امروز: شنبه 26 آبان 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 21 مرداد 1397 - 21:27

اتحاد خبر: کمتر کسی در بندر گناوه هست که فاطمه صفایی را نشناسد و هیچ جشنواره و نمایشگاهی برگزار نمی شود که او در آن حضور نداشته باشد، متولد یکم شهریور ماه 1357 است و از ابتدای تولدش تاکنون ساکن بندر گناوه بوده است، مدرک فوق دیپلمش را در رشته ی ادبیات فارسی از دانشگاه آزاد بوشهر گرفته و حاصل ازدواجش یک دختر 16 ساله به نام فرزانه است.

گفتگو با  «فاطمه صفایی»؛ کارشناس آشپزی شبکه ملی

اتحاد خبر - ثریا شیری: حضور فاطمه صفایی در شبکه یک سیما و شبکه استانی بهانه ای شد تا با او در مورد حرفه ی مورد علاقه اش گفتگویی داشته باشم، وقتی به خانه‌شان رفتم قبل از شروع گفتگو فوراً بساط پذیرایی را چید تا مبادا مصاحبه در امر خانه داری و میزبانی اش خللی وارد کند این خصلت تمام زنان خطه ی جنوب کشور است. همانطور که در برخوردهای گاه و بیگاهمان در جشنواره ها و نمایشگاه ها و حتی در صفحه ی اینستاگرامش از او دیده بودم، گرم و خودمانی برخورد می کرد.

 

مهمترین جشنواره ای که در آن داوری کردم جشنواره ی بین المللی رنگینک در آبپخش است

آغاز فعالیتش در حرفه ی آشپزی را از 5 سال پیش عنوان می کند و می گوید: " 5 سال است که در حوزه ی معرفی غذاهای بومی محلی جنوب کشور فعالیت میکنم و در جشنواره های غذاهای بومی محلی سابقه ی حضور و داوری دارم و مهمترین جشنواره ای که در آن داوری کردم جشنواره ی بین المللی رنگینک در آبپخش است."

او دیگر فعالیت های اجتماعی اش را در حوزه ی زنان و در انجمن بانوان آب و آفتاب گناوه عنوان می کند و می گوید: "به تازگی کلاس های آموزشی غذاهای بومی محلی و انواع حلواها و ترشی ها و نان و شیرینی در فرهنگسرای شهرداری در حال برگزاری ست و من مدرس این کلاس ها هستم"

جالب است که او در زمینه ی آشپزی هیچ آموزش حرفه ای ندیده است و تمام هنر و موفقیت هایش را به صورت تجربی کسب کرده است، "از دوران بچگی به آشپزی علاقه داشتم و مادرم یکی از بهترین آشپزها بوده است" اما علاقه ی او به آشپزی در دوران کودکی در حد یک علاقه بوده، او می گوید: "در زمانی که مجرد بودم تا زمانی که دانشجو نشده بودم آشپزی نمی کردم، مادرم اجازه نمی داد وارد آشپزخانه شوم و تمام مهارتم در آشپزی در حد سرخ کردن بود، اما وقتی وارد دانشگاه شدم، آشپزی کردن را شروع کردم و با اینکه 19 ساله بودم همه دورم جمع می شدند و می گفتند غذاهایت خیلی خوشمزه ست"

به نظر می رسد که این علاقه به آشپزی همانطور که از مادرش به او ارث رسیده، از او نیز به دخترش منتقل شده باشد ولی وقتی این را می پرسم می گوید: "برخلاف خودم، فرزانه به آشپزی علاقه ای ندارد، چون تک فرزند است برای آشپزی کردن به او سخت نمی گیرم، هر چند پدر او میگوید خودت کدبانو و خانه دار هستی به فرزانه هم این هنر را آموزش بده، اما من میگویم من هم همینطور بوده ام و از 20 سالگی شروع به آشپزی کرده ام، در صورتی که فرزانه تازه 16 ساله است، وقتی به دانشگاه وارد شد و از من دور شد مسئولیت پذیر می شود و یاد می گیرد."


با من تماس گرفتند که به عنوان کارشناس جنوبی در برنامه حضور داشته باشم

از او میپرسم: چطور شد که پایت به تلویزیون باز شد؟ می گوید: "یک گروه در آذر ماه 96 به دعوت شوراها از تهران به بندر گناوه آمده بودند تا برای آیتم سفرنامه ی برنامه ی سیمای خانواده ی شبکه یک، برنامه ضبط کنند، روح الله ملک زاده (رئیس شورای شهر گناوه) برای بخش معرفی غذاها به من پیشنهاد داد که در برنامه حضور داشته باشم و من قبول کردم، به همراه آن‌ها به بازار رفتم و مواد لازم برای آشپزی را خریدم، بعد در منزل روش پخت قلیه ماهی را آموزش دادم و در مورد غذاهای بومی محلی توضیح دادم، دو هفته بعد از ضبط برنامه، پخش شد و بعد از پخش مدیر تولید و مسئولین شبکه یک برنامه را دیده بودند و از برنامه خوششان آمده بود و از تسلط من در کار راضی بودند، با من تماس گرفتند که به عنوان کارشناس جنوبی در برنامه حضور داشته باشم، با هزینه ی شخصی خودم در برنامه شرکت کردم و تجربه ی خوبی بود."

و همچنین می گوید: "تاکنون 4 اجرا در تلویزیون داشته ام، به جز این دو مورد، یک بار هم در برنامه ی مرز پر گهر شبکه ی دو، اجرا داشتم که در نوبت پخش است و یک اجرای دیگر هم برای شبکه ی یک دارم که شهریور ماه باید به تهران بروم."

او ماجرای حضورش در شبکه ی استانی را اینگونه شرح می دهد: "شبکه ی استانی یک فراخوان زده بودند و کارشناس آشپزی می خواستند، آقای جنگی، مستند ساز شونشینی و برنامه ی یه خونه یه دریا یه بوشهر، رزومه ی کاری ام را پرسید وقتی فیلم های حضورم در شبکه ملی را دید گفت میخواهم با ما همکاری کنی تاکنون یک اجرا در شبکه استانی بوشهر داشتم و امیدوارم این همکاری ادامه داشته باشد."

همانطور که حدس می زدم فاطمه صفایی بابت حضورش در برنامه های تلویزیونی به عنوان کارشناس آشپزی تاکنون دستمزدی دریافت نکرده است و وقتی می پرسم تا کی می خواهد با شبکه ی استانی بوشهر همکاری اش را ادامه بدهد می گوید: " اگر کلاس های آشپزی ام در گناوه تداوم داشته باشد راضی تر هستم، چون رفت و آمد به بوشهر سخت است و هزینه ی رفت و آمد به عهده ی خودم است."

از او می پرسم اولین باری که مقابل دوربین قرار گرفتی چه حسی داشتی؟ می گوید: "اولین تجربه ام در گناوه بود و اولین سکانس بازار ماهی فروش ها بود، چون در جمع مردم شهرم بودم و احساس غریبی نداشتم استرس نداشتم و بعد هم که در خانه و در کنار خانواده ام ادامه ی ضبط برنامه انجام شد همه چیز طبیعی بود اما فضای استودیوی شبکه یک، یک ابهت و حال و هوای خاصی داشت و چون برنامه پخش مستقیم هم بود خیلی استرس داشتم ولی کم کم تسلط پیدا کردم البته عوامل برنامه هم خیلی به من انرژی مثبت می دادند."

از سختی های حضور در برنامه ی زنده که می پرسم یاد خاطره ای می افتد: "چون تهرانی ها برای پاک کردن میگو مشکل دارند و آن را به صورت پاک شده می خرند، من در حال پاک کردن میگو گفتم دختر بچه های جنوب بلدند میگو پاک کنند و به جای اینکه بگویم هر یک دانه ی میگو مثل یک قاچ نارنگی است گفتم مثل یک قاچ نارگیل است (می خندد) ولی بعد گفتند چون برنامه ی زنده است نگران نباش و این مسائل طبیعی است."


در اینستاگرام هم از آشپزی هایم فیلم و عکس می گذارم

او در مورد فعالیت آشپزی اش در شبکه های مجازی می گوید: "یک گروه 200 نفره در یکی از شبکه های اجتماعی داریم که اعضای آن از شهرهای مختلف کشور هستند و هر کس غذاهای شهر خود را معرفی می کند، بارها آن ها غذاهای جنوبی را درست کرده اند و من هم اردک شکم پر، میرزا قاسمی، باقالی قاتوق، آش دوغ اردبیل و خورش خلال کرمانشاه را درست کرده ام، در اینستاگرام هم از آشپزی هایم فیلم و عکس می گذارم بعضی خانم ها در مورد بعضی از قسمت های پخت غذا نظراتی می دهند و به این ترتیب از تجربیات همدیگر استفاده می کنیم."


وقتی غذا می سوزد، عکس العملم بیخیالی‌ست

می پرسم وقتی غذا می سوزد چه عکس العملی نشان می دهی؟ می گوید: " عکس العملم بیخیالی است، قسمت بالا و روی سطح غذا را برای شوهرم جدا می کنم و ته غذا را که سوخته است خودم می خورم (می خندد)، شوهرم هم به رویم نمی آورد که غذا سوخته است."

دوست دارم بدانم آیا یک آشپز حرفه ای هم ممکن است غذایی را دوست نداشته باشد؟ می گوید: "همه ی غذاها را دوست دارم فقط از دال عدس بدم می آید، که آن هم سالی یک بار به خاطر همسرم درست می کنم."

اولین تجربه ی آشپزی اش را ته چین مرغ عنوان می کند و می گوید: "به دلیل علاقه ام به غذاهای مرغی، اولین تجربه ام در آشپزی ته چین مرغ بود و مرغ ترش و مرغ شکم پر را هم خوب درست می کردم."  

و وقتی از او می‌خواهم که یک خاطره‌ی تلخ از آشپزی کردنش بگوید، کمی به فکر فرو می‌رود و بعد می‌گوید: "یک بار برای یک نفر ماهی شکم‌پر درست کردم و خیلی برای من اهمیت داشت و وقت زیادی برایش گذاشتم، اما وقتی غذا را تا آخر خورد، به من گفت پیازهایت درشت بود." (می‌خندد)"

برای اینکه فضا را عوض کنم و این خاطره‌ی تلخ موقتاً از ذهنش پاک شود می‌گویم: یه خاطره‌ی طنز بگو. با خنده می‌گوید: " یک بار در حال پختن قرمه سبزی بودم و چون زیاد اهل خوردن قرمه سبزی نیستم برای خودم همزمان مرغ درست می کردم همان لحظه سرم گرم گروه های آشپزی در شبکه های مجازی ام شد و به جای اینکه به مرغ نمک بزنم شکر اضافه کردم و از طرفی نمک قرمه سبزی هم زیاد شده بود. در نهایت به مرغ کمی نمک اضافه کردم و کمی شکر هم به قرمه سبزی اضافه کردم."

با تعجب می پرسم: مزه‌ ی غذا چطور شد؟ میگوید: " اتفاقا مزه ی خوبی داشت، الان هم همین کار را می کنم برای غذاهایی که با مرغ درست می کنم نمک و شکر را مخلوط می کنم و مزه ی خاصی دارد."


از ثبت انجمن و ثبت غذا تا رونمایی از کتاب

از او در مورد فعالیت هایش در جشنواره های غذا می پرسم، پاسخ می دهد: "در همه ی جشنواره ها خودم ایده می دهم و در شهر گناوه چه جشنواره ی آیینی باشد و چه مسابقه بدون حضور من جشنواره ی غذا برگزار نمی کنند، جشنواره ی غذاهای بومی محلی که هر سال اسفندماه در بندر گناوه برگزار میشود زیرنظر انجمن بازی های بومی محلی گناوه و با مسئولیت من است."

او سابقه ی حضور در جشنواره ی غذا به مناسبت روز مادر و جشن فرهنگ و مناسبت های مختلف دیگر را هم دارد و بابت موفقیتش در جشنواره ها از ماشاءالله احمدی (شهردار گناوه) و فاطمه اسماعیلی (امور بانوان شورای شهر گناوه) تشکر می کند.

در مورد برنامه های پیش رویش می پرسم، می گوید: "پیشنهاد ثبت انجمن غذاهای بومی محلی را مطرح کرده ام و یک پیشنهاد دارم در بیمارستان گناوه که با تحویل یک غرفه به من در محیط بیمارستان، برای همراهان بیمار غذای خانگی بپزم و شهرداری هم این پیشنهاد را قبول کرده است."

هدف و چشم انداز خودش را نوشتن کتاب جامع آشپزی مخصوص غذاهای بومی محی گناوه عنوان می کند و می گوید: "با استاد دریانورد (انتشارات دریانورد) صحبت کردم و قرار شد نگارش کتاب را از مهر ماه شروع کنم و در اسفند ماه که جشن فرهنگ برگزار می شود از کتاب رونمایی کنم، شهردار و فرماندار هم استقبال کردند و انتظار دارم برای این کتاب از من حمایت کنند."

وقتی می پرسم خاص ترین غذایی که تابحال درست کرده چه بوده می گوید: "سوپ للک، این غذا در همه ی جشنواره ها طرفدار دارد و  دستور پخت و ایده ی آن کاملا از خودم بوده و قرار است آن را ثبت کنم."

فاطمه صفایی پدر و مادر و همسرش را مشوقان اصلی خود می داند و می گوید: "پدر و مادرم همیشه مشوقم بودند و همیشه به من میگویند "تو می توانی" و من از آن ها انرژی مثبت میگیرم."

بعد در حالی که چشم هایش برق می زند می گوید: "همسرم هم در این راه خیلی من را تشویق کرده است و چون به این حرفه علاقه دارم کاملا از من حمایت می کند."

در آخر از او می پرسم: دستپخت خودت بهتر است یا مادرت؟ با اطمینان می گوید: "تا ابد دستپخت مادرم بهتر است."

 

فاطمه صفایی از جمله زنانی است که فعل خواستن را صرف کرده است و ثابت کرده است از دل یک آشپزخانه ی کوچک در یک منزل استیجاری می تواند معجزه کند، او که در تمام طول مدت با عشق و علاقه از حرفه ی مورد علاقه اش حرف می زد تنها یک درخواست داشت و آن حمایت مسئولین شهر بود.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1397/05/23 - 16:08
0
1
مثل همیشه عالی و باعث افتخاری خانم صفایی
1397/05/23 - 14:01
0
2
سلام ودرود...زنده باد شیرزن بندر گناوه...خانم صفایی کارت حرف نداره👏💐🌹
1397/05/23 - 10:34
0
3
عالی، درود بر خانم صفایی عزیز
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین