امروز: سه شنبه 27 شهريور 1397
    طراحی سایت خبری
    هفته تعاون
تاريخ انتشار: 21 شهريور 1397 - 11:10
اختصاصی اتحاد خبر/ به بهانه روز ملّی سینما؛

اتحاد خبر: امروز 21 شهریور ماه روز ملی سینما است. دنیای تصویر و حرکت و سی نما از آنچه که بر پرده نقره ای می بینید و از دریچه چشمانتان می گذرد و در ذهن و قلب شما به یادگار می ماند، گاه به فاصله این لحظه تا همیشه. سینما یک پدیده اجتماعی است که در شهرستان ها و شهرهای کوچک کمتر توانسته با محیط اطراف در ارتباط متقابل قرار گیرد. امّا هرگز این واقعیت که سینما ...

اتحاد خبر-زهره عرب: امروز 21 شهریور ماه روز ملی سینما است. دنیای تصویر و حرکت و سی نما از آنچه که بر پرده نقره ای می بینید و از دریچه چشمانتان می گذرد و در ذهن و قلب شما به یادگار می ماند، گاه به فاصله ی این لحظه تا همیشه. سینما یک پدیده اجتماعی است که در شهرستان ها و شهرهای کوچک کمتر توانسته با محیط اطراف در ارتباط متقابل قرار گیرد. امّا هرگز این واقعیت که سینما از زندگی سرچشمه گرفته و به نگاه ما بر جامعه و زندگی اطرافمان نیز تاثیر می گذارد قابل چشم پوشی نیست. این نشانه ای از قدرت سینما است، سکانس هایی که می توانند عشق یا نفرت ببخشند که این جادو نیست بلکه خودآگاهی محض است.

در یک شب تابستانی همزمان با آخرین سانس های اولین روز اکران فیلم تنگه ابوقریب که به وقایع سال 67 و جنگ ایران و عراق می پردازد به تنها سینمای شهر رفتم تا با افرادی که به سینما می آیند از انگیزه هایشان، تاثیرات سینما، دیالوگ های ماندگار و فیلم های موردعلاقه و... گفتگو کنم. ماحصل این گفتگو را در ادامه می خوانید.

ایلیا اقدسی، 13 ساله در پاسخ به این سوال که دلیل دیدن فیلم در سینما چیست، گفت: مردم می توانند در منزل هم فیلم های موردعلاقه خود را ببینند ولی سینما فضای خاص خود را دارد و به نظر من دیدن فیلم در سینما بسیار جالب تر از دیدن آن در خلوتی خانه است.

می پرسم فیلم موردعلاقه شما چیست که از فیلم death wish -آرزوی مرگ- نام می برد. وی ادامه می دهد: نمی خواهم بازیگر شوم، چون نمی خواهم معروف شوم ولی همیشه دوست دارم با پدرم -عبدالصاحب اقدسی- روی صحنه باشم، چون پدر من یک فیلمساز حرفه ای است، و من عاشقش هستم.


زهرا و فاطمه نجفی، 17 و 19 ساله با چند نفر از دوستانشان قرار سینما دارند، از آنها می پرسم چرا به سینما می آیید، زهرا جواب می دهد: برای سرگرمی می آیم. الان هم به دیدن این فیلم علاقمند بودم، چون تیزر تبلیغی آن را دیدم و دوست داشتم ببینمش. فاطمه هم دلیل سینما آمدنش را رفع بیکاری و بیحوصلگی و سرگرم شدن می داند.

می پرسم دوست دارید روزی تصویر خودتان را روی پرده سینما ببینید، زهرا می خندد و می گوید: نه، دوست ندارم. اما فاطمه اظهار علاقه کرده و می گوید: با خواهرم چند بار سر تمرین تئاتر رفته ام. او معتقد است سینما و فیلم ها خیلی در زندگی افراد جامعه تاثیرگذار هستند چون جزییاتی از زندگی خود آدمها را نشان می دهند.

علی دهدشتی 17 ساله که با دوستانش از دیدن فیلم برمی گردد، می گوید: هر وقت فرصتی دست بدهد به سینما می آیم. معتقدم که سینما می تواند فرهنگ های درست یا غلط را در میان مردم رواج دهد، مثلا در فیلم "کاتیوشا" صحنه هایی از مصرف مواد مخدر وجود دارد که برای جوان ها بار آموزشی منفی به همراه دارد.

مسعود رودحله پور، 32 ساله و مهندس عمران است، می گویم می بینم که مرتبا پیگیر سینما و برنامه پخش فیلم ها هستید، جواب می دهد: بله، از بچگی علاقه داشته ام و همیشه سینما می روم و تفریح اصلی من همین است، مثلا تنگه ابوقریب امروز در برازجان اکران شد و همان سانس اولش را رفتم. من اکثرا تنها سینما می روم. البته بعضی وقت ها پسرخواهرم که امسال کلاس دوم می رود را با خودم می برم، و او هم سعی می کند سوال هایش و نکته هایش را بعد از فیلم بپرسد که مزاحم بقیه نباشد، برعکس خیلی ها که در سینما تازه نطقشان باز می شود. سعی کردم او را با خودم ببرم و آداب فیلم دیدن در سینما را به او یاد بدهم، چون بچه ها را باید با چنین محیط هایی آشنا کرد.

می پرسم انگیزه تان از سینما رفتن چیست، جواب می دهد: راستش اولین تصویر و خاطره ای که از بچگی دارم سینماست. سینما بهمن بوشهر آن زمان یک سالن داشت و دو طبقه بود. با مادرم رفته بودم و طبقه دوم نشسته بودیم، نمی دانم چه فیلمی بود ولی عظمت و جذابیت سالن و طعم ساندویچ بعدش برایم عجیب غریب بود. اولین فیلمی هم که یادم است در سینما دیدم "ضیافت"، مسعود کیمیایی بود که با دایی ام رفته بودم. البته ژانر خاصی را نمی توانم بگویم چون همه ژانری می بینم. دلم نمی خواست بازیگر بشوم ولی همیشه دلم می خواست فیلم بسازم، فیلم مورد علاقه ام "رستگاری در شاوشنگ" است که حتما دیده اید چون تلویزیون هم بارها نشان داده است. رستگاری را که گفتم چون در خارجی ها با فاصله زیاد فیلم مورد علاقه ام است، ولی در سینمای ایران خیلی فیلم ها از کارگردانهای مختلف را دوست دارم.


او ادامه می دهد: از آقای داریوش مهرجویی "اجاره نشین ها" و "هامون". از آقای تقوایی "ناخدا خورشید". از رخشان بنی اعتماد "زیر پوست شهر". از "بهروز افخمی" شوکران. و البته خیلی فیلمهای دیگر که زیاد هستند. «علی حاتمی» همه ی فیلم هایش خصوصا "سوته دلان" و "طوقی" و "مادر". فکر می کنم ساعت ها بتوانم بگویم، امروز هم تنگه ابوقریب را دیدم و به نظرم از آن فیلم هایی است که باید دو بار دید و احتمالا فردا هم باز بروم و ببینم.

رودحله پور با اشاره به برخی از دیالوگ های ماندگار اظهار داشت: اولین دیالوگ از فیلم سوته دلان، "ما دلمون روضه اس گریه کن نداریم". البته دیالوگ باز نیستم ولی این دیالوگ را خیلی دوست دارم، کلا همه دیالوگ های آقای حاتمی یک جورهایی شعر است و خود ایشان هم که شاعر سینما است. "با همه بلند بالایی؛ دستم به شاخسار آرزو نرسید!" این هم دیالوگ خیلی قشنگی است باز هم از علی حاتمی. و یک دیالوگ دیگر باز هم از علی حاتمی و دلشدگان. "کاش این دنیا هم مثل یک جعبه موسیقی بود، همه صداها آهنگ بود، همه حرفها ترانه."

وی که با علاقه و هیجان از سینما می گوید، ادامه می دهد: یک سوالی که به نظرم باید می پرسیدید بازیگر مورد علاقه است، "آل پاچینو" بازیگر محبوب من است و فیلمی هم که از او خیلی دوست دارم صورت زخمی است، نفر بعدی "تام هنکس" و بهترین فیلمش و یکی از فیلمهای مورد علاقه خودم "نجات سرباز رایان". در میان ایرانی ها هم بهروز وثوقی اکثر فیلم هایش خصوصا "سوته دلان" و‌ "گوزن ها". محمدرضا فروتن خصوصا فیلم "شب یلدا" و "مرسدس"، و البته "قرمز". از جدیدترها هم "امیر جدیدی" که در تنگه ابوقریب هم حضور دارد و البته ترانه علیدوستی در اکثر فیلم هایش. در میان فیلمهای اصغر فرهادی هم "درباره الی" را بهترین می دانم، بعد از آن هم "جدایی نادر از سیمین". راستش سینما چیزی است که همیشه دوست دارم راجع به آن حرف بزنم و الان این سوال ها باعث شد دیالوگ هایی که دوست داشتم به ذهنم بیاید و جالب است که اکثرشان از علی حاتمی است.


این جوان برازجانی با اشاره به وضعیت فعلی سینمای ایران می گوید: الان یک رضا عطاران و فیلم های کمدی اش خوب می فروشد و کنارش فقط سالی دو یا سه فیلم خوب. من تخصصی ندارم ولی سینمای الان را دوست ندارم، هر چقدر فیلم خوب یادم می آید همه مربوط به قبل از دهه هشتاد است، این موج فیلم های کمدی تکراری و بی سروته را دوست ندارم، البته که می فروشند و این خوب است. ولی کافی است به همین اکرانهایی که در سینمای برازجان می شود نگاه کرد تا فهمید، قبل از تنگه ابوقریب چه فیلمهایی اکران بوده، "کاتیوشا"، "هزارپا"، "دشمن زن"، "خجالت نکش"، "تگزاس" و خب همه کمدی که همه این فیلمها هم نمونه های تکراری و از پیش ساخته زیادی با خط داستانی مشترک و... دارند. من سینمای اواخر دهه شصت و دهه هفتاد را بیشتر دوست داشتم  سینمایی که حتی اگر در آن کمدی ساخته میشد، فیلمی مثل "اجاره نشین ها" و "آدم برفی" بود. سینمایی که در ان "هامون" و "عروس" و "زیر پوست شهر" و "شوکران" و کلی فیلم های خوب دیگر ساخته شد. الان اگر اصغر فرهادی و تک و توکی جرقه های سالیانه را از سینما بگیرید چیز دیگری ندارد. حتی بزرگان سینما هم یا کلا خانه نشین هستند و فیلم نمی سازند مثل تقوایی و بنی اعتماد و یا فیلم هایی می سازند که خاطرات خوب خودشان را خراب می کند مثل مهرجویی و حاتمی کیا و کیمیایی.

محمد راشدانصاری 17 ساله با گفتن اینکه بعضی وقت ها که فیلم قشنگی ارائه شود به سینما می آیم، ادامه می دهد: با دوستانم می آیم، چون یک سرگرمی سالم است و می تواند تا حد زیادی در زندگی روزمره آدم تاثیر داشته باشد. فیلم موردعلاقه ی من لاتاری بود و صحنه آخر آن که در مورد غیرت و ناموس پرستی ایرانی است را خیلی دوست داشتم.

بعضی صحنه ها در فیلمها وجود دارد که در زندگی عادی آدمها هم اتفاق می افتد، و می شود آنها را به راحتی در سکانس های فیلمها دید و برخی مسائل پرداخته شده در فیلمهای روز به زندگی روزمره آدم نزدیک است. اینها را مجتبی واعظی زاده، 18 ساله می گوید.


از او در مورد بازیگر شدن می پرسم، پاسخ می دهد، اگر موقعیتش پیش بیاید بله، دوست دارم خودم را در این عرصه محک بزنم. به ژانر اجتماعی و روتین علاقه دارد و دیالوگ خاصی در ذهنم نیست. من اکثرا دقت می کنم به اتفاقاتی که در فیلمها رخ می دهد و به شخصه یاد گرفته ام که ظاهر زندگی آدمها را نبینم.

رضا محمدپور، 18 ساله با گفتن اینکه تمام فیلمهایی که در سینما اکران می شود را می بینم ادامه داد: دلیل آن این است که علاقه ی زیادی دارم و فیلم دیدن و سینما را یک سرگرمی مناسب می دانم.

 


او درباره جنبه یادگیری و آموزشی سینما می گوید: صددرصد می تواند آموزنده باشد. مثلا فیلم موردعلاقه ی من "لاک قرمز" است، چون خیلی با این فیلم ارتباط برقرار می کنم و به زندگی من شبیه است. تاثیراتی از فیلم ها در زندگیم بوده است اما اینکه دیدن فیلمی بتواند زندگیم را تغییر دهد نه.

 

محمدپور با گفتن اینکه بازیگری را دوست ندارم، چون استعداد آن را ندارم ادامه داد: اما به فیلمسازی علاقه دارم و در حال ساخت اولین فیلم خودم هستم که نام آن «نفس عمیق» است. نویسنده ی این فیلم کوتاه خودم هستم و دیالوگی از همین فیلم را می گویم، "ارزش نفس عمیق بر بلندای کوه را کسی می داند که آسم نفسش را به شماره انداخته است."

علیرضا قاسمی 18 ساله، دلیل حضورش در سینما را علاقه و کسب تجربه می داند، او ادامه می دهد: هر وقت فیلم جدیدی می آید آن را می بینم. در فیلم های طنز " هزارپا"، و اجتماعی نیز "لاتاری" را می پسندم. به بازیگری علاقه دارم ولی نه به خاطر پول و شهرت، چون از شهرت و پول زیادی که انسان را مغرور کند خوشم نمی آید.


او در مورد تاثیر سینما و ساخت فیلم در زندگی انسانها گفت: برخی از کارگردانان و نویسندگان می آیند از زندگی واقعی و مسائل موجود در جامعه مثل قاچاق دختران به کشورهای عربی فیلم می سازند، و در اینجا واقعیت به تصویر کشیده شده است و یا مهران مدیری که یک طنز تلخ را ارائه می دهد.

 

وقتی می پرسم سینمای فعلی ایران را قبول دارید، بی درنگ جواب می دهد: خیر، چون در کشور ما با یک جمعیت 80 میلیون نفری، بیشترین مخاطب و بیننده مربوط به فیلم طنز "هزارپا" بوده است، خب در کشوری با این جمعیت، این آمار جالب نیست.

مهرداد خاکره 26 ساله و عکاس می گوید: گه گداری به سینما می آیم و فیلم می بینم. فکر می کنم اکران فیلم های باکیفیت و از حیث محتوایی بتواند مردم را به سینما رفتن راغب کند، نه صرفا پربازیگر بودن یک فیلم.


وی در مورد علاقه اش به بازیگری می گوید: خیر، علاقه ای ندارم، به واسطه شغلم بیشتر به پشت صحنه علاقه دارم. دیالوگ خاصی در خاطرم نیست، اما فیلم "جدایی نادر از سیمین"، کار آقای اصغر فرهادی را خیلی دوست داشتم.




کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین