امروز: چهارشنبه 21 آذر 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 10 آذر 1397 - 15:24

اتحاد خبر-امید زاهد: مدتی هست که خبر برکناری بازنشستگان عزیز! از مشاغل دولتی و غیر دولتی در گوشه و کنار کشور پیچیده است. از این رهگذر، بد نیست گذری به تاریخچه نظام بازنشستگی در کشورمان داشته باشیم. پس از برقراری مشروطه در ایران بود که قانونی با عنوان«قانون وظایف» تدوین شد که برای خانواده کارمندان متوفی(درگذشته) دولت حقوقی پرداخت ...

ای کاش من بازنشسته بودم!!!

امید زاهد

 

مدتی هست که خبر برکناری بازنشستگان عزیز! از مشاغل دولتی و غیر دولتی در گوشه و کنار کشور پیچیده است. از این رهگذر، بد نیست گذری به تاریخچه نظام بازنشستگی در کشورمان داشته باشیم. پس از برقراری مشروطه در ایران بود که قانونی با عنوان«قانون وظایف» تدوین شد که برای خانواده کارمندان متوفی(درگذشته) دولت حقوقی پرداخت گردد. بر پایه این قانون پدر و مادر، همسر و فرزندان و نوادگان نیمی از حقوق ماهانه کارمند را دریافت می کردند و عجیب آنکه سهم دختر از حقوق دریافتی نصف سهم فرزندان پسر بود. براساس اصول مذهبی حاکم بر کشور! اما در سال 1301 نظام بازنشستگی در ایران اجرایی شد و بازنشستگان با 55 سال سن و 25 سال سابقه خدمت می توانستند بازنشسته شوند. این در حالی بود که پیش از این مستخدم دولت نمی توانست بدون انجام دادن کار از حقوق و مزایا بهره مند باشد. همچنین بر اساس قانون جدید، سن بازنشستگي اجباري نيز 70 سال تعیین شد. اما در سال 1309 شرط سني حذف شد و كارمند مي توانست با داشتن 20 سال سابقه خدمت متوالي و يا 25 سال خدمت متناوب مشروط به اينكه 20 سال آنرا متصدي باشد بدون توجه به سن بازنشسته شود. به هر ترتیب این قانون تاکنون دستخوش تغییر و دگرگونی های فراوانی بوده است که هر دولت و وزیری هم آمد طرحی نو در انداخت و خلاصه «هر که آمد عمارتی نو ساخت// رفت و منزل به دیگری پرداخت».

چه خوش گفت، روزی یکی از استادان ما (که خودش هم از استان فارس بود) «از پسر بچه شیرازی پرسیدند: آرزوی شما چیست؟ پسر بچه پاسخ داد: یک روز بازنشسته بشوم!!!». احتمالا این بچه شیرازی این آرزوها را در سر می پروراند که: وقتی من بازنشسته شوم، آنگاه بیشتر از قبل به تفریح و گردش می روم. مسافرت های طولانی! البته با نیم نگاهی به جیبم و سفرهای داخلی و اگر بشود خارجی!!! به جاهایی که نرفته ام و کارهایی را که دوست داشتم با فراغت به آن بپردازم، حالا انجام می دادم. به خیریه های محله‌مان سر می زدم یا اصلا خیریه ای راه اندازی می کردم. اگر می توانستم در میان جوانان هم محله‌ای و یا در اولین کتابخانه محله مان حضور می یافتم و تجربیاتم را به رایگان در اختیار همه علاقمندان قرار میدادم. اگر در پایان خدمتم پاداشی از سوی اداره محترم می رسید، برای خودم که توانستم یک عمر کار کنم پاداشی در نظر می گرفتم و آن طور که می خواستم بریز و به پاش می کردم. به فرزندانم یاد می‌دادم تلاش کنند تا دستشان به جیب خودشان باشد و زحمت کشیدن و عرق ریختن را فراموش نکنند و اینکه تشویقشان می‌کردم روی پای خودشان بایستند. اینکه به جیب پدر چشمداشتی نداشته باشند. نگاهشان به آسمان باشد و قوت و بازوی خویش!

با دوستان هم سن و سال خودم (پیرمردها)گروه های تفریحی، ورزشی و اردویی تشکیل می دادم و برای گذران آخر هفته ها -مثل فیلم های خارجی!- برای دوستانم، آخر هفته ای خوب و خوش آرزو می کردم و با نگاهی به پشت سر فریاد می زدم: آخر هفته خوش بگذره دوست من!!!  اما زهی خیال باطل!!!

خلاصه این پسر بچه شیرازی احتمالا با نگاهی به اطراف و دیدن روزگار بازنشستگان عزیز همه آرزوهایش به یکباره رنگ می بازد. امروزه بازنشسته‌های مشاغل مختلف در بانک ها به دنبال پرداخت قسط هستند و برای گرفتن وامی جدید به هر دری می‌زنند! بر روی نیمکت های پارک ها و فضاهای سبز در همین حوالی ما، پیرمردهایی را می‌بینی که در پشت سرشان اعلامیه درگذشت همکار، دوست یا همسایه ای نصب شده است و چشم های پر از گلایه و انتظارشان ما را میخکوب می‌کند. گروهی هم غروب ها با ازدحام در مساجد، در صفوف نماز جماعت دست به دعا هستند و سر به آسمان ها دارند!

به هر ترتیب روزگار جماعت بازنشسته ایرانی سخت و دشوار می گذرد. همانگونه که روزگار بر سایر اقشار جامعه ایرانی روی خوش نشان نمی دهد. با این حال برای ادامه نشاط و شادی زندگی جوانان امروز هم که شده همه باید به قانون بازگردیم. بازنشستگان امروز، جوانان دیروز جویای کار بودند و امروز باید میدان را به جوان ترها بسپارند. آزمون سخت و دشواری نیست؛ باید اجازه دهیم جوانان ایران اسلامی، هوای تازه برای ایران امروز بیاورند.

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین