کادر را تامین کنند خانه مطبوعات باید این کار را کند. باید کلاس های آموزشی مرتبی برگاز کند ولی خود خبرنگار باید دنبال این آموزش باشد و علاقمند و پیگیر باشد.
یکی از خدمت هایی که رسانه های محلی انجام داده اند این است که یک آدم را که در نقطه ی صفر است آموزش می دهند. کسانی در نشریه پیغام بالنده شده اند که روز اول چیزی بلد نبودند. خبرنگار باید قدر این فضا را بداند چیزی که به او آموزش می دهند قدر بدانند. در حوزه ی خبرنگاری ما خیلی ضعیف هستیم.

مسئولین استانی را تا چه اندازه رسانه ای می دانید؟
- در این زمینه نمی شود قضاوت صفر تا صدی کرد، اعتقاد من این است که مسئولین استان بوشهر، حتی دوره احمدی نژاد -البته در مقطعی- خوب و همراه بوده اند. اما در همه ی دوره ها نه. مثلا در مقطعی یک مدیرکل ارشاد داشتیم که تبر برداشته بود و به قلم مطبوعات می زد. اما در کل مسئولان استان بوشهر مسئولان قابل تحمل تری بودند نسبت به سایر استان ها و به نظر من به نسبت می توان گفت که رفتارهای مسئولین استانی بد نیست و قابل تحمل است.

می توانید بخواهید دستگاه خاصی نام ببرید که تعامل خوبی با رسانه دارد؟
- در دوره ی خاصی که به مطبوعات خیلی فشار وارد شد شهرداری ها بیشترین کمک را به رسانه ها و تداوم حیات مطبوعات کردند که شاید متأثر از نهاد شورای شهر بوده است. شهرداری ها در دوره ای که ارشاد کاملا آگهی ها را قطع کرده بود شهرداری ها خیلی کمک کردند البته بعضی نهادهای دیگر هم خیلی خوب بودند مثلا تأمین اجتماعی در دوره های مختلف مدیران خوبی داشته و کمک می کردند و بعضی نهادهایی مثل اداره برق و تا حدودی اداره آب بهتر بودند و همکاری کردند و همچنین نهادهایی مثل آموزش و پرورش در بعضی از بخش ها خوب بوده است.

پارس جنوبی ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه را به هم ریخته است
با توجه به اینکه استان بوشهر استانی غنی است چرا مطبوعات آن اینقدر غرق فقر مالی و فشار مالی هستند؟ فکر می کنید کدام دستگاه ها در این استان در قبال سرپا نگه داشتن مطبوعات استان وظیفه بیشتری دارند؟
- من معتقدم ولین وظیفه استانداری و مدیریت ارشد استان است. همینطور که اشاره کردید استان ما در جهات مختلف درآمدهای بزرگ کشور را در بحث گمرک و شیلات و نفت و گاز دارد تامین می کند. اما هیچ بخشی از این درآمدها به بخش اقتصادی و به ویژه فرهنگی و اجتماعی استان برنمی گردد.
پارس جنوبی ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه را به هم ریخته است و هویت فرهنگی منطقه را زیر سوال برده و نابود کرده است که این هویت فرهنگی با رسانه های محلی باید بازسازی شود. اصلا فلسفه ی مجوز دادن به رسانه های محلی این است که هویت محلی خود را حفظ کنند. اما در حال حاضر رسانه های محلی هیچ جایگاهی در در عسلویه ندارند چون مسئولان وزارت نفت هیچ بهایی نمی دهند و مناقصه ها و در آمدهای کلان وارد روابط عمومی وزارت نفت می شود و از آنجا بین نشریاتی که بعضی از آن ها حتی وارد بوشهر نمی شوند توزیع می شود. در آگهی های مناقصه هایی که در استان بوشهر انجام می شود مطبوعات محلی هیچ جایگاهی ندارند.
اگر فقط  از طریق خرید اشتراک مطبوعات محلی و توزیع آن ها در آن منطقه کمک می کردند اتفاقات خوبی برای مطبوعات محلی و هویت منطقه می افتاد. و این وظیفه ی استاندار است که در هر دوره ای در تعاملات ضعیف بوده است. هر وقت هم کمکی می کنند مثل صدقه دادن است و نوع حمایت آن ها با منت است در صورتی که وظیفه ی آن ها این است که برای حفظ هویت فرهنگی و بومی منطقه باید رسانه های محلی را حمایت کنند و باید برای حفظ فرهنگ محلی از جمله موسیقی محلی و نشست های مردم شناسی و آسیب های اجتماعی از طریق مطبوعات این مشکلات را حل کنند. و به نظر من در این زمینه ضعف اصلی ما از طرف مدیران کلان است.

 


 اختلافات مدیرکل و استاندار توان ارشاد را گرفته بود

  عملکرد 5 ساله خانم حمیده ماحوزی مدیر کل سابق ارشاد را چگونه ارزیابی می کنید؟
معتمد: ما وقتی می خواهیم درباره یک فرد یا مدیر قضاوت کنیم باید جنبه های مختلفی را بسنجیم. من اگر بخواهم درباره ی خانم ماحوزی قضاوت کنم نمی توانم به صراحت بگویم که او ضعیف یا قوی بوده است. اما متاسفانه در استان ما طی 5 سال گذشته یک سری فرصت سوزی شد و اختلاف ها و تقابل هایی که در حوزه فرهنگ پیش آمد بر کار مدیر ارشاد هم تاثیر می گذارد. حمیده ماحوزی به خواست استاندار سابق بوشهر به روی کار آمد ولی با هم به مشکل خوردند و این مشکل باعث شد دریچه ارتزاق بر روی ارشاد بسته شود و نوعی تحریم شکل بگیرد. ارشاد از نظر نیروی انسانی یک مجموعه ی محدودی است که نیروهای آن  متخصص نبودند و ارشاد هیچ وقت فرصت جذب نیروی جدید را نداشت. البته از این نظر که یک خانم آنجا را مدیریت می کرد و یک خانم معاون او بود از جنبه های فرصت برای بانوان خوب بود اما ضعف هایی که وجود داشت به اختلافات مدیرکل و استاندار برمی گشت که توان ارشاد را گرفته بود. معتقدم خانم ماحوزی اگر می توانست باید با مدیریت قبل از خودش تعامل می کرد چون آدم یا نباید مسئولیتی را بپذیرد یا باید چارچوب های آن را هم بپذیرد من یا باید بپذیرم که فلانی استاندار است و اگر نمی توانم کار کنم بروم کنار یا باید با او تعامل کنم و استاندار هم باید بداند که تا چه اندازه حق دخالت دارد. اما در این حوزه ضعف های دیگری هم بود. من معتقدم می شد تعاملاتی با نهادهای دیگر برای حمایت از مطبوعات صورت بگیرد. یا از افسار گسیختگی که در ادارات ما برای توزیع آگهی ها حاکم بود جلوگیری شود. عملکرد مدیرکل سابق ارشاد باید همه جانبه سنجیده شود و نمی توانم قاطعانه نظر بدهم.

انتظاراتتان از مدیرکل جدید ارشاد چیست؟
- من هیچ شناختی از مدیریت جدید ندارم و تقابل در عرصه مدیریت را قبول ندارم. این فضای تقابل در مدیریت جدید نیست و شاید فضای تعاملی باشد انتظار می رود کاستی ها و کمک هایی که می تواند بگیرد و حق ارشاد و فرهنگ استان است برود بگیرد، چون نیروی جوان تری است و انگیزه هایش بیشتر است.  من آدم خوش بینی هستم و امیدوارم مدیرکل جدید موفق شود.
 
دوست دارم از فعالیت تشکیلاتی کنار بروم و به حوزه فرهنگ و هنر برگردم
شما از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب در استان بوشهر هستید، به طور مشخص با کدام تشکیلات سیاسی همکاری دارید؟
- گرایش فکری من قبل از ماجرای دوم خرداد گرایش چپ بود. سال 76 که من جزو حامیان آقای خاتمی هم بودم بعد از آن وارد تشکل انجمن اسلامی معلمان و حزب هم بستگی آقای حیدرزاده شدم ولی اصلی ترین تشکیلاتی که عضو ثابت شورای مرکزی آن شدم حزب مشارکت بود که از سال 79 شروع شد و من عضو شورای مرکزی استان بودم و در سال 88 منحل شد. بعد از سال 92 حزب اتحاد ملت مجوز گرفت و من عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت استان هستم و در حال حاضر رئیس شاخه استانی این حزب هستم و تمام تلاشم را کردم که در این چند سال اخیر سعی کردم از فعالیت های حزبی فاصله بگیرم ولی موفق نشدم. دوست دارم از فعالیت تشکیلاتی کنار بروم کنار و جا را به جوانترها بدهم و به حوزه علائق خودم یعنی حوزه فرهنگ و هنری بروم و عملا هم سعی می کنم در حوزه های سیاسی ورود نکنم چون فکر می کنم تا حدی که وظیفه ام بوده انجام داده ام و نوبت نفرات بعدی است.



به عنوان یک فعال سیاسی که عضو شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان بودید در انتخابات مجلس گذشته به عبدالحمید خدری رای دادید و از او حمایت کردید اما یادداشتی منتشر کردید که در آن به مردم گفتید: "پشیمانم"، چه توضیحی در این زمینه دارید؟
- در آن یادداشت که نوشتم "پشیمانم" از آقای خدری پشیمان نبودم از اینکه کسی را به مردم پیشنهاد داده بودم پشیمان شدم. هر چند این حرف از نظر سیاسی درست نیست و این نقد بر من وارد است که باید پای تصمیم و حمایت خودم بایستم و نگویم پشیمانم. من آن یادداشت را شتاب زده نوشتم و این نقد بر من وارد است.  
خدری دو شخصیت دارد. اول اینکه آن چیزی که ما در حوزه ی سیاست از او انتظار داشتیم انجام داد یا نداد که به نظر من انجام داد و از دولت حمایت کرد اما در برخی رفتارهای شخصی که باعث ناراحتی من شد در بحث انتصاب یکی از فرمانداران بود. که به نظر من ورود خدری به انتصاب فرماندار دیلم عجیب بود.
اما انتخاب های ما انتخاب های ناگزیر است و وقتی دایره محدودی برای انتخاب داریم می بینیم که انتخاب های ما انتخاب های بدی نبود. چون خیلی از گزینه های اصلی ما رد صلاحیت می شوند و ما مجبوریم بین تندروترین کاندیدای رقیب و کندروترین کاندیدای خودمان کندروترین کاندیدای خودمان را انتخاب کنیم. یک فعال سیاسی حرفی زد مبنی بر اینکه در این سال ها همیشه برای اصلاح طلب ها انتخاب بین بد و بدتر است و برای اصول گراها بین خوب و خوب تر است. باز هم می گویم آن یادداشت را شتاب زده و احساسی نوشتم در صورتی که چنین حقی نداشتم و به عنوان یک عضو تشکیلاتی نباید چنین یادداشتی می نوشتم و این نقد بر من وارد است.

در حال حاضر عملکرد خدری را به عنوان نماینده ی بوشهر، گناوه، دیلم در مجلس چگونه ارزیابی می کنید؟
- آن زمان ما می خواستیم کسی به مجلس برود که وقتی وزیری معرفی می شود او به جای ایجاد مشکل به آن وزیر رای بدهد و از برنامه های دولت حمایت کند. اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم خدری همه ی این کارها را انجام داده است. اما در حوزه عملکردهای شخصی آدم شش دانگی نبوده است. حمایت ما اصلاح طلبان 30 درصد در انتخاب خدری مؤثر بوده است و بخشی از آراء خود را از محلات گرفته است طبق قول داده هایی که به آن ها داده است. و لذا آقای خدری به 70 درصد دیگر هم تعهد دارد و در این صورت ما نمی توانیم انتظاری داشته باشیم. اگر روزی ساختار انتخابات ما به سمتی برود که یک حزب بتواند یک نفر را معرفی کند و آن یک نفر به اتکای آن حزب رای بیاورد بهتر می شود ارزیابی کرد. در آن چیزی که ما در عرصه کلان از خدری می خواستیم محقق شده است اما در عرصه رفتارهای شخصی می شود او را نقد کرد.



حدود یک سال دیگر انتخابات دور بعد مجلس آغاز می شود به عنوان یک فعال سیاسی ارزیابی شما از فضای انتخابات سال آینده چگونه است؟ آیا نظارت برای رد صلاحیت کاندیدای اصلاح طلب مثل سال های گذشته خواهد بود یا فضا بازتر خواهد بود؟
- خیلی آرزو می کنم که با توجه به این اوضاعی که بر کشور ما حاکم است نوع گزینش ها تغییر کند. ولی نشانه هایی نمی بینم که این آرزو محقق شود و به همین دلیل من معتقدم اگر بخواهد به شیوه ی گذشته عمل شود در انتخابات دور بعد شاید مشارکت پایین تر باشد اما آرزو می کنم فضا کمی باز شود و چون اگر نظارت به همین شکل پیش برود و فضا به گونه باشد که مردم مجبور به انتخاب بین بد و بدتر شوند، فکر می کنم بار آخر بود که مردم بین بد و بدتر انتخاب می کنند و شاید در دور بعد در کلان شهرها مشارکت ها پایین می آید. البته انتخابات مجلس یک بعد محلی هم دارد و شاید مردم برای انتخاب کاندیدای فامیل و آشنای خودشان حمایت کنند اما در کلان شهرها مشارکت پایین می آید.  شاید عده ای دوست داشته باشند مشارکت پایین باشد که خودشان به مجلس ورود کنند اما این به سود کشور نیست.

اگر نظارت مثل دوره های گذشته باشد و اصلاح طلبان مجبور باشند بین گزینه های درجه دو و سه کاندیدا انتخاب کنند، ترجیح شما به عنوان یک فعال سیاسی باز هم معرفی و حمایت از کاندیدا است یا عدم معرفی کاندیدا؟
- تا یک سال آینده کشور ما تحولات متعددی را پشت سر می گذارد. ممکن است به همین نتیجه برسیم که در انتخابات شرکت کنیم همانطور که تا چند روز قبل از انتخابات 92 گفتیم شرکت نمی کنیم اما با یک تغییر جهش شرکت کردیم در حال حاضر هم نمی شود با قطعیت گفت اگر به همین روند پیش برود ما شرکت می کنیم یا نه. چون ما در جایگاه احزاب استانی هستیم و تصمیمات را از بالا می گیرند و آنها بیشتر تاثیرگذار هستند ولی من فکر می کنم فضای فعلی چنین روندی را نشان نمی دهد و از بعضی از اصلاح طلبان شنیده ایم که اگر دور بعد هم چنین فضایی باشد ما ممکن است اعلام نامزد نکنیم.

به عنوان نکته ی پایانی در حوزه های مختلف فعالییتان اگر حرفی دارید می شنویم.
- در ابتدا از دوستان اتحاد جنوب تشکر می کنم که در استان و در بخشی از استان چراغی را روشن نگه داشته اند و این کار ارزشمند و اثرگذاری است. من برای شخص خودم آرزو می کنم اتفاقی در کشور بیفتد که هر کس برود دنبال کار خودش و من هم به حوزه ی ادبیات بروم و تمام وقتم را به حوزه ی ادبیات بدهم. کار من شاید کار سیاسی نبوده و نباید باشد یعنی همیشه دنبال این بوده ایم که آدم هایی را بیاوریم که بگذارند کاری کنیم که کار ادبی کنیم. تمام آرزوی ما این بوده است که عده ای روی کار بیایند که مزاحم کار ادبی ما نشوند و اگر این اتفاق بیفتد ما سیاست را کنار می گذاریم./ص

 






کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین