امروز: شنبه 31 شهريور 1397
    طراحی سایت خبری
    هفته تعاون
تاريخ انتشار: 14 شهريور 1397 - 11:20

اتحاد خبر- اصغر علی خانی: از زمین و آسمان آتش می بارد. انگار فراموش کرده اند درهایِ جهنم را ببندند. رهگذری که به سایه ای تُنُک و کوتاه خود را آویزان کرده، خشمگین رو به خورشید می گوید: انگار میراثِ پدرش را طلب دارد؟ دانه های درشت و ریزِ عرق از سر و کول هم می روند بالا. ابرها زورشان به خورشید نمی رسد. گاهی سینه سپر می کنند و لحظه ای بعد مثل....

فراکِ ریاست!!!

*اصغر علی خانی

 

از زمین و آسمان آتش می بارد. انگار فراموش کرده اند درهایِ جهنم را ببندند. رهگذری که به سایه ای تُنُک و کوتاه خود را آویزان کرده، خشمگین رو به خورشید می گوید: انگار میراثِ پدرش را طلب دارد؟ دانه های درشت و ریز  ِعرق از سر و کول هم می روند بالا.ابرها زورشان به خورشید نمی رسد. گاهی سینه سپر می کنند و لحظه ای بعد مثل گله ای آهو با ترس و لرز از مقابل هرمِ آفتاب به سرعت می گریزند.باد نفس نمی کشد.
در سالن همه ی جماعت با یک جفت یا گاه دو جفت چشم!!! به در چشم دوخته اند و چشم به راه، ورود ریاست اند.هربار که در باز می شود، دل ها  و گردن ها کشیده می شود به سمت در و می غلطد لایِ چارچوب تا کوکبِ همایون و بختِ بیدار رئیسِ قدر قدرتِ قوی شوکت را  نظاره گر باشند.
بالاخره پس از بیست دقیقه تأخیر، اربابِ سعادت با کت و شلوارِ سرمه ای با یک دو جین بادمجان دور قاب چینِ سِت شده با  کت شلوارِ  رئیس، وارد می شوند.


مجری که  تاقبل از نزولِ اجلال رئیس مثل مرغِ سر کنده از این سمتِ سالن به آن سمت ، تمرینِ دوی ماراتن می کرد یک باره نطقش باز شده، با ادا و اطور دکلمه کرد که:


آب زنید راه را، هین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد ...

با واژگانِ" جانِ جانان، شیخ الشیوخ ،گلِ سر سبد عالم کون و مکان ، پدیده ی قرن و ..." از ریاست دعوت کردند برای ایراد سخن پشت تریبون قرار گیرند.
ریاست معزّز با انبوهی کاغذِ آماری. که فقط یکی اش برای تهیه ی تار و پود کلاهی گشاد کافی بود. بعد از ذکر حدیثی قدسی!!! در باب مسئولانِ باکفایت و مقدمه ای بلیغ و سراسر شور در مدحِ مردمِ جان بر کف و همیشه در صحنه می رود سراغ شاخص، انحراف، متغیر، فراوانی و ...
 اوضاع آن قدر مطلوب توصیف می شود و آن اندازه به واقعیت نزدیک است!!! که ناچار ،می روم توی نخِ کتِ جادویی ریاست!!!
ریاست در این گرمای پنجاه واندی درجه با این کُتِ کُلفتِ سُرمه ای چه کرده که فقط لایه ای نازک از عرق روی پیشانیِ مبارکش در حال تلألو است که آن هم به خاطر دمِ گرمِ تشویقِ حُضار، طبیعی است.

رییس بدون نشانی از گرمی، هم چنان درصدِ پیشرفت نقطه به نقطه می دهد. ناخودآگاه ذهنم پر می کشد به یک داستانِ کُت شلواری دبیرستانی:
کشاورزی به یک  مهمانیِ مهم دعوت می شود. تا غروب در مزرعه کار می کند و فرصت نمی کند لباس عوض کند .با همان پوشش به مهمانی قدم می گذارد. هیچ کس اعتنایی به او نمی کند. به خانه برمی گردد و شیک ترین کُت و شلوار خود را می پوشد. دوباره وارد مهمانی می شود. صاحبان مجلس برای پذیرایی از او سر ودست می شکنند. هنگام خوردن غذا، پیرمرد غذایش را با دو دست در جیب می ریزد و با صدای بلند می گوید."بخورید، لباس ها، بخورید"
شروع می کنم به استدلال:
این جا که نه سفره ای بود نه غذایی که رئیس برای آن کُت بپوشد!!! همگی برای آمدن وی ثانیه شماری می کردند و تمام قد به احترام او به پا خواستند و بی اعتنایی هم در کار نبود!!!صاحب مجلس هم که خود ریاست بود با اعوان و انصار!!!
شاید می خواسته گربه را دم حجله بکشد!!! شاید قضیه ی درس و پندِ شیک پوشی بوده به کارکنان!!! و شاید برای این که آمار و ارقام ها بیش تر به دل ها بچسبد!!! اصلاً شاید یادش رفته که لباس عوض کند!!!
و شاید...
همین طور که مجری، سلامتی و سعادت برای رئیس آرزو می کند. من هم دست ها را رو به آسمان گرفته و از خدا می خواهم: آن قدر ریاست در آن کُتِ کذا کلافه شود که با قرار دادن آن بر رویِ دیوارِ مهربانی به مستمندی برسد تا بتواند نفسی چاق از ته دل بکشد.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1397/06/15 - 10:22
0
2
متاسفانه استخدام فله ای بدون گزینش، استفاده از روابط به جای ضوابط ، مقوله فامیلی ،دوستی ، و رشوه و پارتی باعث شده که اصل و موضوع مهم شایسته سالاری فراموش شود . (اعلام کردند که مدیر اداره ............. تغییر کرده و یک مدیر قاطع منضبط و قانونمند آمده ،گفتم از کجا می دانید که مدیر منضبط و قانون مند است !؟گفت :بنری با این عنوان نصب کرده بودند ک . «افسر !!سلطان گل پیدا شد از طرف چمن. مقدمش یارب مبارکباد بر سرو و سمن خوش به جای خویشتن بود این نشست خسروی. تا نشیند هرکسی اکنون به جای خویشتن تا ابد معمور باد این خانه از خاک درت. گفت این مصرع اشک را از چشمانم جاری کرد خخخ
«««««تو درخت عدل بنشان ،بیخ بدخواهان بکن !!!!!!!!!!!!!!!!!!»»»»»»»»» خخخخ جو گرفتمان !!
رفتیم پیش مدیر کل از کیسه گشاد !!!!! کارمندش گلایه کنیم ، از دیدن ««شلیف گشاد » !!!!! مدیر کل تعجب کردیم.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین