امروز: پنجشنبه 22 آذر 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 27 آبان 1397 - 14:46
اختصاصی/ آکا صفوی در دفتر «اتحاد جنوب»:

اتحاد خبر: سید روح الله صفوی که همه او را با نام آکا صفوی می شناسند، نه تنها در جنوب کشور که در سراسر ایران خواننده ای نام آشنا و هنرمندی محبوب است، او که متولد 1358 بوشهر است لیسانس خود را در رشته ی مدیریت بازرگانی و فوق لیسانس را در رشته ی مدیریت دولتی اخذ کرده است و سابقه ی 23 سال فعالیت فرهنگی و هنری در سطح ...

اتحاد خبر-ثریا شیری: سید روح الله صفوی که همه او را با نام آکا صفوی می شناسند، نه تنها در جنوب کشور که در سراسر ایران خواننده ای نام آشنا و هنرمندی محبوب است، او که متولد 1358 بوشهر است لیسانس خود را در رشته ی مدیریت بازرگانی و فوق لیسانس را در رشته ی مدیریت دولتی اخذ کرده است و سابقه ی 23 سال فعالیت فرهنگی و هنری در سطح استانی، کشوری و بین المللی دارد.


تخلص او یعنی "آکا" از همان نوجوانی برای او انتخاب شد. روح الله صفوی می گوید شاهرخ سروری این تخلص را به او پیشنهاد داد و از همان روزها نام هنری او "آکا" شد و همچنان این نام با اوست. وی دلیل انتخاب این عنوان را که به معنی برادر بزرگ است ریشه در گویش بوشهر می داند به معنی فردی مورد اعتماد در محله.


آکا که همچنین فارغ التحصیل انجمن خوشنویسان ایران هم هست، معتقد است صدای خوب و خط خوب در خانواده ی پدری اش ارثی است و خواهران و پسرعموهایش مداح هستند، برادر بزرگترش را مشوق خود در خوانندگی می داند و دلیل مخالفت خانواده را مذهبی بودنشان عنوان می کند. آکا به مدت 10 سال در نوجوانی آخر هفته ها برای شرکت در کلاس های موسیقی به اصفهان سفر می کرد و به مدت 3 سال هم تهران بود. او که موفق شد با تمام سختی هایی که کشید بالاخره موسیقی را به صورت حرفه ای و علمی دنبال کند، عشق و علاقه به خواندن را دلیل این پیگیری می داند.


دفتر اتحاد جنوب در شهر بوشهر در یک پسین پاییزی میزبان "آکا صفوی" بود تا او از سالها فعالیت هنری اش و مسایل و مشکلاتی که با آن درگیر است برایم سخن بگوید. شما را به خواندن این گفتگو دعوت می کنیم:


برای مقدمه و شروع گفتگو مدیر مسئول هفته نامه ی اتحاد جنوب که ارتقاء فرهنگ استان را در ارتباط با فعالان عرصه ی فرهنگ می داند، می گوید: تلاش ما بر این است که سهم خودمان را در عرصه ی فعالیت های فرهنگی استان به شکلی ایفا کنیم. راه این ایفای نقش این است که با فعالان عرصه ی فرهنگی- سیاسی - هنری ارتباط بگیریم و مطالبات و فعالیت هایشان را انعکاس بدهیم، و هر جا لازم است نقد و تشویق کنیم که سهم کوچکی در ارتقاء فرهنگی استان داشته باشیم.
اکبر صابری همچنین بیشترین نیاز جامعه را به فعالیت های فرهنگی دانست و افزود: تلاش مجموعه ی فعالان مدنی و فرهنگی مکمل همدیگر هستند و اصحاب هنر و قلم و فرهنگ و رسانه در کنار هم مجموعه ی کاملی از ضرورت های توسعه را فراهم می کنند.


آکا صفوی می گوید: هفته نامه ی اتحاد جنوب، یک هفته نامه و یک رسانه ی برجسته است و من مرتب پیگیری می کنم.

 

مقام برتر جشنواره صدا و سیما به مدت 4 سال پیاپی
اولین موفقیتش در عرصه ی خوانندگی را به صورت 4 سال پیاپی در جشنواره صدا و سیما به عنوان خواننده برتر می داند و در این باره خاطره ای تعریف می کند: سال 79 بود که کارم به نام "کاسه های چشم من" در جشنواره صدا و سیما اول شد، آقای واحدی یک برنامه اجرا می کردند به نام "صبح بخیر ایران" که از من دعوت کردند و من در آن برنامه که به صورت پخش زنده بود حاضر شدم، مادرم من را از تلویزیون دیده بود و این موضوع را به پدرم اطلاع داد و بعد از آن خانواده ام گرچه به من کمکی نکردند اما دیگر مخالفتی هم نکردند حتی پدرم به من گفته بود اگر یک قران از پول من را خرج موسیقی کنی حرام است، در کنار آقای خوشابی در خیابان سنگی مشغول به کار شدم، خط می نوشتم، پارچه نویسی می کردم یا پلاکارد می نوشتم و از اول هم با او شرط کردم که حقوق من را هفتگی به من بدهد و به احترام تعهد اخلاقی و خدایی که داشتم طبق خواسته ی پدرم پول او را خرج موسیقی نکردم.


او از سختی های شرکت در کلاس هایش می گوید: کلاس های من در نجف آباد برگزار می شد، باید خودم را به اصفهان می رساندم و از آنجا به نجف آباد... و بعد دوباره به بوشهر برمیگشتم، به مدت 3 سال خانواده از این موضوع اطلاعی نداشتند اما بعد از مدتی متوجه شدند و خیلی ناراحت شدند.
آکا به جز موفقیت پیاپی به مدت 4 سال در جشنواره صدا و سیما، مقام برتر جشنواره موسیقی فجر و فستیوال های داخلی و پژوهشی که مقاله ارائه کرده بود را در کارنامه ی درخشان خود دارد.
گرچه حضورش در جشنواره ی صدا و سیما به صورت انفرادی بود اما اولین گروهی که با آن کار کرد گروه هم نوا و بعد از آن گروه مفتون بود و در آخر هم گروه لیان مشغول به کار شد و اکنون 12 سال از همکاری اش با این گروه می گذرد.

از نیمه تا تألیف کتاب فایز
آکا را همه ی ما به شروه خوانی هم می شناسیم و شروه خوانی های مخصوص او معروف است، او حتی در این زمینه کتابی هم نوشته است، می پرسم چه شد که به شروه خوانی روی آوردی؟

آکا از علاقه اش به فایز می گوید و تلاشی که برای به دست آوردن اشعار فایز انجام داده است: از دوران بچگی به فایز علاقه داشتم و پدرم هنگام خواندن نیمه و آوازهای دریایی از اشعار فایز استفاده می کرد بالاخره یک روز به دشتی رفتم و نوه ی فایز، مرحوم عباس یوسفی را پیدا کردم، او من را در تلویزیون دیده بود و می شناخت، از من خواست کاری انجام دهم، شروع کردم به تحقیق و پژوهش در مورد زندگی فایز، کتابخانه ها را گشتم و نسخه های دست نویس را پیدا کردم حتی به دشتی های کشور کویت فراخوان دادم، یک دوستی داشتم که معاون صدا و سیمای کویت است، یک سری اشعار را از کویت برایمان فرستادند و بعد هم یک حاج خانمی یک نسخه ی دیگر آورد و توانستم حدود 7 نسخه پیدا کنم که شامل بیش از 100 دو بیتی از فایز بود که کسی نخوانده و نشنیده بود، با پژوهشی که روی کارهای قبلی فایز داشتم از کتاب هایی که درباره فایز چاپ شده بود کمک گرفتم و سرانجام تبدیل به کاری شد که از همه ی کارها کامل تر و بهتر است.
از او می پرسم خوانندگی را بیشتر دوست دارد یا شروه خوانی؟ و فکر می کند در کدام یک موفقیت بیشتری دارد؟ می گوید: هر سه (می خندد)، بالاخره شروه خوانی هم یک جور خواندن است بنده به عنوان یک موزیسین بوشهری با اینکه سال ها آواز کلاسیک ایرانی می خواندم و توفیقاتی هم دارم اما رسالت من پرداختن به موسیقی و آوازهای فولک هست، چه آوازی می شود خواند که استاد شجریان یا بقیه نخوانده باشند؟ هزاران نفر هستند که در سراسر ایران دارند آواز می خوانند، ملی می خوانند، سنتی می خوانند، 400 سال باید بگذرد که یک نفر بیاید و بشود شجریان. که بتواند یک کاری برای موسیقی و آواز ایرانی انجام دهد.


او تلاش زیادی برای معرفی شروه ها کرده و در این باره می گوید: کسی نیست که این شروه ها را معرفی کند، خیلی از شروه ها در دشتی و دشتستان و تنگستان خیلی سال پیش که الان هیچ راوی ندارد از بین رفته اند، ولی من آن ها را هم روی ریل و هم توی سینه ام دارم، چون این ها را خودم تک به تک کار کردم و می توانم همه ی آن ها را مو به مو اجرا کنم.

نویسندگی در امتداد خوانندگی
او به جز موسیقی در زمینه ی نویسندگی و پژوهش هم فعالیت های قابل توجهی دارد، می پرسم در حال حاضر چه کاری انجام می دهد و او پاسخ می دهد: الان دو کار در مرحله ی تألیف دارم، یکی از آن ها "دو بیتی های استان بوشهر" است که شعرهای مفتون و نادم و شیدا و... هستند که این کار تقریبا آماده ی چاپ است و دیگری یک کار ترجمه در حوزه ی ادبیات عرب است و کار بعد هم این است که همه ی این آوازها را ضبط کنم و به روایت خودم منتشر کنم تا اگر آینده کسی خواست مراجعه کند حداقل مدلی از این نوع دوبیتی ها وجود داشته باشد. چون خیلی از آوازها دیگر هیچ راوی و خواننده ای ندارد و خوانندگانشان از دست رفته اند.
گرچه همه ی اساتیدی که آکا زیرنظرشان موسیقی را فرا گرفته است برجسته و کاربلد بوده اند اما آقای غیور که یکی از شاگردان استاد تاج اصفهانی و استاد کسایی هستند را تاثیرگذارتر می داند و می گوید: همچنین آقای کمالپور که کتاب تئوری موسیقی ایشان را فرا گرفتم و آقای مسیحا که استاد خط و معلم ریاضی من بود و من را با دنیای هنر آشنا کرد.
آکا صفوی در کنار آواز خواندن به تدریس موسیقی نیز مشغول است و در هنرستان دخترانه ی فاطمیه در رشته ی موسیقی تدریس می کند، او 15 سال سابقه ی تدریس خصوصی هم دارد و پیش از این در فرهنگسرا و آموزشگاه های مختلف تدریس می کرد که اکنون بخاطر مشغله ی کاری اش در زمینه ی تدریس در فرهنگسرا فعالیتی ندارد.

بعضی ها یک شبه سلبریتی می شوند
او وضعیت موسیقی بوشهر را اینطور شرح می دهد: در بوشهر، فعالیت های موسیقی به لحاظ کمیت زیاد است اما به لحاظ کیفیت فقط یک سری گروه های محدود هستند که کاری که ارائه می دهند قابل توجه است مثل گروه لیان، آوای موج، هیرون و گروه هایی که کار می کنند و فعالیت بیشتر و رویکرد بهتری نسبت به مقوله ی موسیقی دارند.
می پرسم: کدام خواننده را بیشتر دوست دارید؟ می گوید: در حوزه ی موسیقی ایرانی استاد شجریان را خیلی دوست دارم، در حوزه ی موسیقی محلی خواننده ای که با دانش باشد هیچ وقت نداشته ایم. اکثر خواننده ها نه دوره ای رفته اند، نه کلاسی، نه آموزشی... خوانندگی می کنند و خیلی هم خوب می خوانند و فعال هستند اما معیار سنجش من برای یک هنرمند دانش کاریست که ارائه می دهد.
از آکا صفوی می پرسم چه توصیه ای به جوانانی که دوست دارند خواننده شوند دارید؟ آکا می گوید: خواننده نشوند. (می خندد). می پرسم: مگر شما پشیمانید؟ می گوید: نه من که پشیمان نیستم و هر وقت از هر جایی که شروع کنم، دوباره خواننده می شوم چون موسیقی مرا نجات داد، اگر الان موفقیت هایی کسب کرده ام یا آدم های زیادی مرا می شناسند به لطف موسیقی است، شغل اول من موسیقی است، اما موسیقی در کشور ما اوضاع و احوال مریض و بدی دارد، یک سری گروه های مافیایی وجود دارند، یک سری بی ارزشی ها مهم و ارزشمند شده اند و با ارزش ها کنار رفته اند، امروزه یک نفر، در عرض یک شب سلبریتی می شود در صورتی که قبلا اینطور نبود، چون جامعه بر اساس ارزش بود و یک هنرمند باید جامع شرایط می شد تا تبدیل به یک سلبریتی شود، اما در حال حاضر اینطور نیست، یک نفر را به تلویزیون دعوت می کنند و او اعتراف می کند که تاکنون یک صفحه کتاب هم مطالعه نکرده است بعد همین افراد به سلبریتی موسیقی تبدیل می شوند و کسانی مثل استاد شجریان و خیلی از هنرمندان دیگر که خیلی کار کرده اند و زحمت کشیده اند، خانه نشین می شوند.


آکا معتقد است فلسفه ی هنر یک فلسفه ی پاک و خدایی است و باعث می شود که انسان پاک و زلال شود و انسان را به سمت برتری های انسانی می کشاند، او می گوید: اگر واقعا منظور از هنر، ارتقاء روح و روان آدمی باشد به نظر من خوب است و تشویق میکنم که حتما به سمت موسیقی بروند اما اگر منظور از هنر چیز دیگری یاشد توصیه می کنم هیچ وقت سمت موسیقی نروند، چون هم موسیقی را به ابتذال می کشانند و هم 4 نفر دیگر با دیدن این افراد دچار تقلید کورکورانه و ناسالم می شوند.

مسئولین فرهنگی بوشهر کم کارند/ فقط گفتند: نمی توانید کار کنید بروید به سلامت!
وی در خصوص عملکرد مسئولان فرهنگی استان با نارضایتی می گوید: نمی دانم ما هنرمندان بیش از حد متوقعیم یا مسئولین فرهنگی ما کم کارند، متاسفانه در کشور ما دید خوبی نسبت به مقوله ی فرهنگ نیست، صرف نظر از اینکه چه دولتی بر روی کار باشد در هر صورت در حوزه ی فرهنگ و هنر هیچ حمایتی صورت نمی گیرد و به همین خاطر است که هر کس در حوزه ی فرهنگ فعالیت می کند با مشکلات زیادی مواجه می شود.
آکا که سابقه ی روزنامه نگاری هم دارد می گوید: شما که در نشریه مشغول به فعالیت هستید و خودتان بهتر در جریان مشکلات عدیده ی مالی و غیر مالی حوزه ی فرهنگ هستید، مشکلات زیادی در حوزه ی نشریات است.
وی معتقد است هر جامعه ای که بخواهد حرکت کند و پویا شود به زیرساخت های فرهنگی نیاز دارد و باید در آن جامعه به مسائل فرهنگی اهمیت داده شود، اگر در جامعه ای زیر ساخت فرهنگی خوبی وجود نداشته باشد و بستر فرهنگی خوبی نداشته باشد و به مسائل فرهنگی اهمیت داده نشود این جامعه نمی تواند رشد کند و یک جامعه ی پویا و بالنده باشد.
آکا حمایت های اسماعیل تبادار استاندار بوشهر در سال های 81 تا 84 را فراموش نکرده و در این خصوص می گوید: با اینکه این کارها و این حمایت ها را مدیرکل ارشاد و متولیان فرهنگی باید انجام می دادند اما هر وقت جایزه ای می گرفتم آقای تبادار به صورت خصوصی مرا دعوت می کرد و از من تقدیر می کرد، کاری که از هیچ استانداری ندیدم.
دلیل حذف شدنش از صدا و سیما بوشهر را نمی داند و می گوید: توضیحی ندادند، سال 89 بود، ممنوع التصویر و ممنوع الکار شدم و مرا از اداره اخراج کردند، فقط گفتند شما نمی توانید کار کنید برو به سلامت.


گروه لیان یک برند است
می پرسم: چه موقع گروه لیان در بوشهر کنسرت اجرا می کند؟ می گوید: الله اعلم... ما می خواستیم کنسرت اجرا کنیم ولی خب... (مکث می کند) راجع به اختلافات و سنگ اندازی هایی که صورت گرفته می پرسم، می گوید: سال 94 با اینکه از شورای تأمین مجوز گرفته بودیم و استاندار آن زمان بوشهر، دکتر سالاری هم از ما حمایت میکرد اما باز هم عده ای نخواستند و نگذاشتند در صورتی که گروه های دیگر در همین شهر بوشهر کنسرت اجرا می کنند و حتی در ضمن اجرا بعضاً رقص هم دارند و کسی مشکلی ندارد.
می پرسم: فکر می کنید دلیل این دشمنی چیست؟ می گوید: اگر فهمیدید به ما هم بگویید که برویم دنبالش (می خندد) و بعد از یک مکث ادامه می دهد: یک سری افراد هستند که نمی دانم هدفشان از مخالفت چیست ولی خب بهرحال مخالف هستند، قدرت دارند و هیچکس هم حریفشان نیست.
می پرسم: تا کی قصد دارید همراه گروه لیان باشید؟ پاسخ می دهد: فعلا که همراه گروه لیان هستیم  تا وقتی هستم با لیان همکاری میکنم و اگر با لیان هم نباشم و از لیان هم که جدا شوم با هیچ گروهی کار نمیکنم چون هر گروهی و هر کسی یک سطحی دارد و سطح گروه لیان نه تنها در موسیقی بوشهر که در ایران یک سطح برجسته است. گروه لیان در ایران یک برند است، هیچ گروهی به سابقه ی گروه لیان پیدا نمی کنید که اینهمه کار فرهنگی کرده باشد و راجع به موسیقی محلی اش کتاب منتشر کرده باشد، هیچ جای ایران نیست و یک مورد دیگر که در مورد گروه لیان وجود دارد، حضور شخص محسن شریفیان است.
او در خصوص تلاش ها و دانش محسن شریفیان می گوید: خب آدمی که می تواند نقش داشته باشد و ارزش بدهد به موسیقی محلی نه در بوشهر بلکه در موسیقی کل ایران نامش برای همیشه ماندگار است و من به عنوان یک همکار واقعا به وجود با ارزشش افتخار می کنم.


آکا صفوی در خصوص اینکه ترانه ی آثارش را چگونه تهیه می کند، می گوید: ما چون نماینده ی استان بوشهر هستیم، سعی می کنیم از شهرستان های مختلف استان با لهجه های خودشان موسیقی هایی که در آن منطقه وجود دارد را کار کنیم، مثلا در گناوه از اشعار مرحوم شمسی زاده، در دشتستان از اشعار آقای فرج الله کمالی و در دشتی از اشعار آقای شیخیانی استفاده کردیم، ما از تمام نقاط استان با لهجه و گویش مخصوص هر منطقه ی استان کار داریم، تنگسیری، دشتستانی، دشتی، گناوه و دیلم و بلوکات حیات داوود و لیراوی و سمت شمال استان که تقریبا با گویش لری صحبت می کنند، ما کارهای مختلفی انجام می دهیم و مجموعه ای که ارائه می دهیم از همه ی گویش ها و شاعران و هنرمندان اکثر مناطق استان است.

آکا بهترین دوست خود در زمینه ی موسیقی را محسن شریفیان می داند و معتقد است او هیچ وقت در این زمینه رقیب ندارد، او می گوید: همیشه سعی می کنم خودم تلاش کنم و دوست ندارم با کسی رقابت کنم، چون اگر آدمی اسم تلاشش را رقابت بگذارد، ناخودآگاه در مسیری قرار می گیرد که یک سری رفتارهای غیر هنری انجام می دهد که رقیب خود را کمرنگ کند در صورتی که به نظر من هنرمند باید توان خود را به کار بگیرد که خودش را به بهترین جایگاه برساند و به روز باشد تا اینکه بخواهد افکار رقابتی داشته باشد، هر کسی یک کاری را انجام می دهد و ما باید همه به هم کمک کنیم که اتفاق خوبی در زمینه ی هنر و برای هنر بیفتد.

در 50 سالگی خوانندگی را کنار می گذارم
او در خصوص زمان پایان فعالیتش می گوید: من با موسیقی زندگی می کنم و اگر موسیقی نباشد زندگی من هیچ ارزشی ندارد، اما تا یک مقطع خاص باید کار کرد، تا زمانی که خوب هستی و سرپا هستی و انرژی داری، وقتی در اوج هستی کنار باید بکشی، قبل از اینکه در هنر به رذالت بیفتی باید همه چیز را کنار بگذاری. من هم در هنر یک مقطع را مشخص کرده ام که بعد از آن همه چیز را کنار بگذارم.
می پرسم: چه سنی؟ می گوید: 50 سالگی... در آن سن حتما خوانندگی را کنار می گذارم، اگر بتوانم به فرهنگ کمکی کنم با کمال میل و عاشقانه کار میکنم ولی فعالیتم به عنوان یک خواننده را قطع می کنم و استراحت میکنم. من از 14 سالگی در حال خوانندگی هستم و الان 40 ساله ام. چون که موسیقی بوشهر یک پتانسیل دارد که نسبت به موسیقی های کلاسیک خیلی کمتر است، گرچه باید موسیقی بوشهر را ارتقاء داد و به جهانی شدن فکر کرد ولی کاری را که برای موسیقی بوشهر باید انجام داد به نظرم من بعد از 50 سالگی دیگر نمی توانم انجام بدهم و باید یک نفر دیگر بیاید و یک کاری انجام دهد.
او معتقد است بعد از این زمان باید به زندگی اش بپردازد چون در این سال ها مشغله های زیادی داشته و مسافرت های زیادی خارج از کشور رفته است، شرکت در برنامه ها و فستیوال ها باعث شده است هیچ وقتی برای خودش و خانواده اش نداشته باشد و در مناسبت های خاص مثل عید خارج از خانه باشد، می گوید: بعد از آن به خودم و علایقم می پردازم من خیلی دوست دارم اگر اوضاع اینطوری نباشد و خشکسالی و بدبختی گریبان مردم را نگیرد دوست دارم در ایران به یک روستای بکر مهاجرت کنم، جایی که نه تلویزیونی داشته باشد و نه موبایلی، در واقع یکی از آرزوهایم این است که در یک روستای دور افتاده با ابتدایی ترین امکانات زندگی کنم چون این شیوه ی زندگی را خیلی دوست دارم.


آکا بهترین خاطره اش در زمینه ی موسیقی را اولین عنوانی که کسب کرده است می داند و بدترین خاطره اش را بر هم زدن کنسرتش می داند. 

کوه های دشتستان و جدایی از هیاهوی شهر
آکا صفوی هر وقت از هیاهوی شهر و ترافیک کار خسته می شود به کوه های دشتستان پناه می برد تا علاوه بر تفریح آواز هم بخواند، به جز این در مواقع دل گرفتگی و ناراحتی می زند زیر آواز و موسیقی و ساز می شود مرهم دردهایش.
او که زمانی به صورت حرفه ای فوتبال بازی می کرد و سابقه ی بازی در تیم ایرانجوان و تیم منتخب مدارس را هم دارد، می گوید: الان سال هاست که فوتبال بازی نمیکنم اما فوتبال را دنبال می کنم و استقلالی هستم. البته صعود تیم پرسپولیس به فینال جام باشگاه های آسیا من را خوشحال کرد چون اگر پرسپولیس قهرمان میشد هیچ کس به رقابت پرسپولیس و استقلال در داخل کشور کاری نداشت و همه می گفتند یک باشگاه از کشور ایران در آسیا قهرمان شده است، متاسفانه فرهنگ بدی در جامعه ی ما وجود دارد و این است که در استادیوم ها به جای تشویق تیم محبوبشان، به تیم حریف فحش می دهند و این اصلا خوب نیست.
می گویم: حرف آخر؟

آکا صفوی می گوید: در پایان آرزوی موفقیت می کنم برای همه ی اصحاب رسانه و هنرمندان و کسانی که واقعا دل در گرو فرهنگ دارند و بدون هیچ چشمداشتی دارند در این حوزه کار می کنند. در این استان و این کشور انجام دادن کارهای فرهنگی فقط عشق می خواهد، من خودم سالها توی رادیو برنامه ساختم، روزنامه نگاری کردم و همانطور که گفتم کار نشریه سخت است و می دانم شما با چه مشکلاتی مواجه هستید، انجام این کارها کاملا بر اساس عشق و علاقه است برای همه ی عزیزانی که دارند با عشق و با دل و جان کار می کنند، هر کسی در هر جا و در هر رشته ای از فرهنگ که هست آرزوی موفقیت می کنم.

 









کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین